گفتمان سبک، رهیافتی موثّر در تحلیل بینامتنیتی متون عرفانی (مطالعه موردی: هفت اورنگ جامی و مثنوی مولوی)
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
ابوالقاسمی رضا
|
|
منبع
|
يازدهمين همايش ملي متن پژوهي ادبي - 1401 - دوره : 11 - یازدهمین همایش ملی متن پژوهی ادبی - کد همایش: 01220-82752 - صفحه:0 -0
|
|
چکیده
|
از ظهور اصطلاح و مفهوم بینامتنیت به وسیلة ژولیو کرستوا بیش از شش دهه می گذرد. این نگرش که در تقابل با نگرش به متن ادبی به عنوان محصول جامعة مولّف و یا به عنوان یک فضای روانشناسانه برآمد، دائماً در حال تکامل و توسعه قرارگرفت و اندیشمندان بزرگی به مطالعه در این شاخه گرایش یافتند. یکی از این محقّقان، مایکل ریفاتر، زبان شناس برجستة امریکایی است که به بینامتنیت، نگرشی متفاوت از همکاران خود دارد. اندیشه های زبانی و ادبی ریفاتر، به طور کل، در کشور ما چندان معرّفی و تحلیل نشده است. یکی از مهمترین آراء ریفاتر درباب بینامتنیت متون ادبی، گفتمان سبک نام دارد که به طور خلاصه به این امر اشاره دارد که در یکی از انواع بینامتنیت، ادیب متاخّر، اگرچه مضامین یا قالبهای زبانی یک یا چند ادیب مشخّص پیش از خود را اخذ می کند، اما با درج ویژگیهای سبک شخصی خود، به خویی و آشکارا نشان می دهد که قصد وی، به نوعی برترساختنِ کلام خود و امتیاز آن بر ادبای پیش از خود است. ریفاتر، به این مورد، گفتمان سبک گفته و علّت این نامگذاری هم به این امر بازمی گردد که مفهوم گفتمان بر نوعی تشخّص و قدرت کلام یک حزب یا شخص و نفوذ آن بر دیگران اشاره دارد. بنابرنظر ریفاتر، گفتمان سبک در برخی متون به ویژه از نوع عرفانی وجود دارد و برای تشخیص آن، پنج شاخصه معرّفی کرده است. برای آشنایی بهتر خوانندگان محترم با نظریة گفتمان سبک، پس از معرّفی مفصّل این نظریه، به ذکر و تحلیل مواردی از هفت اورنگ جامی پرداخته می شود که اگرچه جامی در ذکر این موارد تحت تاثیرِ مولوی بوده، گفتمان سبکی وی، ارزش کار او را به خوبی مشهود می کند.
|
|
کلیدواژه
|
بینامتنیت، گفتمان سبک، مایکل ریفاتر، مثنوی، هفت اورنگ
|
|
آدرس
|
, iran
|
|
پست الکترونیکی
|
rezaabolghassemi@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|