|
|
گرشاسب؛ شبهقهرمانِ حماسهی اسدی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
رجبیان ساناز ,نیک منش مهدی
|
منبع
|
شعرپژوهي - 1393 - دوره : 6 - شماره : 3 - صفحه:93 -116
|
چکیده
|
امروزه بررسی متون گذشته از منظرهای نوین یکی از محورهای بنیادین مطالعات ادبی است. در این میان نقد اسطوره شناختی یا کهن الگویی که رویکردی تلفیقی از علومی چون روانشناسی و انسانشناسی است از اهمیتی ویژه برخوردار است. این نوع رویکرد بر پایه اندیشه کارل گوستاو یونگ شکل گرفت، او پس از مطالعهی اسطورههای ملل مختلف، به منشا آنها توجه و «ناخوداگاه جمعی» که حاوی کهنالگوهاست را به عنوان خاستگاه مشترک اسطورههای بشری معرفی کرد. به زعم یونگ لازمه «تفرّد» و یکپارچگی شخصیتِ قهرمان این است که «قهرمان» بتواند پس از تمام دشواریها «سایه» را مقهور کرده و خود را از سلطه آن نجات دهد.در این جستار تلاش شد داستان گرشاسب، به روایت اسدی، به روش توصیفیتحلیلی مورد مطالعه قرار گیرد. در این تحقیق علاوه بر معرفی شخصیت گرشاسبِ حماسی، نقبی هم به شخصیتِ اساطیریِ گرشاسب زده شد تا ضمن معرفی این شخصیت به بیان شباهتها و تفاوتهای دو روایت اساطیری و حماسی پرداخته و همچنین علت این تفاوتها تبیین شود. در اساطیر و متون پهلوی نابودی نهاییِ ضحاک به دست گرشاسب صورت میگیرد و قهرمانِ ما الگوی «نبرد قهرمان و سایه» را تکمیل میکند. اما در حماسه گرشاسبنامه، گرشاسب مطیع ضحاک و در سیطره اوست و نبردِ فرجامین او، که مطابق با الگوی اسطورهای نبرد با ضحاک است، محقق نمیشود؛ بنابراین به سبب مسکوت ماندن این موضوع و سلطه «سایه» بر «قهرمان»، «فرایند فردیتِ» روان و خودشناسی قهرمان در این حماسه رخ نمیدهد.
|
کلیدواژه
|
گرشاسب ;اسطوره;کهن الگو ;یونگ ;نوزایی
|
آدرس
|
دانشگاه الزهرا (س), ایران, دانشگاه الزهرا (س), ایران
|
پست الکترونیکی
|
nikmanesh44@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Garshasb; the Asadi’s epic semi-hero
|
|
|
Authors
|
|
Abstract
|
Today, old writings study of new perspectives is one of the fundamental pillars. Mythical and archetypal criticism, however, that is integrated approach of psychology and anthropology, is important one. This kind of approach, informed on the basis of Carl Gustav Jung thoughts and theories, after questioning myths of different nations, Jung noticed on the Origin of them, and proclaim “Collective unconscious” is the origin of all human myths in the world. According to Jung, “hero”, after fighting problems to win the “shadow”, and receive on individualization. In this research, Garshasb, is survived by the narration of Asadi and according to expressive analytical method. We have done it on two windows, epic and mythical vision. In mazdiana mythology and literature, besides the final destruction Zhak, Garshasb takes place in our hero pattern quot;war heroquot; Shadow will complement. But the saga Garshasb, Garshasbi Zhak submissive and dominated by her and her ultimate battle, which according to the model of a mythical battle Zhak, is not be achieved. This is due to remain silent and the rule of so, quot;shadowquot; on quot;heroquot;, quot;process of individuationquot;, Psychology and Selfhero in this epic cannot occur.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|