|
|
|
|
بررسی مولفههای عشق ممنوعه در رمان «چراغها را من خاموش میکنم» زویا پیرزاد
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
طاهری رستمی سعیده ,منگلی ماندانا
|
|
منبع
|
مطالعات زبان و ادبيات غنايي - 1403 - دوره : 14 - شماره : 50 - صفحه:40 -58
|
|
چکیده
|
مقالۀ حاضر به بررسی شاخصهای عشق ممنوعه در صفات رفتاری شخصیتهای اصلی رمان «چراغها را من خاموش میکنم» زویا پیرزاد (متولد 1331) میپردازد. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی به عشق ممنوعه در این رمان میپردازد. عشق ممنوعه برقراری رابطة عاشقانه با افرد متاهل است که با زیر پاگذاشتن تعهد همراه است. زمانی که یک فرد متاهل خارج از رابطة زناشویی خود به فرد دیگری عشق بورزد، در حال تجربه یک عشق ممنوع است. راوی و شخصیت اصلی رمان ِ مذکور، زنی تحصیلکرده و خانهدار به نام کلاریس آیوازیان است که همراه با همسرش آرتوش و سه فرزندش به نامهای آرمن، آرمینه و آرسینه در دهة چهل شمسی در آبادان زندگی میکند. دغدغۀ او تکرار و روزمرّگی است. با آمدن همسایهای به نام امیل سیمونیان این جریان یکنواخت متحول میشود و کلاریس وارد مرحلۀ عشق ممنوعه به همسایۀ تازهوارد میشود. در فصل پایانی، کلاریس به خودشناسی میرسد و با طی مراحل انواع خویشتنیابی، خوشحال است که امیل و خانوادهاش از همسایگی آنها رفته و به توهم باطل وی در مورد عشق پایان دادهاند.
|
|
کلیدواژه
|
زویا پیرزاد، چراغها را من خاموش میکنم، عشق ممنوعه، خویشتنیابی
|
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران. , دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران.
|
|
پست الکترونیکی
|
mangeli@iau.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
examining the components of forbidden love in the novel i turn off the lights by zoya pirzad
|
|
|
|
|
Authors
|
taheri saeedeh ,mangeli mandena
|
|
Abstract
|
the present article examines the indicators of forbidden love in the behavioral traits of the main characters of the novel i turn off the lights by zoya pirzad (born in 1952). forbidden love is having a romantic relationship with a married person, which is associated with breaking the commitment. when a married person loves another person outside of their marital relationship, they are experiencing forbidden love. the narrator and the main character of the mentioned novel is an educated woman and a housewife named claris aivazian, who lives in abadan in the 1340s with her husband artoosh and her three children arman, armineh, and arsineh. her concern is repetition and everyday life. with the arrival of a neighbor named emil simonian, this smooth flow changes, and claris enters the stage of forbidden love towards the new neighbor. in the final chapter, self-discovery dawns on claris and, going through various stages of self-discovery, she is glad that emil and his family have changed neighborhoods and put an end to her illusion of love.
|
|
Keywords
|
zoya pirzad ,i turn off the lights ,forbidden love ,self-discovery.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|