|
|
|
|
بازخوانی مولفههای فرهنگ ایرانی- اسلامی در زیورآلات معاصر شبه قاره هند بر مبنای الگوی سهگانۀ باختین (مطالعه موردی: زیورآلات سال 2019- 2020م)
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
مهدی پور مقدم زهرا
|
|
منبع
|
هنرهاي صناعي اسلامي - 1403 - دوره : 8 - شماره : 2 - صفحه:145 -161
|
|
چکیده
|
زیورآلات به مثابه یک متن هنری، از گذشته تاکنون، صرفنظر از جنبۀ زیبایی، دارای ارزش نمادینی بوده که ریشه در مناسبات فرهنگی هر اجتماعی داشته است. در این راستا، زیورآلات معاصر هندوستان به عنوان یک رسانه و با قدمتی کهن، توانسته بیانگر حضور و همزیستی فرهنگهای مختلف در این سرزمین باشد. زیرا، در طول تاریخ هندوستان، فرهنگهای گذشته حذف نشده، بلکه نوعی امتداد در بطن تحولات تاریخی- فرهنگی آن وجود داشته است. بنابراین، این پژوهش برآن است تا با استناد به الگوی سهگانۀ هنرمند- متن- مخاطب، از مفاهیم گفتگومندی باختینی، به مطالعۀ نقش فرهنگهای متفاوت در شکلگیری زیورآلات بپردازد. با توجه به تداوم تاثیرات فرهنگ استعمار از قرن نوزدهم و شکاف ایجاد شده میان هندوها و مسلمانان، پرسش اصلی این است که فرهنگ ایرانی- اسلامیِ عصر گورکانان، چگونه در تولید زیورآلات معاصر هندوستان تجلی یافته است؟ هدف این پژوهش، درک روابط فرهنگی، به ویژه دستیابی به مهمترین عناصر فرهنگی اثرگذار در شکلگیری زیورآلات معاصر هندوستان بوده است. یافتهها که به روش توصیفی-تحلیلی و از طریق تحلیل محتوا بهدست آمدهاند، نشان میدهند که آنچه بر اساس این الگو در شکلگیری زیورآلات معاصر نقش راهبردی داشته، نوعی ارتباط بین گفتارهای هنرمند و مولفههای فرهنگی به عنوان «دیگری» درون متن است. بر اساس نظریۀ گفتگومندی باختین، حضور دیگری در متن، فرهنگِ خودِ هنرمند در اثر را میسازد. بنابراین، گفتار هنرمند، تنها گفتار مطلق در شکلگیری زیورآلات محسوب نشده، بلکه خلاقیت او همراستا با حضور دیگری و به ویژه، مولفههای فرهنگ ایرانی- اسلامی، در قالب گفتارهایی قابل مشاهده و از سوی مخاطبان نیز قابل دریافت بوده است. درواقع، برخلاف تغییر در سبک زندگی مردمان شبه قاره در نتیجۀ تاثیرات فرهنگ غربی، شواهد نشان می دهد که هنرمندان معاصر در سالهای 2019- 2020م، عمدتاً از مولفههای فرهنگ ایرانی- اسلامی بهره بردهاند. این عناصر که پیشینهای آشنا برای مخاطبان داشته و سابقاً در زیورآلات عصر گورکانی نیز به کار میرفتهاند، به عنوان بخشی اساسی در خلق آثار این دوره ظاهر شدهاند. بنابراین، جایگاه برون مرزی فرهنگِ ایرانی- اسلامی در حکمِ «دیگری» و یک شرکتکنندۀ اول و نیز فرهنگی باورپذیر برای مخاطب، به هنرمند امکان داده است تا چندفرهنگیگرایی را در آثار خود متجلی سازد. در این زیورآلات، فرهنگ بومی هندوستان تنها فرهنگ اثرگذار نبوده و هنرمند به گفتگو با فرهنگی برخاسته از بافتار، به زیورآلات موجودیت بخشیده است.
|
|
کلیدواژه
|
زیورآلات معاصر، هندوستان، الگوی سه گانه، دیگری، فرهنگ ایرانی-اسلامی، باختین
|
|
آدرس
|
دانشگاه مازندران, دانشکده میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری, گروه هنرهای صناعی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
z.mehdipour@umz.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
rereading the components of iranian-islamic culture in contemporary indian jewelry based on the triple pattern approach of bakhtin (case study: jewelry from 2019-2020)
|
|
|
|
|
Authors
|
mehdipour moghaddam zahra
|
|
Abstract
|
art is a window to culture and history, and the jewelry as a form of art, from ancient to present, that as regardless of the beauty aspect, it has a symbolic value based on the beliefs and cultural relations of any society. thus, contemporary indian jewelry, with its components, has always expressed the tradition, historical identity and rich culture. communities with the simultaneous presence of different cultures in india has not diminished, but rather have evolved alongside its historical and cultural developments. in such a way, the presence of multiculturalism can also be seen in its jewelry. therefore, in this study we aim to explore the triple pattern of artist-text-audience, from the basic concepts of bakhtin's dialogism, while examining the components of jewelry making, and their cultural relations in formation. the study considers how amidst the continuation of european culture, industrialization and communication with the west, has manifested in the production of indian jewelry. the goal is to understand the extent to which islamic cultural elements, have influence the formation of contemporary jewelry of india. the findings were derived from a descriptive-content analysis method, which indicate that what has guided the creation of jewelry based on this model is a kind of connection between the speech of the artist and the speech of the cultural components as other in the text. artist in the creation of ornaments was primarily the primary influenced by these cultural components. thus, he has never been entirely independent in his creations. however to objectify the appearance and enrich the content of the ornaments, he engages with the culture of other, which, prominently, incorporates the components of islamic culture.
|
|
Keywords
|
contemporaryjewelry ,india ,the triple pattern ,other ,iranian-islamic culture ,bakhtin
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|