تحلیل «مرگ اجتماعی» در اشعار نیما یوشیج
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
خلیلی علی اکبر
|
|
منبع
|
پژوهش هاي ادبي و اجتماعي - 1402 - دوره : 2 - شماره : 3 - صفحه:65 -76
|
|
چکیده
|
عصر حاضر را عصر اضطراب و فشار روانی و بیماری تمدن جدید خوانده اند که از احساس عجز و ناتوانی انسان در مقابل تهاجم ناهنجاری های اجتماعی پدید می آیند و آرامش فردی و گرایش جمعی را چنان به مخاطره می اندازند که انسان نه تنها احساس رسالت سیاسی و اجتماعی نمی نماید، بلکه از تداوم زندگی فردی نیز دست می کشد و مرگ را سزاوارتر از آن می یابد. پژوهشگران مرگ را به اضطراری، طبیعی و ارادی تقسیم کرده اند. از میان آنها مرگ اضطراری دارای معنای حقیقی و دو دیگر دارای معنای مجازی اند. در این مقاله تبیین شده که مرگ اجتماعی یا مرگ به مفهوم اجتماعی را می توان به انواع مرگ افزود و از دیدگاه جامعه شناختی به تحلیل آن پرداخت. نیما بر اساس رسالت و تعهدی که برای خود قائل است نگاهش را از رمانتیسم به رئالیسم، به ویژه رئالیسم اجتماعی می دوزد و به طرح ناهنجاری ها و بیماری های اجتماعی می پردازد و از میان آنها بیش از همه بر فقر، رنج، ذلت و خواری تاکید می ورزد. از دیدگاه نیما این پدیده ها اسباب ناآگاهی و ناتوانی انسان را فراهم ساخته و موجب ایستایی اش می گردند و این ایستایی برابر با مرگ و در مواردی مرگ سزاوارتر از آن است. فقر و رنج مورد نظر نیما غالباً ساخته انسانها و در شمار شرور اخلاقی اند و اگرچه از جهل و ناآگاهی، جنگ، بی هدفی، بی دردی، نفاق و نظایر آنها مایه ور می گردند، ولی مردم می توانند با تحصیل دانایی و توانایی بر آنها فائق آیند و در جهت گیری مناسبات اجتماعی و تصمیمات سیاسی به سمت انسانیت، موثر واقع شوند.
|
|
کلیدواژه
|
نیما یوشیج، مرگ، مرگ اجتماعی، فقر و رنج
|
|
آدرس
|
دانشگاه مازندران, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
aabagheri@umz.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|