|
|
مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی و آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سازگاری اجتماعی و عاطفه مثبت و منفی مردان مبتلا به اختلال خلقی دو قطبی نوع یک
|
|
|
|
|
نویسنده
|
تاری برازین نادر ,باباپور خیرالدین جلیل ,اقدسی علی نقی
|
منبع
|
خانواده درماني كاربردي - 1400 - دوره : 2 - شماره : 4 - صفحه:137 -157
|
چکیده
|
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی و آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سازگاری اجتماعی و عاطفه مثبت و منفی بیماران مبتلابه اختلال دوقطبی نوع یک بود. روش پژوهش: روش پژوهش نیمه تجربی از نوع کار آزمایی بالینی بود. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران خلقی دوقطبی نوع یک بود که در کمیسیون تشخیص نوع و تعیین شدت معلولیت سازمان بهزیستی مورد تایید قرارگرفته و دریکی از مراکز درمان و توانبخشی بیماران روانی مزمن استان آذربایجان شرقی دارای پرونده هستند، تشکیل میدادند. نمونه آماری 45 نفر بود که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهتصادف در دو گروه آزمایشی (گروه آزمایشی اول 15 نفر و گروه آزمایشی دوم 15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. ابتدا پرسشنامههای سازگاری اجتماعی (بل، 1961) و عاطفه مثبت و منفی (واتسون و همکاران، 1996) توسط گروهها تکمیل گردید. در مرحله بعد گروههای آزمایشی در جلسات آموزش مهارتهای اجتماعی و آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان شرکت کردند، در حالیکه گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. پس از پایان جلسات آموزش، پرسشنامههای ذکرشده دوباره توسط گروهها تکمیل گردید. در انتها دادههای بهدستآمده از گروهها برای تحلیل آماده شد. یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که داد که روش آموزش مهارتهای اجتماعی نسبت به آموزش راهبردهای تنظیم هیجان تاثیر بیشتری بر سازگاری اجتماعی و عاطفه منفی و روش آموزش راهبردهای تنظیم هیجان نسبت به آموزش مهارتهای اجتماعی تاثیر بیشتری بر عاطفه مثبت بیماران دوقطبی نوع یک داشته است (0.05=p). نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش میتوان نتیجهگیری کرد که بین اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی و آموزش راهبردهای تنظیم شناختی بر سازگاری اجتماعی و عاطفه مثبت و منفی بیماران مبتلابه اختلال خلقی دوقطبی نوع یک تفاوت معناداری وجود دارد.
|
کلیدواژه
|
مهارت های اجتماعی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، سازگاری اجتماعی، عاطفه مثبت و منفی
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز, ایران, دانشگاه تبریز, گروه روانشناسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز, گروه مشاوره و روانشناسی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Comparison of the effectiveness of social skills training and training of cognitive emotion regulation strategies on social adjustment and positive and negative emotions in Man with type I bipolar disorder
|
|
|
Authors
|
Tari barazin Nader ,Babapour Jalil ,Aghdasi Alinaghi
|
Abstract
|
Aim: The aim of this study was to compare the effectiveness of social skills training and teaching cognitive emotion regulation strategies on quality of life, social adjustment and positive and negative emotions in patients with type I bipolar disorder. Methods: The research method was quasiexperimental clinical trial. The statistical population of the study included bipolar mood patients of type one who were approved by the Welfare Organization in the type diagnosis and severity of disability commission and had a file in one of the treatment and rehabilitation centers for chronic mental patients in East Azerbaijan province. The statistical sample consisted of 45 people who were selected by available sampling method and randomly assigned to two experimental groups (first experimental group 15 and second experimental group 15) and control group (15). First, the questionnaires of quality of life (WHO, 2007), social adjustment (Bell, 1961) and positive and negative emotions (Watson et al., 1996) were completed by the groups. In the next stage, the experimental groups participated in sessions of social skills training and training of cognitive emotion regulation strategies, while the group did not receive a training certificate. At the end of the training sessions, the mentioned questionnaires were completed again by the groups. Finally, the data obtained from the groups were prepared for analysis. Findings: Results: The results of analysis of covariance showed that social skills training method had a greater effect on social adjustment and negative emotion than emotion regulation strategies and emotion regulation training method had a greater effect on positive emotion than patients training. Polar had type one.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|