جایگاه تصویر در شعر غنایی (با نگاهی به منظومه های عاشقانه)
|
|
|
|
|
نویسنده
|
آقاحسینی حسین ,محمدابراهیمی آسیه
|
منبع
|
شعرپژوهي - 1397 - دوره : 10 - شماره : 4 - صفحه:1 -22
|
چکیده
|
تصاویر شعری، حاصل پیوند تجربههای عاطفی شاعر با پدیدهها و وقایع پیرامون او است. به بیان دیگر، احساسات و همچنین مفاهیمی که شاعر در صدد انتقال آنها به مخاطب است، ناگزیر در کالبدی از جنس واژگان و عبارات مطرح میشود و شاعر به مثابه یک هنرمند، با ورود عنصر تخیّل، که برجستهترین ویژگی کلام ادبی شناخته میشود؛ آن را چونان تابلو نقّاشی عرضه مینماید. بدیهی است که این اثر فاخر میتواند با انبوهی از صناعات بلاغی، رنگی از تکلّف و تصنّع بگیرد و یا با عباراتی ساده و عاری از آرایههای ادبی بیان شود. بی شک تصویری که در عینیت بخشیدن به مضامین درونی و حسّی شاعر موفّق تر است، نسبت به تصویری که مانند یک عکس، به محاکات دقیق دنیای اطراف شاعر پرداخته و قادر نیست احساس و گاه مفاهیم انتزاعی شاعر را بیان نماید، هنریتر خواهد بود. بنابراین از یک سو میزان تصرّف خیالانگیز شاعر در زبان و برجستهکردن آن از رهگذر هنجارگریزی و آشناییزدایی و از سوی دیگر شیوهی چیدمان کلمات در بیت و میزان نزدیکی مضامین شعری با تجربهی شاعر، در زیبایی تصویر اهمیّت زیادی دارد. این تصاویر بنابر شرایط گوناگون از قبیل: سبک فردی و تاریخی شاعر، مخاطبان، محتوا و نوع ادبی اثر، دارای ساختار ویژهای است. در شعر غنایی، مضامین عاشقانه با پوششی از آرایهها و بر مبنای احساس فردی شاعر مطرح میشود. در این گونهی ادبی، ساختار تصاویر شعری به طور ویژهای با تعریف تصویر در زبان ادبی قرابت دارد. این پژوهش کوشیده است ویژگیهای تصاویر شعری و جایگاه آنها در شعر غنایی، با نگاهی به پنج منظومهی عاشقانه تحلیل شود. این آثار عبارت است از: خسرو و شیرین نظامی، شیرین و خسرو امیرخسرو دهلوی، خسرو و شیرین هاتفی، فرهاد و شیرین وحشی بافقی و خسرو و شیرین شهاب ترشیزی.
|
کلیدواژه
|
بلاغت، تخیّل، تصویر شعری، شعر غنایی، موسیقی، واژگان شعری
|
آدرس
|
|
پست الکترونیکی
|
ebrahimi.a1221@yahoo.com
|
|
|
|
|