|
|
تاثیر استفاده از ابزار lcc در افزایش راندمان مصرف کود نیتروژن در شالیزار
|
|
|
|
|
نویسنده
|
واثقی سکینه ,ولی نژاد مریم ,افیونی مجید
|
منبع
|
علوم آب و خاك - 1396 - دوره : 21 - شماره : 3 - صفحه:193 -204
|
چکیده
|
به دلیل سرعت بالای تصعید نیتروژن به صورت آمونیاک، نیتریفیکاسیون، رواناب سطحی و آب شویی، کارایی استفاده از نیتروژن در شالیزارها پایین می باشد. از آنجائی که نیتروژن برگ نشان دهنده ذخیره نیتروژنی کل از تمام منابع می باشد در نتیجه می تواند نشانگر خوبی از فراهمی نیتروژن برای گیاه در هر زمان باشد. دیاگرام شاخص رنگ برگ یک وسیله ساده و قابل حمل برای تعیین زمان مصرف سرک کود نیتروژن می باشد. این ابزار برای افزایش کارائی استفاده از نیتروژن مورد استفاده قرار می گیرد. یک آزمایش مزرعه ای برای مقایسه تاثیر کاربرد تقسیطی کود نیتروژن واستفاده از ابزار چارت رنگ برگ، بر عملکرد دانه و راندمان استفاده از کود نیتروژن در سال 1387 در مزرعه تحقیقاتی برنج در مرکز تحقیقات برنج کشور در آمل انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 12 تیمار در 3 تکرار برروی رقم فجر انجام شد.12 تیمار شامل تیمار شاهد (بدون مصرف کود نیتروژن) و تقسیط های 45، 90، 135 کیلوگرم نیتروژن در هکتار در سه زمان مصرف برای هر کدام از مقادیر و دو تیمار دیگر شامل تیمارهای lcc شماره 4 و 5 بوده است. نتایج نشان داد که عملکرد دانه نسبت به شاهد تا سطح 135 کیلوگرم در هکتار افزایش یافت به طوری که عملکرد دانه در این سطح مصرف کود 55 % نسبت به شاهد افزایش یافت. همچنین نتایج نشان داد عملکرد دانه درتیمارهای lcc بیشترازتیمارهای تقسیطی بود. بنابراین نتایج بین تیمارهای مختلف کودی، تیمار 5lcc با داشتن حداکثر عملکرد دانه و راندمان های زراعی، فیزیولوژیک، داخلی و عامل بهره وری نسبی، می تواند بهترین روش مدیریتی برای استفاده از کود نیتروژن محسوب گردد و مانع از کاربرد اضافی کود نیتروژن در رقم فجر می گردد.
|
کلیدواژه
|
نیتروژن، راندمان، برنج، lcc
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد سوادکوه, دانشکده کشاورزی, گروه خاکشناسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد سوادکوه, دانشکده کشاورزی, گروه خاکشناسی, ایران, دانشگاه صنعتی اصفهان, دانشکده کشاورزی, گروه خاک شناسی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Improvement of Nitrogen use Efficiencies using Leaf Color Chart (LCC) in Rice Field
|
|
|
Authors
|
Vaseghi S. ,Valinejad M. ,Afyuni M.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|