>
Fa   |   Ar   |   En
   تغذیه سفره‌های زیرزمینی با مکان‌یابی کمی (مطالعه‌ی موردی حوزه آبخیز گربایگان فسا)  
   
نویسنده ابراهیمیان صدیقه ,نهتانی محمد ,صادقی مزیدی حسین
منبع آبخوان و قنات - 1402 - دوره : 4 - شماره : 1 - صفحه:69 -82
چکیده    پهنه‌هایی که از نظر ژئومورفولوژیک همگن هستند، می‌توانند با یک روش مدیریت شوند. پهنه‌بندی سطح زمین، تشخیص عوارض زمین به‌وسیله ویژگی‌های اساسی سطح مانند ارتفاع، شیب و جهت شیب می‌باشد در این تحقیق به پهنه‌بندی کمی سطح زمین با استفاده‌ی مدل بنیادی پرداخته شد که مدل بنیادی به الگوی از سطح گفته می‌شود که دارای شکل خاصی مانند حالت پله‌ای و خطی هستند و با تغییر ضرایب مربوط به آن‌ها شکل کلی خود را حفظ نموده و تنها انحنا و شیب آنها در جهات مختلف تغییر می‌نماید. علت انتخاب این فرم‌ها این است که هر فرم خواص قابل پیش‌بینی از نظر جهت حرکت آب، قابلیت فرسایش-دهندگی، کاهنده یا افزاینده بودن جریان، قابلیت جمع‌آوری آب را دارد. در این مطالعه به منظور تشخیص محدوده‌های مناسب برای تغذیه مصنوعی در منطقه‌ی کوهستانی گهر و دشت گربایگان، در استان فارس، از پهنه‌بندی کمی سطح زمین با برازش فرم بنیادی پله‌ای و خطی، به سطح استفاده گردیده است. برای تشخیص بهترین ساختار بنیادی پله‌ای قابل برازش از ساختارهایی با رده درجه دو برای پنجره سه‌تایی و از داده‌های حاصل از مدل رقومی ارتفاعی با قدرت تفکیک 10 متری استفاده گردیده است. برای تعیین درجه برازش ساختارهای بنیادی از شاخص مجموع اختلاف مربعات اختلافات سطح استفاده شده است. با برازش الگوهای قابل تفسیر به سطح زمین می‌توان تعیین نمود که زمین به چه الگو و چه مکانیسم تشکیلی شباهت بیشتری دارد. مکان‌هایی که در بعد قابل قبول شیب نمی‌باشد (شیب از 002/. کمتر و از 1/0 بیشتر) مقدار صفر درجه برازش را به خود اختصاص داده اند و در مخروط افکنه و مکان هایی که در بازه قابل قبول شیب می باشد، مقادیر درجه برازش مثبت می باشند. نتایج نشان می دهد که در آبخیز گربایگان سطوح واقع در پایین دست مخروط افکنه ها و دشتها مناسب ترین مناطق برای پخش سیلاب محسوب می شوند.
کلیدواژه مدل‌بنیادی، عوارض سطحی، پهنه‌بندی ژئومورفولوژیک، تغذیه مصنوعی، گربایگان
آدرس دانشگاه لرستان, دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی, گروه مرتع و آبخیزداری, ایران, دانشگاه زابل, دانشکده آب و خاک, گروه مرتع و آبخیزداری, ایران, دانشگاه هرمزگان, دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی, گروه مرتع و آبخیزداری, ایران
پست الکترونیکی hossien_fasa@yahoo.com
 
   feeding of underground aquifers with quantitative positioning (a case study of gerbaygan fasa watershed)  
   
Authors ebrahimiyan sedighe ,nohtani mohammad ,sadeghimazidi hossein
Abstract    in this study, the quantitative zoning is used to identify areas suitable for artificial recharge in the mountainous area of gohar and garbayegan plain, fars province fitting a linear fundamental form to the surface. the structures with grade two for triplex windows and the data from the digital elevation model with a resolution of 10 m was used to determine the best fitable fundamental structure. the sum of square differences of the surface differences is used as an indicator to determine the degree of fitting the fundamental structures. by fitting the interpretable patterns to the earth's surface it can be determined that the earth was similar to what pattern and formation mechanism. mountain ranges upstream alluvial cones and plains located downstream of the upstream alluvial cones are not linear levels. places which are not at the acceptable slope (gradient less than 0.002 and higher than 0.1) allocated to the zero fitting degrees and the fitting degree values are positive in alluvial cones and areas fall in the acceptable range of the slope. the results show that the surfaces located downstream of the alluvial cones and the plains are most suitable areas for floodwater spreading in the garbayegan watershed.
Keywords fundamental model ,surface features ,geomorphological zoning ,artificial recharge ,garbayegan
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved