>
Fa   |   Ar   |   En
   تحلیلِ نگاشت مفهومیِ «بهار» و خوشه‌های‌ استعاری آن در غزلیّات شمس  
   
نویسنده توفیقی حسن ,تسنیمی علی ,علوی مقدّم مهیار ,استاجی ابراهیم
منبع شعرپژوهي - 1399 - دوره : 12 - شماره : 2 - صفحه:26 -52
چکیده    «استعاره ی مفهومی» در چارچوب معناشناسی شناختی، بر نقش تجربیّات در ساختاربخشیدن به مقوله های ذهن و ادراک مفاهیم، تاکید می ورزد. فصول سال، یکی از تجربی‌ترین حوزه ها، برای تبیین جهان بینی عرفانی هستند. در این میان، توجّه مولانا بیش از همه ی فصل ها، به «بهار» است. پژوهش نشان می دهد، «بهار» در غزلیّات مولانا، به عنوان یک نگاشت مفهومی کلان، با همه ی نمودهای دیدنی، شنیدنی، بوییدنی، چشیدنی و بسودنی خود، در خدمت تبیین جهان بینی ای شهودی و تبیین مفاهیمی چون «حق»، «غیب»، «عشق»، «عاشق»، «روح»، «تجلّی» و «وصال» است. این نگاشت مرکزی توانسته است، با بهره گیری از جنبه های استعاره ساز بهار و خوشه های تصویری مرتبط و متضادّ و نیز قدرت تناظرپذیری استعاره ها، شبکه ای از استعاره ها را گرد خود بیافریند؛ استعاره هایی که به دلیلِ وابستگی با نگاشت مرکزی، در اصالت هنری سبک مولانا و انسجام درون‌متنی غزل ها نقش بسزایی دارند. همچنین کاربرد این نگاشت مفهومی در بافت غزل مولانا، از نظر فکری، مولانا را عارفی اهل بسط معرفّی می کند و نشان می دهد همه ی استعاره های مربوط به «بهار» خرده استعاره هایی هستند که در حمایت از کلان استعاره ی «معرفت تجربه ای خوشایند و انبساط انگیز است» به وجودآمده اند؛ ازاین رو انبساط روحی مولانا در غزلیّات، پابه پای خوشه های استعاری پیش می رود و اصالتِ بینش را با اصالتِ سبک درمی آمیزد.
کلیدواژه استعاره ی مفهومی، خرده استعاره و کلان استعاره، غزلیات مولانا، معناشناسی شناختی، نگاشت مفهومی بهار
آدرس دانشگاه حکیم سبزواری, ایران, دانشگاه حکیم سبزواری, ایران, دانشگاه حکیم سبزواری سبزوار, ایران, دانشگاه حکیم سبزواری, ایران
پست الکترونیکی ebrahimestaji@yahoo.com
 
   The analysis of conceptual mapping spring and its metaphorical clusters in Shams’ Ghazals  
   
Authors tofighi hasan ,Tasnimi Ali ,Alavi Moghaddam mehyar ,Estaji Ebrahim
Abstract    Abstract   The Conceptual metaphor in the context of the cognitive linguistics emphasizes the role of experiences in structuring the categories of mind and cognition of concepts. The seasons of the year are the most experimental areas for explaining the mystical worldview. Meanwhile, Mowlana is more interested in spring. This research shows that &spring& in the Mowlana’s Ghazals, as a macro meaningmaking trait, with all its visual, audible,  olfactory, tastable, and  tactile presentation , serves as an explanation for an intuitive worldview and concepts such as the truth, occult (Gheib), love, lover, spirit, manifestation and unification. The focal point of his poems, in fact, comprises a network of metaphor through the metaphorical aspects of &spring& and related and even contrasting image clusters, as well as the symmetrical power of metaphors; metaphors that, due to their dependency on the central meaning, play an important role in the artistic originality of  Mowlana’s style and the intext coherence of the ghazals.  Also, the use of this conceptual mapping in the context of Mowlana’s Ghazals, intellectually, shows Mowlana as a mystic beliving in bast (expansion). He, then, shows that all springmetaphors or springrelated ones are micro metaphors deriving from the macrometaphor asserting that &knowledge is a pleasant experience&. Then, this spiritual expansion in Mowlana’s Ghazals goes hand in hand with metaphorical clusters, resulting in the unification of the uniqueness of his insight into the uniqueness of his poetic style.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved