>
Fa   |   Ar   |   En
   جامعه شناختی جنگ و صلح در داستان رستم و اسفندیار بر اساس دیدگاه های لوکاچ  
   
نویسنده شفقتی بهمن ,خوشنودی چروده بهرام ,صادق پور حافظ
منبع تفسير و تحليل متون زبان و ادبيات فارسي (دهخدا) - 1403 - دوره : 16 - شماره : 62 - صفحه:18 -37
چکیده    داستان جنگ رستم و اسفندیار در شاهنامه فردوسی، یکی از برجسته‌ترین بخش‌های این اثر حماسی است که بازتاب‌دهنده ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمان خود می‌باشد. این مقاله، با استفاده از دیدگاه‌های جامعه‌شناختی لوکاچ و تمرکز بر مفاهیمی چون تضاد طبقاتی، تضاد نسلی، شیءشدگی، ایدئولوژی و سرنوشت، به شیوه توصیفی تحلیلی، به بررسی ابعاد اجتماعی این داستان می‌پردازد. در این داستان، اسفندیار به ابزاری برای تحقق اهداف سیاسی پدرش تبدیل شده و ایدئولوژی حاکم با تحریف واقعیت، نابرابری‌ها را توجیه کرده و از چالش‌های جدی علیه قدرت جلوگیری می‌کند. بررسی و دقت نظر در ابیات داستان نشان می‌دهد که فردوسی، از طریق شخصیت‌های حماسی خود، واقعیت‌های اجتماعی، نهادهای دینی، ساختارهای خانوادگی و سلسله مراتب قدرت در ایران باستان را تبیین می‌کند. نتایج این پژوهش بیان می‌کند که داستان جنگ رستم و اسفندیار حاوی مفاهیم عمیق و متنوعی از جمله قدرت، مشروعیت، وفاداری، نقش‌های اجتماعی، تضادهای طبقاتی و تعاملات دیپلماتیک است که بازتاب‌دهنده تعارضات و تلاش‌های اجتماعی برای یافتن تعادل و صلح در جامعه ایران باستان می‌باشد. این داستان، علاوه بر ارزش‌های ادبی، به درک بهتر ساختارهای اجتماعی گذشته کمک می‌کند. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای است.
کلیدواژه شاهنامه، جامعه شناختی، جنگ، رستم واسفندیار، لوکاچ
آدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران
پست الکترونیکی hafez.sadeghpoor@iau.ac.ir
 
   a sociological analysis of war and peace in the story of rostam and esfandyar from a lukácsian perspective  
   
Authors shafaghati bahman ,khoshnoudi cherudeh bahram ,hafez sadeghpour
  
Keywords shahnameh ,sociology ,war ,rostam and esfandiyar ,lukács
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved