|
|
|
|
عدول از شرط فاسخ؛ نقد رویه قضایی
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
کاظمی محمود ,قاسمی سجاد
|
|
منبع
|
قضاوت - 1403 - دوره : 24 - شماره : 119 - صفحه:1 -23
|
|
چکیده
|
مفاد خیار شرط ایجاد حق فسخ برای مشروطله است و عقد با اراده انشایی او منحل میشود؛ بنابراین اگر بخواهد، میتواند از اعمال آن چشمپوشی کند و عقد را باقی گذارد. اما برخلاف آن، در شرط فاسخ بنای طرفین بر آن است که با تحقق متعلق شرط، عقد بهطور قهری منحل شود. حال این پرسش مطرح است که اگر ذینفع شرط فاسخ پس از تحقق متعلق شرط، برای تامین منافع خود تمایل به بقای رابطه قراردادی داشته باشد و ترجیح دهد که عقد باقی باشد و الزام متعهد به اجرای قرارداد را بخواهد، آیا میتواند بدون رضایت طرف دیگر جلوی انحلال عقد را بگیرد یا به تعبیری، عقد را موجود فرض کند یا چنین امکانی ندارد؟ از این وضعیت به عدول ازشرط فاسخ تعبیر میکنند. درخصوص امکان چنین امری در دکترین و رویه قضایی اختلاف نظر وجود دارد. عدهای بر مبنای ماهیت شرط فاسخ، به عدم امکان عدول از شرط و اعاده عقد منحل شده معتقدند. در مقابل، موافقان با توجه به جنبه حمایتی شرط فاسخ و مقتضای آن در ایجاد یک امتیاز برای مشروطله و بعضاً توصیف «عدول» به «تجدید عقد»، آن را مجاز میدانند. دیدگاه نخست مبتنی بر منطق حقوق و دیدگاه دوم بر مبنای آزاداندشی است و در تفسیر قوانین و مصلحتگرایی قابل توجیه است. این پژوهش با بهرهگیری از آموزههای فقهی و حقوق تطبیقی و نقد و تحلیل رویه قضایی به این نتیجه دست یافته است که با توجه به تمایز نهادهای فسخ و انفساخ در حقوق ایران، به لحاظ منطقی امکان عدول یکطرفه از شرط فاسخ بعد از تحقق موضوع شرط وجود ندارد، اما طرفین میتوانند نسبت به تجدید عقد توافق کنند. البته این توافق میتواند صریح یا ضمنی باشد.
|
|
کلیدواژه
|
شرط فاسخ، انحلال قهری، عدول از شرط فاسخ، شرط متاخر، انفساخ
|
|
آدرس
|
دانشگاه تهران, دانشکده حقوق و علوم سیاسی, گروه حقوق خصوصی و اسلامی, ایران, دانشگاه تهران, دانشکده حقوق و علوم سیاسی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
sjjghasemi@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
renunciation of resolution clause; a critique of judicial precedent
|
|
|
|
|
Authors
|
kazemy mahmoud ,ghasemi sajjad
|
|
Abstract
|
the resolution condition, unlike the right to resolve a contract, which leads to the creation of the right of rescission, will automatically dissolve the contract, and its effect is not subject to the creditor’s will. however, the beneficiary of the resolution condition may seek to avoid the condition and secure his interests through the continuation of the contractual relationship or using other guarantees to enforce the breach of contract after the fulfillment of the condition. the possibility of waiving the resolution clause is a point of dispute both in doctrine and in judicial precedents. opponents of the possibility of waiving the resolution condition emphasize the coercive nature of the effect of such condition and the impossibility of restoring the dissolved contract, and on the other hand, among the reasons of the proponents, one can emphasize the protective nature of the resolution condition. this research, using jurisprudential and comparative law and judicial precedent, has concluded that due to the distinction between resolution clause and the right to rescission institutions in iranian law, it is not logically possible to unilaterally deviate from the resolution condition. however the parties can agree on the renewal of the contract after the fulfillment of the resolution condition.
|
|
Keywords
|
resolution condition ,automatic dissolution ,renunciationof resolution condition ,subsequent condition ,resolution
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|