|
|
نمادشناسی تطبیقی «عزاداران بیل» ساعدی و «مسخ» کافکا
|
|
|
|
|
نویسنده
|
عیسی زاده حاجی آقا محمد ,مشفقی آرش ,حجاجی کهجوق عزیز
|
منبع
|
ادبيات تطبيقي - 1398 - دوره : 11 - شماره : 21 - صفحه:127 -153
|
چکیده
|
نمادپردازی ابزاری برای تعمیق معنایی اثر ادبی و بیان مفاهیمی است که در پس زبان نمادین نهان است. فرانتس کافکا و غلامحسین ساعدی، نویسندگان دورانی بحران زده اند که زبان آثار آنها، نمادین است و در آثارشان به نمادپردازی توجه داشته اند. این مقاله، داستانهای «عزاداران بَیَل» ساعدی و «مسخ» کافکا را با رویکردی تحلیلی توصیفی و با تکیه بر نمادشناسی تطبیقی بررسی کردهاست. دستاورد پژوهش نشانمیدهد که این دو داستان، مبتنی بر زبانی نمادین نگاشته شده اند و نمادهای انسانی، غیرانسانی (مکانها و اشیا) و حیوانی در دو اثر به کار رفته است. ساعدی و کافکا تلاش کردهاند تا مفاهیمی عمیق را در توصیف زمانه و عصر خویش، از طریق زبان نمادین به مخاطب انتقال دهند، چنانکه مسخ مشدی حسن به گاو در عزاداران بَیَل و مسخ گرگور در داستان کافکا به حشرهای عظیمالجثه، از نمادهای مشترک برجسته در این دو اثر است. مسخ مشدی حسن نوعی استحالۀ روحی، توهّم و جنون و نمادی از خودبیگانگی اوست و مسخ گرگور سامسا، روایت بیگانگی از جامعۀ دچار بحران هویت. مسخ مشدی حسن، روحی و مسخ گرگور، جسمانی است. هر دو مسخ، تنزل از درجۀ انسانی به مقام و مرتبۀ حیوانی است و این شاید به این معنا باشد که پایان چنین بیگانگی از خود، رسیدن به مقام پست حیوان بودن است. مسخ موسرخه در عزاداران بَیَل نیز، مسخی جسمانی است و از این نظر شبیه به مسخ گرگور سامسا. موسرخه، نماد قحطی وگرسنگی است؛ امّا مسخ گرگور نماد بیهویّتی در هجوم مدرنیسم است.
|
کلیدواژه
|
نمادشناسی تطبیقی، ساعدی، عزاداران بَیَل، کافکا، مسخ
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
hojjajyaziz@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
A Comparative Semiology of GholāmHossein Sā’edi’sAzā’dārāne Bayal and Franz Kafka’sThe Metamorphosis
|
|
|
Authors
|
Isazadeh HajiAgha Mohammad ,moshfeghi arash ,Hojaji Kahjuq Aziz
|
Abstract
|
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|