|
|
اثربخشی فراشناخت درمانی بر اجتناب تجربه ای، عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی مثبت در زنان مبتلا به اختلال وسواس
|
|
|
|
|
نویسنده
|
یداللهی اردستانی شیرین ,کیخسروانی مولود ,امینی ناصر
|
منبع
|
خانواده درماني كاربردي - 1401 - دوره : 3 - شماره : 3 - صفحه:211 -236
|
چکیده
|
هدف: هدف این پژوهش، اثربخشی درمان فراشناختی بر اجتناب تجربه ای، عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی مثبت در زنان مبتلا به اختلال وسواس بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و طرح مورد استفاده در این پژوهش طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه و دوره پیگیری میباشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه زنان مبتلا به اختلال وسواس اجبار مراجعه کننده به مراکز مشاوره و رواندرمانی شهر تهران در ماههای بهمن و اسفند سال 1400 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر از زنان مبتلا به اختلال وسواس اجبار مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی شهر تهران بین ماههای بهمن تا اسفند سال 1400 بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه وسواس اجباری ییل براون (1989)، پرسشنامه اجتناب تجربه ای بوند و همکاران (2011)، پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و همکاران (1994) و پرسشنامه باورهای فراشناختی مثبت ولز و کارت رایت-هاتون (2004) به دست آمد. در این پژوهش جهت انجام درمان فراشناختی از پروتکل ولز (2000) استفاده شد که به صورت هفتهای یک بار به مدت زمان 8 جلسه 90 دقیقهای بر روی گروه آزمایش اجرا شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و نرمافزار spss تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد درمان فراشناختی بر اجتناب تجربه ای (p=0/001 ,f=13/53)، عدم تحمل بلاتکلیفی (p=0/001 ,f=65/25)، و باورهای فراشناختی مثبت (p=0/001 ,f=75/86) در زنان مبتلا به اختلال وسواس موثر بود. نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت درمان فراشناختی بر اجتناب تجربه ای، عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی مثبت در زنان مبتلا به اختلال وسواس اثربخش بود و میتوان از این درمان در جهت کاهش مشکلات بیماران مبتلا به وسواس استفاده کرد.
|
کلیدواژه
|
درمان فراشناختی، اجتناب تجربهای، عدم تحمل بلاتکلیفی، باورهای فراشناختی، وسواس
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر, گروه روانشناسی, ایران, دانشگاه آزاداسلامی واحد بوشهر, گروه روانشناسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر, گروه روانشناسی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
amini_n2010@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
the effectiveness of metacognitive therapy on experiential avoidance, uncertainty intolerance and positive metacognitive beliefs in women with obsessive-compulsive disorder
|
|
|
Authors
|
yadollahi ardestani shirin ,keykhosrovani moloud ,amini naser
|
Abstract
|
aim: the purpose of this research was the effectiveness of metacognitive therapy on experiential avoidance, uncertainty intolerance and positive metacognitive beliefs in women with obsessivecompulsive disorder. methods: the current research method is semiexperimental and the design used in this research is a pretestposttest design with a control group and a followup period. the statistical population of the research was all women suffering from obsessivecompulsive disorder who referred to counseling and psychotherapy centers in tehran in the months of february and march of 2021. the research sample included 30 women with obsessivecompulsive disorder who referred to counseling and psychotherapy centers in tehran between february and march of 1400. data were collected using the yalebrown obsessive compulsive questionnaire (1989), the experiential avoidance questionnaire by bond et al. (2011), the intolerance of uncertainty questionnaire by friston et al. obtained. in this research, the protocol of wells (2000) was used to perform metacognitive therapy, which was performed once a week for 8 sessions of 90 minutes on the experimental group. the data was analyzed using the method of analysis of variance with repeated measurements and spss software. results: the findings showed that metacognitive therapy on experiential avoidance (f=13.53, p<0.001), uncertainty intolerance (f=65.25, p<0.001), and positive metacognitive beliefs (f=75.86, p<0.001) was effective in women with obsessive compulsive disorder. conclusion: it can be concluded that metacognitive therapy was effective on experiential avoidance, intolerance of uncertainty and positive metacognitive beliefs in women with obsessive compulsive disorder, and this therapy can be used to reduce the problems of obsessivecompulsive patients.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|