>
Fa   |   Ar   |   En
   نقش نور در مفهوم‌سازی عشق در غزلیات حافظ  
   
نویسنده کارگر شهرام ,زارع میثم ,شعبانی بهرام
منبع پژوهش هاي بين رشته اي ادبي - 1399 - دوره : 2 - شماره : 3 - صفحه:212 -234
چکیده    استعارۀ مفهومی از جمله نظریات زبان شناختی است که در سال های اخیر توسّط دو زبانشناس به نام های لیکاف و جانسون (1980) مطرح شده است.آن ها معتقد هستند که بستر استعاره در ذهن و اندیشه و ناخودآگاه بشر است؛ نظام ادراکی انسان،سرشتی استعاری دارد و تمام کنش ها و رفتار و گفتار انسان بر اساس همین قلمرو سازمان یافته و ناخودآگاه ذهنی صورت می گیرد. طبق این نگاه، استعاره انتقال یا نگاشت از قلمروی انتزاعی به سوی قلمروی عینی است. پاسخ به این پرسش که چگونه عشق با واژه ها و اصطلاحاتی که مفید معنای نورانیت هستند، تبیین شده است، محور اصلی این پژوهش است. بنابراین تلاش شده است تا بر اساس نگرش استعارۀ مفهومی، مقولۀعشقو ارتباط آن با نور، در غزلیات حافظ بررسی و تحلیل گردد. بدین ترتیب نور و ملزومات آن که مفهومی عینی است، در قلمروی مبدا و عشق که موضوعی انتزاعی است، در قلمروی مقصد قرار گرفته است. ارتباط گستردۀ این دو قلمرو در غزل حافظ، بیانگر آن است که شاعر برای محسوس کردن موضوع عشق از مجموعۀ نور و ملزوماتش استفاده کرده استکه خود این مساله نشان دهندۀ آن است که حافظ عشق را روشنگر می داند. این پژوهش به شیوۀ کتابخانه ای و روش تحلیلی توصیفی انجام شده است.
کلیدواژه استعارۀ مفهومی، نور، عشق، حافظ، قلمرو عینی و انتزاعی
آدرس دانشگاه فردوسی مشهد, دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه شیراز, دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه جهرم, دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران
پست الکترونیکی bahram.shaabani@gmail.com
 
 

Copyright 2015
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved