>
Fa   |   Ar   |   En
   از هژمونی تا نظم بیسمارکی و توازن فراساحلی: استراتژی کلان آمریکا درقبال روسیۀ پس از جنگ سرد  
   
نویسنده روحی دهبنه مجید ,امیری عباس
منبع مطالعات اقتصاد سياسي بين الملل - 1399 - دوره : 3 - شماره : 2 - صفحه:409 -440
چکیده    دست‌یابی به نظم و امنیت منطقه‌ای و جهانی همواره از مهم‌ترین اهداف قدرت‌های بزرگ بوده است. برای دست‌یابی به این منظور، رویکردها و راه‌بردهای مختلفی از جانب این قدرت‌ها در مناطق مختلف جهان در پیش گرفته می‌شود که از میان آن‌ها رویکرد هژمونیک بسیار قابل‌تامل است. هژمونی یعنی نظمی که طی آن یک قدرت بزرگ به‌تنهایی نقش اصلی را در مناطق ایفا می‌کند و سعی دارد تا از این طریق روابط و مناسبات امنیتی منطقه‌ای را اداره و مدیریت کند، در سیاست و نظم جهانی و منطقه‌ای ایالات متحدۀ آمریکا پس از جنگ سرد در مناطق پساشوروی بسیار مهم و تعیین‌کننده بوده است. این مقاله با روش توصیفی‌ تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب‌خانه‌ای، ضمن مفهوم‌سازی نظم هژمونیک و مولفه‌های آن، می‌خواهد به این پرسش بپردازد که ایالات متحدۀ آمریکا پس از جنگ سرد چگونه از طریق هژمونیک روابط و مناسبات خود را در مناطق پساشوروی و به‌ویژه درقبال روسیه مدیریت کرده است. شواهد تجربی و عملی نشان می‌دهد باتوجه‌به اهمیت اوراسیا برای نظم هژمونیک آمریکا، این کشور با سه شیوۀ موازنه‌گری به‌سبک بریتانیای قرن نوزدهم، سیاست بیسمارکی (اتحاد، ائتلاف، ابزارهای اقتصادی، سیاسی، نظامی، و تحریم)، و هم‌چنین روش استیلاجویانۀ مبتنی‌بر نظریۀ ثبات هژمونیک (نظم پاکس آمریکانا) به مواجهه با تهدیدهای امنیتی منطقه رفته و از این طریق تلاش کرده است تا روابط خود را با کشورهای واقع در مناطق پساشوروی و به‌ویژه با روسیه و حتی چین مدیریت کند. این فرضیه براساس نظریۀ پل پاپایانو و نظریۀ ثبات هژمونیک تحلیل نظری شده است.
کلیدواژه ایالات متحدۀ آمریکا، روسیه، نظم بیسمارکی، موازنۀ فراساحلی، نظم هژمونیک
آدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت, گروه علوم سیاسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب, ایران
 
   From Hegemony To Bismarkian Order and Offshore Balancing: U.S. Grand Strategy towards Russiaafter Cold War  
   
Authors RohiDehboneh Majid ,Amiri Abass
Abstract    Achieving regional and global order and security has always been one of the most important priorities and goals of the great powers. To achieve this, various approaches and strategies are being pursued by these powers in different parts of the world where the hegemonic approach is very thoughtprovoking. Hegemony is an order in which a great power alone plays a key role in the regions and tries to manage the security relations and communications of the regions through this. The hegemony in US politics and world order after the Cold War in the postSoviet region has been very important and decisive. Using descriptiveanalytical methods and library resources, this article, while conceptualizing the hegemonic order and its components, wants to address the question that how the United States did managed its relations in the postSoviet region, especially with regard to Russia, after the Cold War through hegemony? Experimental and practical evidence suggests that, given Eurasia’s importance to the hegemonic order of the United States, the United States pursue with three methods of nineteenthcentury British balancing, Bismarkian policy (alliance, coalition, and economic, political, and military means), as well as a stabilization method based on the theory of hegemonic stability (American Pax Order), has faced security threats in the region. In this way, it has tried to manage its relations with countries in the postSoviet region, especially with Russia and even China. Theoretical analysis of this hypothesis is based on Paul Papayano’s theory in the book Security Order of Lake and Morgan and Hegemonic Stability Gilpin.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved