>
Fa   |   Ar   |   En
   برآورد عدم قطعیت در تعیین سهم منابع مولد رسوب(مطالعه موردی: حوضه آبخیز تنگ‌بستانک)  
   
نویسنده نوحه گر احمد ,کاظمی محمد ,احمدی جواد ,غلامی حمید ,مهدوی نجف آبادی رسول
منبع فضاي جغرافيايي - 1398 - دوره : 19 - شماره : 66 - صفحه:19 -41
چکیده    فرسایش و رسوب از مخرّب ترین پدیده هایی هستند که در مناطق مختلف خسارات فراوانی را به دنبال می آورند. جهت مدیریت موثر کنترل رسوب و اثربخشی پروژه های حفاطت خاک آگاهی از سهم منابع مختلف تولید رسوب ضروری می باشد. هدف مطالعه حاضراستفاده از شش مدل ترکیبی با رویکرد عدم قطعیّت مونت کارلو جهت برآورد سهم سازندها و کاربری های اراضی مختلف در رسوب خروجی از حوزه بود. 4 عنصر کربن، مس، سیلیکون و تیتانیوم به عنوان ترکیب بهینه ردیاب ها در واحد کاربری های اراضی و عناصر استرانسیوم، تیتانیوم، مس و نسبت ایزوتوپی نئودیمیوم 143.144 به عنوان ترکیب بهینه جهت تفکیک سهم سازندهای زمین شناسی انتخاب شدند. همچنین بر اساس تابع چگالی احتمال هر ردیاب(i) در هر منبع(j) از شبیه سازی مونت کارلو با تکرار 2000 بار جهت حل مدل های کالینز(collins)، کالینز اصلاح شده(m collins)، موتا(motha)، لاندور(landwehr)، لاندور اصلاح شده(modified landwehr) اسلاتری(slattery) و هوگس(hughes) در تعیین سهم و اهمیّت نسبی هر کدام از منابع رسوب استفاده شد. صدک های 5 و 95 به عنوان سطوح اطمینان عدم قطعیّت مونت کارلو و صدک 50 به عنوان سهم میانگین نسبی هر منبع انتخاب شد. نتایج نشان داد برای سازندها مدل کالینز(collins) با ضریب کارایی(me) 99.98% و برای واحدهای کاربری اراضی مدل کالینز اصلاح شده(modified collins) با ضریب کارایی 99.3% بهترین مدل ها جهت برآورد سهم منابع مختلف در فرسایش و رسوب هستند. اراضی مرتعی با 58.76%(755.65/42) و سازند آسماری با 53.63%(607.11/46) بیشترین سهم را در تولید رسوب حوزه ی آبخیز تنگ بستانک دارند. سازندهای پابده گورپی و بختیاری به ترتیب با 0.24 و 0.27 و نیز اراضی باغی و مرتعی به ترتیب با 3.73 و 3.5 بیشترین اهمیت نسبی را به خود اختصاص دادند.
کلیدواژه مونت‌کارلو، عدم قطعیت، مدل ترکیبی، ردیاب، تنگ‌بستانک
آدرس دانشگاه تهران, دانشکده محیط زیست, ایران, دانشگاه هرمزگان, مرکز مطالعات و تحقیقات هرمز, ایران, سازمان انرژی اتمی ایران, پژوهشکده چرخه سوخت, ایران, دانشگاه هرمزگان, دانشکده منابع طبیعی, گروه مرتع و آبخیزداری, ایران, دانشگاه هرمزگان, دانشکده منابع طبیعی, گروه مرتع و آبخیزداری, ایران
 
   Using uncertainty approach to determine the contribution of sediment sources (Case Study: Tange bostanak watershed, Fars province)  
   
Authors
Abstract    Soil erosion and sediment yield are one of the most destructive phenomena that was cause a lot of damages in different regions. In order to combat with increasing sediment loads, informed of the nature and sediment sources in watershed scale is essential. Soil conservation projects and for effective sediment control strategies, need to knowledge of sediment sources throughout a catchment environment. The main aims of this study are to apply tracers to determine relative contributions of sediment sources with six mixing models and to use Monte Carlo mixing model that estimates contributions of sources to associated the uncertainty estimation in sediment fingerprinting in the land uses(rangelands, forests, cultivation and gardens)and geology information(Razak, Kashkan, Bakhtyari, Quaternary, Pabedeh Gorpi and Asmary) of Tange Bostanak catchment, in Fars province. Multivariate discriminant function analysis was subsequently used to identify the best composite fingerprint incorporating a number of these tracers. Four tracers(C, Cu, Si, Ti) verify ability to discriminate between land use source categories and four tracers(Nd143/144, Cu, Si, Ti) verify ability to discriminate between geology information rsquo;s source categories. The application of six commonly used mixing models(Collins, MCollins, Landwehr, MLandwehr, Motha, Slattery) to Monte Carlo Simulation identified all outputs remained in the acceptable range of contributions defined by the Monte Carlo uncertainties. Mean relative contribution (percentile 5%, percentile 50% and percentile 95%, respectively) of sediment samples resulting from the Monte Carlo mixing model uncertainty approach. The best explanatory parameters provided by the Collins model based on GOF index(99.3)was best model for land uses and the best explanatory parameters provided by the Modified Collins model based on GOF index(99.98)was best model for geology information. The relative contributions from areas of range lands with 58.76%(42.5%75.65%) and Asmary inrormation with 53.63%(46.7% 60.11%) are highest, respectively. Pabedeh Gorpi and Bakhtyari information rsquo;s with 0.24 and 0.27 are the lowest relative importance, also gardens and range lands with 3.73 and 3.5 are the highest relative importance, respectively.
Keywords Monte Carlo ,uncertainty ,mixing model ,tracers ,Tange Bostanak
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved