|
|
ارائه مدلی برای پیشبینی طلاق عاطفی بر اساس سبکهای دلبستگی و عملکرد جنسی در زنان متاهل: نقش میانجیگری هوش هیجانی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
موسوی خرمی زهرا ,دوکانه ای فرد فریده ,خاکپور رضا
|
منبع
|
خانواده درماني كاربردي - 1400 - دوره : 2 - شماره : 3 - صفحه:25 -50
|
چکیده
|
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سبکهای دلبستگی و عملکرد جنسی در زنان متاهل با نقش میانجیگری هوش هیجانی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر توصیفی همبستگی از نوع اکتشافی متوالی و هدایت شده است و جامعه آماری زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1398 بود. روش نمونه گیری بصورت تصادفی چند مرحله ای وحجم نمونه آماری 350 زن متاهل بر مبنای نرم افزارsample power و با توجه به احتمال 20 درصد افت آزمودنی ها 372 زن متاهل انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن (2008)، مقیاس دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید (1990)، عملکرد جنسی روزن و همکاران (2000) و هوش هیجانی باراُن (1997) بود. دادهها با استفاده از معادلات ساختاری smartpls تحلیل شد. یافتهها: نتایج به دست آمده نشان داد طلاق عاطفی براساس سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و سبک دلبستگی اضطرابی/دوسوگرا و عملکرد جنسی با میانجیگری هوش هیجانی در زنان متاهل از برازش مناسبی برخوردار است (0.01=p). همچنین بررسی معناداری مسیرهای مستقیم و غیر مستقیم پژوهش نشان داد مسیر مستقیم سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و سبک دلبستگی اضطرابی/دوسوگرا و عملکرد جنسی با طلاق عاطفی زنان متاهل معنادار (0.01=p) و از طرفی نتایج مسیر غیر مستقیم نشان داد که سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و سبک دلبستگی اضطرابی/دوسوگرا و عملکرد جنسی با میانجی گری هوش هیجانی بر طلاق عاطفی زنان متاهل شدت اثر مطلوبی داشته است (0.01=p). نتیجهگیری: بهمنظور ایجاد انسجام و خلق رابطه زناشویی رضایتبخش براساس شناخت هیجانات هر یک از زوجین و اصلاح نوع سبکهای دلبستگی زوجها به تقابل عناصر درون روانی در جهت بهبود روابط زناشویی در طول ملاحظات درمانی پرداخت.
|
کلیدواژه
|
طلاق عاطفی، سبک دلبستگی، عملکردجنسی، هوش هیجانی
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن, گروه مشاوره, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن, گروه مشاوره, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن, گروه مشاوره, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Providing a Model for Predicting Emotional Divorce Based on Attachment Style, and Sexual Function Components in Women: The Mediating Role of Emotional Intelligence
|
|
|
Authors
|
Moosavi khorami Zahra ,Dokaneifard Farideh ,Khakpour Reza
|
Abstract
|
Aim: The present study aimed to provide a model for predicting emotional divorce based on attachment style, and sexual function components in women with the mediating role of emotional intelligence. Methods: The research was descriptivecorrelational and had an exploratory sequential and directed type. The statistical population consisted of married women who visited counseling centers in Tehran in 2019. The research had a multistage random sampling method, and its statistical sample size consisted of 350 married women based on Sample Power software, and 372 ones were selected according to the 20% probability of sample drop. The research tools included Gottman Emotional Divorce Scale (EDS) (2008), Collins and Read adult attachment Scale (RASS) (1990), Female Sexual Function Index (FSFI) by Rosen et al. (2000), and BarOn Emotional Quotient Inventory (EQi) (1997). Data were analyzed using structural equations (Smart PLS). Results: The results indicated that emotional divorce based on secure, ambivalent, and avoidant attachment styles, and sexual function had a good fit mediated by emotional intelligence in married women (P=0.01). Furthermore, the study of significant direct and indirect paths indicated that the significant direct path of secure, avoidant, and ambivalent attachment styles, and sexual function with the emotional divorce of married women (P=0.01). Moreover, the results of the indirect path indicated positive effects of secure, avoidant, and ambivalent attachment styles, and sexual function mediated by emotional intelligence on the emotional divorce of married women (P=0.01). Conclusion: We need to pay attention to the interaction of psychological elements to improve marital relationships during treatment considerations to create cohesion and a satisfactory marital relationship based on recognizing the emotions of each couple, and modifying the types of attachment styles of couples.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|