>
Fa   |   Ar   |   En
   جستاری در گریزگویی و گونه‌های آن در روایت‌های داستانی بخش پهلوانی شاهنامه  
   
نویسنده عزیزی فر امیر عباس ,پولادی سمیه
منبع پژوهشنامه ادبيات داستاني - 1400 - دوره : 10 - شماره : 2 - صفحه:57 -76
چکیده    گریزگویی یا انحراف گفتاری خارج از موضوع اصلی است که نویسنده/ شاعر بنا به اغراضی آن را در خلال روایت و داستان بیان می‌کند. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی اسنادی و مطالعۀ کتابخانه ای به انجام رسیده است، در پی آنیم که ضمن بیان تعریفی از گریزگویی، گونه های آن را در بخش پهلوانی شاهنامۀ فردوسی بررسی و تحلیل کنیم. پرسش محوری پژوهش این است که اساساً گریزگویی چگونه بیانی است، فردوسی در کجای روایت خود بدان ها پرداخته است و شاعر چه هدف یا اهدافی را در گریزگویی پی می گیرد. پس از بررسی دریافتیم که فردوسی هم از لحاظ محتوایی و هم از جنبه‌ ساختاری در سه بخش آغازین، میانه و پایانی حماسه‌اش به گریزگویی پرداخته است، در گونۀ آغازین، چهار مطلب گزارش شده است: در ناگزیری مرگ، ترک آز، نکوهش فرزند ناخلف و توصیفِ صِرف که نمونۀ اخیر گونه ای مدخل روایت و براعت استهلال است. در بخش میانی شاعر وقفه ای ایجاد کرده است تا مطلبی اخلاقی و اندرزگون بیان کند. در این بخش پنج مطلب گزارش شده است: رضا به تقدیر، تلوّن روزگار، مشعبدی روزگار، ستایش خرد و مصونیت بی گناهان. در بخش پایانی نیز ضمن اشاره به مقوله های بخش میانی، موارد پیش گفته را بیشتر حسّی و عینی کرده و بیشتر به عبرت گیری توجّه کرده است. مطالب این بخش در پنج دسته قرار دارد: تلوّن روزگار، توبیخ روزگار، ستمگری چرخ، ناگریزی مرگ و ترک آز. بیشترین گریزگویه مربوط است به احوال چرخ و روزگار و در این میان، تلوّن و بی ثباتی چرخ بیشترین بسامد را داشته است. پیداست که گریزگویی های مربوط به چرخ، تقدیر، فلک، زمان، نکوهش چرخ و مرگ بازتاب باورهای زروانی است. در گریزگویۀ مربوط به آز، نگاه فردوسی نگاهی اساطیری است و با جاندارانگاری و تجسیم این دیو، بیش از بیش انسان را از آن برحذر داشته است. نسخۀ عاجل فردوسی برای درمان آز، خردمندی است.
کلیدواژه گریزگویی، شاهنامه، فردوسی، بخش پهلوانی
آدرس دانشگاه رازی, دانشکده ادبیّات و علوم انسانی, گروه زبان و ادبیّات فارسی, ایران, دانشگاه رازی, دانشکده ادبیّات و علوم انسانی, ایران
پست الکترونیکی somayeh.poladi@gmail.com
 
   A Study on Digression and its Kinds in the Heroic Sections of Shahname of Ferdowsi  
   
Authors Azizifar Amirabbas ,Poladi Somayeh
Abstract    Evasion or deviation, which is called in English literature by Digression and Excursus, is a speech outside of the main subject, which the author/ poet speak for his aims during the narration. In this research, which is done through descriptiveanalyticaldocumentary and library studies, we are going to define the digression in the heroic section of Ferdowsi’s Shahnameh. The central question of the research is how basically digression is a statement, what kinds of it has been reported in Shahnameh, and what the poet pursues, what goal or goals he is trying to find out. After examination we found that Ferdowsi in the first, middle, and ending episodes of his work presented the kinds of digression. In the first part, the poet through some devices such as Prologue tried to deliver his idea. In the middle section, he has deliberately a pause to deliver a moral point, and in the final section he often refers to by wording, blame the world state, blame of avarice, condemnation, worship of wisdom, and inevitability of death. The most digression is related to the wheel of time, and among them, the instability of the wheel has the highest frequency and this matter is due to the reflection of Zorwanism’s beliefs. In digression which related to avarice, the point of view of poet concerned with demon of avarice and the poet through animism he tries to beware of human kind. The only way to cure this disease and this devil in the poet’s view is wisdom.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved