|
|
|
|
بررسی استعارۀ «دنیا به مثابۀ انسان» در حدیقه الحقیقه و مثنوی
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
موسائی سوسن ,صفری جهانگیر ,ظاهری عبدوند ابراهیم
|
|
منبع
|
پژوهش هاي بين رشته اي ادبي - 1403 - دوره : 6 - شماره : 12 - صفحه:309 -335
|
|
چکیده
|
از نظر لیکاف و جانسون، استعارۀ انسان انگاری، استعاره های هستیشناختی است که از طریق آن، مفاهیم انتزاعی شخصیت انسانی مییابند و میتوان به نگرش و کنش مورد نظرگوینده، دربارۀ شی یا پدیدۀ مورد وصف پیبرد. هدف در این پژوهش نیز بررسی انسانانگاری دنیا در حدیقهالحقیقه و مثنوی است تا نشان داده شود این دو شاعر بیشتراز چه خصوصیات انسانی برای شخصیتبخشی به دنیا استفاده کرده و از این طریق، چه نگرشی و کنشی در مخاطبان برانگیخته اند. نتایج پژوهش نشان میدهد سنایی و مولانا با نسبت دادن ویژگیهای جسمانی، اخلاقی و اجتماعی انسان، به دنیا، سبب شکلگیری استعاره «دنیا به مثابه انسان» شدهاند. این استعاره، خود شامل دو استعارۀ جزئیترِ «دنیا به مثابۀ زن» و «دنیا به مثابه انسانی با ویژگی اخلاقی- اجتماعی» است. زیر مقولههای استعاره «دنیا به مثابه زن» که بر اساس نوع شناخت از ازدواج و روابط خانوادگی ایجاد شده است، نشان میدهد در شعر سنایی، دنیای زنگون جلوه بیشتری دارد وبرخلاف مولانا که تنها دو ویژگی اخلاقی و اجتماعی این زن را به تصویر کشیده، در شعر سنایی این دنیای زن گون، ظاهری جسمانی و ناخوشایند نیز دارد که سبب دلزدگی جسمی و جنسی از آن میشود. در «استعارۀ دنیا به مثابه انسانی با ویژگی اخلاقی- اجتماعی»، نیز که بر اساس شناخت از تعامل اجتماعی شکل گرفته است، این دو شاعر به تصویرسازهای مشابهی از دنیا پرداختهاند؛ با این تفاوت که سنایی، دنیا را انسانی با دنیایِ درونی منفی به تصویر کشیده است؛ اما در شعر مولانا، انسانی است با ویژگی اخلاقی و اجتماعی مثبت و منفی. به گونه ای که مخاطب گاهی از آن متنفر می شود و گاهی به آن، حس ترحم دارد.
|
|
کلیدواژه
|
حدیقهالحقیقه، مثنوی، انسانانگاری، دنیا، زنانگاری، استعاره مفهومی
|
|
آدرس
|
دانشگاه شهرکرد, ایران, دانشگاه شهرکرد, ایران, دانشگاه شهرکرد, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
zaheri@sku.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
a study of the metaphor of the world as man in hadiq-ol-haqiqeh and masnavi
|
|
|
|
|
Authors
|
mosaei susan ,safai jahangir ,zaheri abdevand ebrahim
|
|
Abstract
|
according to lakoff and johnson, humanism metaphor is one of the most obvious ontological metaphors through which abstract and inanimate concepts are characterized by human personality and can be understood the attitude and action of the speaker about the object or phenomenon described. the aim of this study is to investigate the humanization of the world in the whole of two works by hafiqeh sanaei and masnavi rumi using a documentary method based on the theory of human ontological metaphorsand what they did and what they were doing. in these two works, 44 metaphors of humanism of the world have been used, and the results of which show that sanaei and rumi have caused the world to form a macro metaphor of the world as human being by ascribing the physical, moral and social characteristics of the human to the world. this metamorphose includes two minor metaphors the world as woman and the world as a human being with a moral-social character. the following categories of the metaphor world as woman created based on the type of recognition of marriage and family relationships social, which is based on the recognition of social interaction and interpersonal relationships, these two poets have made similar illustrations of the world, except that sanai has portrayed the world as a human with a very negative inner world, but in rumi's poem, he is a man with a positive and negative moral and social character, in a way that the audience sometimes hates and sometimes pity it.
|
|
Keywords
|
hadigheh al-haqiqah ,masnavi ,conceptual metaphor ,humanism ,world ,xenophobia.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|