|
|
|
|
بررسی انتقادی مدعای تقابل فهم و اقرار در تربیت دینی
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
موسوی نقی
|
|
منبع
|
تعليم و تربيت - 1403 - دوره : 40 - شماره : 3 - صفحه:107 -124
|
|
چکیده
|
تربیت دینی به معنای پرورش ایمان، رویکردی دیرین است. از دهه 1950 این رویکرد با انتقاداتی مواجه شده است. منتقدان از منظر سکولاریستی و پلورالیستی براین باورند که در تربیت دینی، فهم حاصل نمی شود و هدف، عبارت است از اقرار و اعتراف. بنابراین باید از «تربیت دینیِ اقراری» دست شست و به جای آن «تربیت دینیِ غیراقراری» یا «تربیت سکولار» پیشنهاد می شود. به جای «آموزش دین» نیز باید به «آموزش درباره ادیان» همت گماشت. نوشتار حاضر با روش تحقیق توصیفی، تحلیلی و انتقادی، درصدد گردآوری، صورت بندی و ارزیابی این دیدگاه است. پس از گزارش این دیدگاه، مدعای مذکور در قالب سه تقریر بازسازی شده که عبارت اند از : 1. عدم امکان فهم دینی در تربیت دینی؛ 2. تلازم انحصارگرایی دینی و عدم فهم؛ 3. تلازم تلقین و عدم فهم. در ادامه به تفصیل تقریرهای فوق مورد سنجش و نقادی قرار گرفته و در نهایت مدعای تقابل فهم و اقرار در تربیت دینی مخدوش دانسته شده و گفته شده است که 1. ایمان -محوری در تربیت دینی، مانع از حصول فهم در متربی نیست و تربیت دینی می تواند عقلگرا باشد؛ 2. انحصارگرایی دینی (پیش فرض گرفتن حقانیت یک دین) مانع از انعقاد فهم در متربی نیست و اساس تربیت پلورالیستی هم اینگونه است؛ 3. معیار تلقین، موضوع نیست و تربیت دینی الزاماً تلقینی نیست، همانطور که تربیت سیاسی، تربیت اخلاقی و تربیت علمی هم اگر با روش غیراستدلالی تدریس شوند، تلقینی خواهند بود. به فراخور فرصت، زوایایی از رویکرد اسلامی در تربیت دینی تبیین شده و از نسبت «تربیت دینی سکولار» و «تربیت دینی اسلامی» سخن به میان آمده است.
|
|
کلیدواژه
|
ایمان، تربیت اسلامی، فلسفه تربیت دینی، عقلانیت، آموزش درباره ادیان، آموزش دین
|
|
آدرس
|
دانشگاه فرهنگیان, گروه علوم تربیتی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
critical review of the claimed conflict between understanding and confession in religious training
|
|
|
|
|
Authors
|
moosavi n.
|
|
Abstract
|
religious training as a way of strengthening belief, has been an old approach, yet from around seventy years ago, it has been faced with some criticism in the west. secular and pluralist critics claim that in religious trainings, understanding is neither the goal nor the outcome, because it is confession that is aimed at. thus such religious trainings should be abandoned and replaced with un-confessional religious training or secular training in which instead of teaching a particular religion, lessons about all religions are taught. this very perspective is challenged herein by rereading the claim in the following three different ways: 1- religious understanding is impossible through religious training, 2- lack of understanding in religious exclusivism, and in 3- religious indoctrination, is necessary. furthermore, through comparisons and criticism, it is said that: 1- being belief-based does not prevent understanding, 2- being exclusivist does not prevent understanding, 3- indoctrination is not subject-dependent, and religious training is not necessarily indoctrination. the islamic approach to religious training is discussed where necessary.
|
|
Keywords
|
belief ,islamic training ,philosophy of religious training ,rationality ,teaching about religions ,teaching a particular religion
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|