|
|
|
|
تحلیل معناشناختی نظریههای زیبایی در ادبیات قرآن: مقایسه دیدگاههای محمد المحص و علامه طباطبایی
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
مسیبی محمد مهدی ,سلمانی علی ,موسوی رضی
|
|
منبع
|
پژوهش هاي معنا شناختي متون ادبي - 1403 - دوره : 2 - شماره : 3 - صفحه:72 -91
|
|
چکیده
|
زیباییشناسی (استتیک) بهعنوان شاخهای مستقل از فلسفه، نخستینبار در قرن هجدهم توسط بومگارتن و با معنای ادراک حسی مطرح شد. با گسترش مطالعات شرقشناسی، توجه به زیباییشناسی در حوزه مطالعات اسلامی نیز افزایش یافت و اصطلاح علم الجمال بهعنوان معادل استتیک وارد این حوزه شد. در نتیجه، پژوهشگران بسیاری با تحلیل منابع اسلامی بهویژه قرآن کریم تلاش کردند مبانی نظری این علم را استخراج کنند که به ظهور دو دیدگاه کلی انجامید. نگاه نخست که نگاه رایج و غالب است، «جمال» را کلیدواژه اصلی زیبایی در قرآن میداند. در این پژوهش کتاب محمد الحمص به عنوان نماینده این نوع نگاه مورد بررسی قرار گرفته است. در مقابل، دیدگاه دوم بر «حسن» بهعنوان بنیان اصلی زیبایی در متون اسلامی تاکید میکند و مفاهیمی چون جمال را نیز ذیل آن تعریف مینماید. که نماینده آن در پژوهش حاظر نظر علامه طباطبایی است که در مقاله حسن بلخاری به آن پرداخته شده است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تفسیری، و با هدف نقد و داوری میان این دو نظریه بررسی معناشناختی دو واژه «حسن» و «جمال» در قرآن را مورد بحث قرار داده و به این پرسش پاسخ میدهد که معنای کدام یک از این دو واژه دلالت بیشتری بر زیبایی، بهویژه زیبایی ظاهری چهره، دارد؟ نتایج نشان میدهد که از نظر معنا اکثر کاربردهای «جمال» در قرآن دلالت مستقیم بر زیبایی نداشته و باید در حوزه اخلاق دسته بندی شود. در مقابل، «حسن» به حقیقتی کلی اشاره دارد که زیبایی چهره را نیز در بر میگیرد. لذا با بررسی واژگانی و در متن قرآن میتوان گفت نگاه طباطبایی به حقیقت نزدیکتر است، هرچند تحلیل ایشان با نگاهی عرفانی ارائه شده است.
|
|
کلیدواژه
|
قرآن کریم، جمل، حسن، زیبایی، اخلاق
|
|
آدرس
|
دانشگاه بوعلی سینا, دانشکده هنر و معماری, گروه فلسفه هنر, ایران, دانشگاه بوعلی سینا, دانشکده هنر و معماری, گروه فلسفه هنر, ایران, دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی, دانشکده مطالعات نظری هنر, گروه فلسفه هنر, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
s_razi2003@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
a semantic analysis of aesthetic theories in quranic literature: a comparative study of muhammad al-muḥas's and allama tabatabai's viewpoints
|
|
|
|
|
Authors
|
mosayebi mohamad mahdi ,salmani ali ,mousavi razi
|
|
Abstract
|
aesthetic theory, as an independent branch of philosophy, was first introduced in the 18th century by alexander gottlieb baumgarten, with the meaning of sensory perception. today, in islamic/arabic studies 'ilm al-jamal' is considered the equivalent to aesthetics. so many scholars have sought to derive the theoretical foundations of this discipline by analyzing islamic sources, particularly the qur'an, leading to the emergence of two overarching perspectives. the first, more prevalent view identifies jamal (beauty) as the primary concept of aesthetics in the qur'an, exemplified by the work of muhammad al-homs, examined in this study. the second perspective emphasizes husn (goodness) as the foundational concept of beauty in islamic texts, with terms like 'jamal' being subsumed under it. this perspective is represented in the present research by allama tabatabai's interpretation, as discussed in hassan bolkhari's article. adopting an analytical-exegetical approach, this study critically evaluated these theories by conducting a semantic analysis of the terms husn and jamal in the qur'an. it seeks to answer which of these terms more directly signifies beauty, particularly the beauty of the human face. the findings indicate that most occurrences of jamal in the qur'an do not directly signify beauty and are more appropriately classified under the domain of ethics. in contrast, husn refers to a broader reality that encompasses physical beauty, including facial attractiveness. therefore, through a lexical and contextual analysis of the qur'an, it can be concluded that tabatabai's perspective aligns more closely with the truth, despite being presented from a mystical lens
|
|
Keywords
|
quran ,jamal ,husn ,beauty ,ethics.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|