>
Fa   |   Ar   |   En
   پسامدرن و هستی شناسی «کیلگور تراوت» در رمان‌های «کورت ونه‌گوت»  
   
نویسنده ملک سروناز ,فقیه عبدالهی مریم
منبع پژوهش نامه ي مكتب هاي ادبي - 1403 - دوره : 8 - شماره : 28 - صفحه:32 -53
چکیده    جریان فکری پسامدرنیسم بی گمان به شکلی ناگهانی و تصادفی شکل نگرفته است و می توان برخی جریانات فکری و مکاتب انتقادی را در شکل گیری آن دخیل دانست. واژه ی پسامدرن ابتدا در عرصه ی معماری در دهه های 1950 و 1960 رایج گردید، سپس بر فلسفه، سینما، موسیقی، ادبیات و ... تاثیر گذاشت. ادبیات پسامدرن نیز همانند اصطلاح پسامدرن بحث انگیز و مناقشه پذیر می نماید و از دل نظریه های متفاوتی سر بر آورده است. مسلما تحولاتی که پس از جنگ جهانی اول جهان را در بر گرفت بر پیدایش ادبیات پسامدرن تاثیر به سزایی داشته است و نویسندگان و شاعران بسیاری بر آن شدند تا شرایط هنری و اجتماعی نو را توصیف کنند. عنصر غالب در رمان های پسامدرن در مقایسه با دوره ی مدرن تفاوت کرده است. عنصر غالب در داستان های مدرن معرفت شناسی و عنصر غالب در داستان های پسامدرن هستی شناسی است که موجب پرسش هایی از این قبیل می شود: دنیا چیست؟ این دنیا، کدام دنیاست؟ انواع دنیاهای موجود کداماند؟ وقتی مرز بین این دنیاها نقض می شود، چه رخ می دهد؟... (مک هیل، 1392: 135-130)؛ از نظر مک هیل، در داستان های مدرن، معرفت شناسی در اولویت قرار می گیرد و در داستان های پسامدرن هستی شناسی. از نظر مک هیل، یکی از مهم ترین روش برجسته کردن مباحث هستی شناسانه در داستان های پسامدرن وام گیری شخصیت است. وام گیری شخصیت های از متون دیگر دو نوع است: در یک نوع، نویسنده شخصیت مخلوق نویسنده ای دیگر را وارد متن خود می کند، در نوع دیگر، شخصیت های داستانی یک نویسنده در داستان های دیگرش نیز حضور می یابند. بررسی ها نشان می دهد کیلگور تراوت، شخصیت میان متنی مخلوق ونه گوت، از یک سو توهم حضور یک شخصیت واقعی در داستان - خود ونه گوت - را در ذهن مخاطب ایجاد می کند و از سوی دیگر از یک دنیای داستانی به دنیای داستانی دیگر، از داستان به واقعیت و بالعکس در رفت و آمد است. بنابراین، شخصیت تراوت همزمان چندین مرز هستی شناختی را در هم می شکند. اوج ناپایداری هستی شناختی تراوت، درنوردیدن مرزهای هستی شناسی دنیای زندگان و مردگان است، به گونه ای که دو سطح هستی شناسی سنجش ناپذیر بر هم منطبق شده، مرز میان آن ها پر رنگ شده، سپس نقض می شود. شخصیت میان متنی کیلگور تراوت به طور مداوم و همزمان در چندین عالم و سطح هستی شناسی، عرض اندام می کند، بدین ترتیب، پرسش هایی بنیادی درباره ی قطعیت ساختار هستی شناسی داستان در ذهن مخاطب ایجاد می شود؛ پرسش هایی که متن از پاسخ گویی به آن ها طفره می رود.
کلیدواژه پسامدرن، شخصیت میان‌متنی، هستی‌شناسی، کورت ونه‌گوت، برایان مک هیل، کیلگور تراوت
آدرس دانشگاه مازندران, ایران, دانشگاه مازندران, ایران
پست الکترونیکی m.faghihabdollahi@gmail.com
 
   postmodernism and the ontology of kilgore trout in the novels of kurt vonnegut  
   
Authors malek sarvenaz ,faghihabdollahi maryam
Abstract    one of the common techniques in postmodern fiction is the use of intertextual characters. in this technique, the author either borrows a character from other authors' works and incorporates it into their own story, or repeats a character they have created across most of their works. one such character is kurt vonnegut's creation, kilgore trout, who appears in most of his stories. in each story, the author crafts a different life and fate for this character. this article aims to examine the ontological function of this intertextual character in vonnegut's novels based on brian mchale's theory of the dominant element. studies show that trout operates simultaneously across multiple realms. on one hand, he conveys the presence of a real character—vonnegut himself—to the audience, moving back and forth between fiction and reality. on the other hand, he transitions from one fictional world to another, even crossing the ontological boundaries between the worlds of the living and the dead. therefore, by simultaneously violating several ontological boundaries, trout serves a multifaceted ontological function. by making his ontological status appear ambiguous to the audience, he raises a wide range of ontological questions.
Keywords postmodernism ,intertextual character ,ontology ,brian mchale ,kurt vonnegut ,kilgore trout
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved