|
|
|
|
تحلیل فلسفی چیستی، جایگاه و نقش مدلها در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی با اقتباس از مبانی حکمای اسلامی
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
فراهانی فرد محمدعلی
|
|
منبع
|
روش شناسي علوم انساني - 1404 - دوره : 31 - شماره : 122 - صفحه:55 -79
|
|
چکیده
|
مقدمه و اهداف: یکی از مسائل بنیادین فلسفه علم و علم اقتصاد، تحلیل جایگاه مدلها در نظریهپردازی اقتصادی است. در علم اقتصاد، مدلها ابزارهای مفهومی و ریاضی هستند که برای سادهسازی، تبیین و پیشبینی پدیدههای اقتصادی به کار میروند. با وجود اهمیت مدلها، نگاههای متفاوتی نسبت به آنها وجود دارد. برخی مدلسازی را استمرار ریاضیسازی علم اقتصاد دانسته و نسبت به آن نگاه انتقادی دارند؛ درحالیکه برخی دیگر بدون بررسی مبانی نظری، از مدلسازی در تحلیلهای اقتصادی استفاده میکنند. ازاینرو، تحلیل فلسفی مدلسازی در علم اقتصاد اسلامی ضرورتی اساسی دارد. مبانی حکمای اسلامی، بهدلیل استحکام نظری و سازگاری با اقتصاد اسلامی میتواند نقش کلیدی در تبیین جایگاه مدلها ایفا کند. مقاله حاضر تلاش دارد تا با بررسی چیستی، جایگاه و نقش مدلها در اقتصاد اسلامی، چهارچوبی نظری برای این حوزه ارائه دهد. در این راستا، ابتدا مدلها در فلسفه علم و علم اقتصاد بررسی میشوند و سپس جایگاه آنها در اقتصاد اسلامی براساس مبانی حکمای اسلامی تحلیل میشود. نوآوری پژوهش حاضر در بررسی جایگاه نظری مدلها در اقتصاد اسلامی براساس مبانی حکمای اسلامی و ارائه مراحل مدلسازی براساساین است.روش: روش این پژوهش از حیث گردآوری دادهها، کتابخانهای و از حیث تحلیل، ترکیبی از روش تاریخی و روش عقلی است. در بررسی جایگاه مدلها در اقتصاد متعارف، روش تاریخی به کار رفته است؛ بهاینمعناکه وضعیت موجود مدلسازی در علم اقتصاد و نظریات مختلف درباره چیستی و کارکرد مدلها بررسی شدند. در مقابل، برای تحلیل جایگاه مدلها در اقتصاد اسلامی، از روش عقلی استفاده شده است. این روش با استناد به مبانی حکمای اسلامی تلاش دارد تا تبیینی سازگار با اقتصاد اسلامی برای مدلسازی ارائه دهد. در این راستا، مفاهیمی مانند اعتباریات و صورت علمی از فلسفه اسلامی استخراج و در زمینه مدلسازی اقتصادی استفاده شده است. همچنین، برای بررسی کارکرد مدلها در اقتصاد اسلامی، انواع مدلها شامل مدلهای تبیینی، تجویزی و سیاستی شناسایی شده و مراحل منطقی استفاده از مدلها در اقتصاد اسلامی براساس این چهارچوب تدوین شده است. درنهایت، مراحل ارائهشده بر مدل عدالت برکت تطبیق داده شدهاند تا امکان کاربردپذیری عملی این چهارچوب سنجش شود.نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد که مدلها در اقتصاد اسلامی را میتوان براساس مفاهیم حکمای اسلامی همچون اعتباریات و صورت علمی تبیین کرد. برخلاف دیدگاههای رایج که مدلها را صرفاً ابزاری انتزاعی برای سادهسازی میدانند، در چهارچوب نظری حکمای اسلامی، مدلها بهلحاظ معرفتشناسی صورت ذهنی منفرد و یا مجموعهای از صورتهای ذهنی هستند که به غرض واقعنمایی و یا ایجاد امری در خارج ایجاد میشوند و بهلحاظ هستیشناختی نوعی «وجود ذهنی ادعایی» هستند که دانشمندان برای فهم بهتر نظریات، مفاهیم، و روابط میان آنها طراحی میکنند. بنابراین مدلها هم در جنبه معرفتشناختی و هم در جنبه هستیشناختی دارای دو جهت حقیقت و اعتبار هستند و ترکیبی از این دو را بههمراه دارند. غلبه یک جهت نوع مدل را تعیین میکند. براساساین، مدلها ابزارهای نظری تنزیلی و ادّعایی هستند که در افق ذهنی به کمک نظریهپرداز اقتصاد اسلامی میآیند. در این راستا، مدلهای اقتصادی اسلامی در سه دسته تبیینی، تجویزی و سیاستی تقسیم میشوند. مدلهای تبیینی بهدنبال ارائه تصویری از واقعیتهای اقتصادی موجود هستند و عمدتاً بر شناخت وضعیت جاری تمرکز دارند. مدلهای تجویزی، اهداف و روابط مطلوب را براساس مبانی اسلامی تبیین میکنند و درحقیقت، الگوهایی برای جامعهای مطلوب ارائه میدهند. مدلهای سیاستی نیز راهکارهایی برای دستیابی به اهداف تجویزی ارائه میدهند و در ارزیابی آنها، میزان موفقیت سیاستها در تامین اهداف تعیینکننده است. اما نکته مهم استفاده از نوعی اعتبار و تنزیل در تمام این مراحل است. یکی از مهمترین نتایج این پژوهش، بازتعریف جایگاه مدلها در اقتصاد اسلامی براساس نظریه حکمای اسلامی و ارائه مراحل منطقی برای مدلسازی در این حوزه است. همچنین، این پژوهش نشان میدهد استفاده از مدلهای علمی در اقتصاد اسلامی با رعایت اصول و محدودیتهای مشخص مانند حفظ مرز جنبههای حقیقی و اعتباری، و مخدوش نشدن غرض مدل امکانپذیر است و میتوان از مدلها بهعنوان ابزارهایی برای فهم، تبیین، تجویز و یا سیاستگذاری بهتر در مسائل اقتصادی بهره برد.بحث و نتیجهگیری: بررسی جایگاه مدلها در علم اقتصاد نشان میدهد که مدلها نقش اساسی در تبیین، تحلیل و پیشبینی مسائل اقتصادی دارند. در اقتصاد متعارف، مدلها در سه دسته اصلی تقسیمبندی میشوند: 1. مدلهای نظری - مفهومی و ریاضی که بهمنظور ارائه ابتدایی یا نهایی یک نظریه استفاده میشوند؛ 2. مدلهای اقتصادسنجی که برای آزمون تجربی نظریات به کار میروند و 3. مدلهای سیاستی که ترکیبی از دو نوع قبلی هستند و برای تحلیل آثار سیاستها استفاده میشوند. در مقابل، در اقتصاد اسلامی، مدلها با استفاده از مفاهیم فلسفی مانند صورت علمی و مفاهیم اعتباری بازتعریف شدهاند. پژوهش حاضر نشان میدهد که مدلها در اقتصاد اسلامی، ابزارهایی برای تبیین، تجویز و سیاستگذاری اقتصادی هستند و میتوان آنها را بهگونهای طراحی کرد که با مبانی اسلامی سازگار باشند. از نتایج کلیدی این پژوهش، تبیین مفهوم نمایندگی حقیقی و نمایندگی اعتباری در مدلهاست که براساس آن، مدلها در اقتصاد اسلامی بهعنوان ابزارهای نظری ادعایی و تنزیلی برای سادهسازی فهم و تصویرسازی واقعیتهای اقتصادی عمل میکنند. افزونبراین، مراحل منطقی مدلسازی در اقتصاد اسلامی، از شناخت مفاهیم پایه تا ارائه بسته سیاستی کامل، مشخص شده است. این چهارچوب میتواند به پژوهشگران و سیاستگذاران اقتصادی کمک کند تا با تکیه بر مبانی اسلامی، مدلهایی عملی و کارآمد برای حل مسائل اقتصادی طراحی کنند. در پایان، این مراحل بر مدل عدالت برکت تطبیق داده شدهاند تا امکانپذیری و کاربرد عملی آنها در اقتصاد اسلامی نشان داده شود.
|
|
کلیدواژه
|
مدل، مدلسازی، اقتصاد متعارف، اقتصاد اسلامی، حکمت اسلامی، فلسفه علم
|
|
آدرس
|
مرکز پژوهشی موسسه عالی فقه و علوم اسلامی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
mali.farahani@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
a philosophical analysis of the nature, position, and role of models in conventional economics and islamic economics based on the foundations of islamic philosophers
|
|
|
|
|
Authors
|
farahanifard mohammadali
|
|
Abstract
|
introduction and objectives: one of the fundamental issues in the philosophy of science and economic science is the analysis of the role of models in economic theorization. in economics, models are conceptual and mathematical tools used to simplify, explain, and predict economic phenomena. despite their importance, there are divergent perspectives on models. some view modeling as an extension of the mathematization of economics and criticize it, while others employ modeling in economic analyses without examining its theoretical foundations. therefore, a philosophical analysis of modeling in islamic economics is essential. the foundations of islamic philosophers, due to their theoretical rigor and compatibility with islamic economics, can play a key role in explaining the position of models. this paper seeks to provide a theoretical framework for islamic economics by examining the nature, position, and role of models. to this end, it first explores models in the philosophy of science and economics, then analyzes their place in islamic economics based on the principles of islamic philosophers. the novelty of this research lies in its examination of the theoretical status of models in islamic economics based on islamic philosophical foundations and its proposal of a structured modeling approach.methodology: this study employs a library-based data collection method and combines historical and rational analytical approaches. the historical method is used to examine the status of modeling in conventional economics, reviewing existing practices and various theories on the nature and function of models. in contrast, the rational method is applied to analyze the position of models in islamic economics. this approach, grounded in the principles of islamic philosophers, seeks to provide a coherent explanation of modeling consistent with islamic economics. key concepts such as iʿtibāriyyāt (conventional constructs) and ṣūrat-i ʿilmī (scientific form) are drawn from islamic philosophy and applied to economic modeling. additionally, the functions of models in islamic economics are categorized into explanatory, prescriptive, and policy models, and a logical framework for their use is developed. finally, the proposed framework is applied to the justice-barakah model to assess its practical applicability.results: the findings indicate that models in islamic economics can be explained through concepts from islamic philosophy, such as iʿtibāriyyāt and ṣūrat-i ʿilmī. unlike conventional views that see models merely as abstract tools for simplification, islamic philosophical frameworks treat models as epistemic constructs—either singular or composite mental representations—intended to depict reality or bring about external change. ontologically, they are a form of claimed mental existence designed by scholars to better understand theories, concepts, and their interrelations. thus, models possess both epistemological and ontological dimensions, blending truth and conventionality, with the dominance of one aspect determining their type. accordingly, models are theoretical, reductive, and declarative tools that assist islamic economic theorists in conceptualization.
|
|
Keywords
|
model ,modeling ,conventional economics ,islamic economics ,islamic philosophy ,philosophy of science
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|