|
|
تاملی در زیرساختهای تشبیهی سهگانه انواع «مَثَل»
|
|
|
|
|
نویسنده
|
طاهری سعید ,طاهری قدرت الله
|
منبع
|
پژوهش هاي دستوري و بلاغي - 1401 - دوره : 12 - شماره : 21 - صفحه:175 -197
|
چکیده
|
بحث مربوط به پدیدهای به نام «مَثَل»، بحثی قدیمی و گسترده است و مرور منابع بلاغی و فرهنگهای امثال نشان میدهد که بلاغتنویسان و نیز فرهنگنویسان که به جمع و تدوین مَثَلها اهتمام داشتهاند، مباحث عدیدهای در خصوص ماهیت و ساخت مَثَل دارند، اما چون در بلاغت کلاسیک اسلامی، زبان ادبی حوزهای خاص و مجزا از زبان عامیانه انگاشته شده و با اصطلاحاتی همچون «بلاغت»، «فصاحت» و... از زبان عامیانه تفکیک گردیده، تلاش بلاغتنویسان اسلامی و همچنین بلاغتنویسان معاصر در تعریف مَثَل، به سمت و سویی سوق یافته که پدیدۀ مَثَل چیزی متعلق به حوزه زبان عام دانسته شده و وجود شروطی همچون «سائر بودن» و «معنای ضمنی» را در مَثَل دانستن یک عبارت لازم دانستهاند. نویسندگان این پژوهش ابتدا با مرور تعاریف گذشتگان و معاصرین از اصطلاح مَثَل، انواع آن را با در نظر گرفتن زیرساخت تشبیهی، به سه دسته مَثَل «تشبیهی»، «کنایی» و «استعاری» تقسیم کرده و دستۀ چهارمی هم با عنوان «حکمت»، تشخیص داده که زیرساخت تشبیهی ندارد و به این نتیجه رسیده که از لحاظ در نظر گرفتن زیرساخت تشبیهی انواع مَثَلها، چیزی به نام مَثَل که زیرساختی غیر از زیرساخت تشبیه و کنایه و استعاره داشته باشد، فقط ذیل حکمت قرار دارد و شامل سه نوع سابق نمیشود. بررسی دو فرهنگ مجمعالامثال میدانی و امثال و حکم دهخدا نشان میدهد بخش اعظم مدخلهای فرهنگهای امثال را عبارتهایی با زیرساخت تشبیه کنایه تشکیل میدهند و داستانهایی هم که حول برخی از این مدخلها پدید آمده، در اکثر موارد حول مدخلهایی با زیرساخت تشبیه استعاره است.
|
کلیدواژه
|
مَثَل، زیرساخت تشبیهی، دستهبندی مَثَل، تشبیه، کنایه، استعاره
|
آدرس
|
دانشگاه شهید بهشتی, ایران, دانشگاه شهید بهشتی, گروه زبان و ادبیّات فارسی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
ghodratollahtaheri2000@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
a contemplation on the three analogical infrastructures of parable types
|
|
|
Authors
|
taheri saeed ,taheri ghodratollah
|
Abstract
|
the discussion related to the phenomenon called parables is an old and extensive debate, and a review of classical sources shows that the ancients paid more attention and precision to the nature and construction of parables and provided more precise definitions. however, because in classical islamic rhetoric, literary language is considered a particular and separate field from vernacular language and is separated from the vernacular language with terms such as rhetoric, eloquence, etc, the efforts of islamic rhetoricians and also in the definition of a proverb, contemporary rhetoricians have been pushed in such a direction that the phenomenon of the proverb has been considered as something meta-rhetorical and their efforts to divide proverb have not led to a precise result. first, by reviewing the definitions of the past and contemporaries of the term parable, the article placed its types under the three expressive techniques of simile, metonymy, and metaphor, taking into account the simile structure, and identified the fourth category as wisdom, which does not have a simple structure. this result it has been reached that in terms of considering the allegorical infrastructure of all kinds of parables, something called a parable that has an infrastructure other than the infrastructure of simile, metonymy, and metaphor is only placed under the wisdom and does not include a parable. the reason for the emergence of the term proverb, which is considered to be something meta-rhetorical, is firstly due to the multi-conceptuality of the word &proverb,& which conveys the meaning of other phrases and sentences, and then it is due to the focus of lexicographers on collecting other sentences, which always have two aspects. being different and the presence of implicit meaning are essential and have been recorded. investigations show that most of the entries in proverbs are phrases with the structure of metonymy, and the stories that have emerged around some of these entries, in most cases, are around the entries with the structure of metaphor.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|