>
Fa   |   Ar   |   En
   مقایسه سطوح سرمی اُرکسین a بین افراد مبتلا و غیرمبتلا به کوه‌گرفتگی حاد  
   
نویسنده تادیبی وحید ,چراغی سحر
منبع مطالعات كاربردي تندرستي در فيزيولوژي ورزش - 1399 - دوره : 7 - شماره : 1 - صفحه:91 -96
چکیده    هدف: کوه گرفتگی حاد معمولاً پس از صعود افراد سازگاری نیافته به ارتفاع بالاتر از 2500 متر رخ می دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی و مقایسه سطوح سرمی اُرکسینa در افراد مبتلا و غیرمبتلا به کوه گرفتگی حاد بود. روش شناسی: بدین منظور تعداد 14 آزمودنی زن و مرد به طور داوطلبانه در پژوهش شرکت نمودند. آزمودنی ها ساعت نه از شهر تهران با استفاده از تله کابین توچال به ارتفاع 3700 متری منتقل شدند و از آنجا پس از حدود 20 دقیقه کوه پیمایی سبک به جان پناه قله توچال به ارتفاع حدود 3960 متری رسیدند. نمونه گیری خون برای اندازه گیری سطوح سرمی اُرکسینa در سه مرحله انجام شد: پیش از صعود در شهر تهران، 30 دقیقه پس از رسیدن به ارتفاع 3960 متری و 24 ساعت پس از اقامت در ارتفاع. ملاک تشخیص کوه گرفتگی حاد کسب دست کم سه امتیاز از پرسشنامه لیک لوئیس به شرط داشتن سردرد بود. یافته ها: نیمی از آزمودنی ها (7=n) به کوه گرفتگی حاد مبتلا شدند. آزمون تی مستقل نشان داد آزمودنی هایی که در ارتفاع به کوه گرفتگی حاد مبتلا شدند، به طور معناداری سطوح اُرکسینa پایین تری در تهران داشتند (0/044=p). اما، پس از گذشت 30 دقیقه و نیز 24 ساعت در ارتفاع، سطوح اُرکسینa مبتلایان و غیرمبتلایان تفاوت معناداری نداشت (به ترتیب 0/08=p و 0/10=p). سطوح اُرکسینa در تهران و همچنین 30 دقیقه پس از رسیدن به ارتفاع، همبستگی منفی معناداری با امتیاز پرسشنامه لیک لوئیس داشتند (به ترتیب 0/025=p و 0/044=p). نتیجه گیری: در نتیجه گیری کلی می توان سطوح سرمی اُرکسین a در ارتفاع پایین را به عنوان شاخصی برای شناسایی افراد مستعد به کوه گرفتگی حاد در ارتفاع بالا در نظر گرفت.
کلیدواژه ارتفاع گرفتگی، هیپوکرتین، هیپوکسی، کوهنوردی
آدرس دانشگاه رازی, دانشکده علوم ورزشی, گروه فیزیولوژی ورزشی, ایران, دانشگاه رازی, دانشکده علوم ورزشی, گروه فیزیولوژی ورزشی, ایران
پست الکترونیکی vtadibi@yahoo.com
 
   Comparing Serum Orexin-A Levels Between Affected and Non-Affected People to Acute Mountain Sickness  
   
Authors Tadibi Vahid ,Cheraghi Sahar
Abstract    Aim: Acute mountain sickness occurs generally after ascent to altitudes higher than 2500m and is not related to the physical fitness. The aim of this study was to investigate the serum levels of OrexinA in people with and without the Acute Mountain Sickness. Methods: For this purpose, 14 men and women subjects participated in this study, voluntarily. All subjects transferred from Tehran to 3700m altitude of mount by the Tochal cable car at 9 am. Then, after 20min of modest hiking, they reach to the Tochal summit shelter at about 3960m altitude. Blood samples collected for the measurement of OrexinA levels at three times: before the transferring in Tehran, 30min after arriving at altitude, and after 24h staying at altitude. The diagnostic criteria for the acute mountain sickness was a score of at least three from the Lake Louise questionnaire with headache present. Results: Half of the subjects (n=7) affected to acute mountain sickness. The independent sample ttest showed that the subjects with the acute mountain sickness had lower levels of OrexinA in Tehran, significantly (p=.044). However, the OrexinA levels of affected and nonaffected subjects were not significantly different after 30min and 24h at altitude (p=.08 and p=.10, respectively). There were negative significant correlations between the Lake Louise questionnaire scores and OrexinA levels in Tehran and at altitude (p=.025 and p=.044, respectively). Conclusions: In conclusion, the serum levels of OrexinA at low altitude could be consider as a predictive factor for the susceptible people to acute mountain sickness at high altitude.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved