>
Fa   |   Ar   |   En
   گذر از گفتمان کنشی به گفتمان حسی- ادراکی در گلنار و آیینه اثر رهنورد زریاب  
   
نویسنده ایران‌زاده نعمت الله ,طایفی شیرزاد ,آرین نصیراحمد
منبع پژوهشنامه ادبيات داستاني - 1402 - دوره : 12 - شماره : 3 - صفحه:1 -23
چکیده    پژوهش حاضر، به روش تحلیل کیفی مبتنی بر استقراء تام، مسالۀ عبور از گفتمان کنشی و برنامه مدار به گفتمان حسی- ادراکی و غیربرنامه دار را در گلنار و آیینه از رهنورد زریاب نقد و تحلیل می کند. فرض نوشته بر این است که رمان های قبل از دهۀ هشتاد در افغانستان مبتنی بر نظام گفتمان کنشی، روایت تجویزی و تعاملی، نظام ارزشی مقوله ای و ارتباط عینی میان سطوح زبانی اند؛ اما از آغاز دهۀ هشتاد به این سو این وضعیت دچار دگردیسی شده که در نتیجه، نظام گفتمان پدیداری و حسی- ادراکی، روایت های تطبیقی و هم‌آمیخته، نظام ارزشی وجهی و تطابقی و رابطۀ پدیداری و جسمانه ای جایگزین نظام های قبلی شده اند. رمان گلنار و آیینه که در آغاز دهۀ هشتاد منتشر شده، نمونۀ خصیصه نمای این وضعیت است. تحلیل موردی این رمان فرض نویسندگان در این مقاله را به‌درستی اثبات می کند. سه نشانه- معنای بزرگ (وحدت سوژه- ابژه، گفتمان عاشقانه و هویت موهوم سوژه- ابژه) در این رمان بر بنیاد تئوری نشانه- معناشناسی پدیدارشناختی تحلیل شده است و در نتیجه دریافته ایم که در این رمان، همانند رمان های قبل از این دهه، معنا، حاصل تقابل نیست و ابژۀ ارزشی خارج از سوژه برای فتح وجود ندارد؛ بلکه سیر زایش و تولید معنا در آن از مجرای نظام گفتمان شوشی و حسی- ادراکی، روایت تطبیقی و هم آمیخته و نظام ارزشی وجهی شکل گرفته است. در چنین نظامی، معنا به گونۀ تصادفی و هم آیی، بدون برنامۀ از قبل تعیین شده حاصل شده و حواس انسانی سوژه در تولید آن نقش برجسته دارد.
کلیدواژه گفتمان کنشی، گفتمان حسی- ادراکی، روایت، کنش، شوش، گلنار و آیینه
آدرس دانشگاه علامه طباطبائی, دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی, ایران, دانشگاه علامه طباطبائی, دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی, ایران, دانشگاه پنسلوانیای آمریکا, دانشکدۀ هنر, گروه تاریخ, آمریکا
پست الکترونیکی n_arian@atu.ac.ir
 
   transition from active discourse to sensory-perceptual discourse in golnar and the mirror by rahnavard zariab  
   
Authors iranzadeh nematollah ,tayefi shirzad ,arian nasir ahmad
Abstract    the present study, making use of the qualitative analysis based on complete induction, criticizes and analyzes the problem of transition from action and program-oriented discourse to sensory-perceptual and non-program-oriented discourse in golnar and the mirror by rahnavard zaryab. it has been hypothesized that novels, prior to 2000s in afghanistan, were based on a pragmatic discourse system, possessed a prescriptive and interactive narrative, contained categorical value systems, and carried an objective relationship between language levels. however, from the beginning of the decade afterwards, this situation has undergone a transformation that has replaced the previous systems, as the result. for instance; the phenomenological and sensory-perceptual discourse system, adapted and intertwined narratives, value modal and adaptive system, and the phenomenological and physical relationship. golnar and the mirror, published in the early 2000s, is an example of this case. this novel, carrying three great signs-meaning (unity of subject-object, romantic discourse and imaginary identity of subject-object), correctly proves the assumption of the authors in this respect. this novel has been analyzed based on the theory of phenomenal sign-semantics and, as a result, we have found that in this novel, like novels before this decade, meaning is not the result of opposition and there is no value object outside the subject to conquer. rather, the process of producing meaning in it has been formed through state and sensory-perceptual discourse system, comparative and intertwined narrative, and the existence of the value modal system. in such a system, meaning is obtained randomly and concurrently, without a predetermined plan, and the human senses of the subject play a prominent role in its production.
Keywords action discourse ,sensory-perceptual discourse ,narrative ,action ,state ,golnar and the mirror
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved