|
|
جمالشناسی ضمایرِ تاریخ سیستان با تاکید بر قطب مجازی یاکوبسن
|
|
|
|
|
نویسنده
|
وثاقتی جلال محسن
|
منبع
|
پژوهش هاي دستوري و بلاغي - 1400 - دوره : 11 - شماره : 19 - صفحه:307 -332
|
چکیده
|
هر چند بهطور طبیعی زیباییهایی در برونۀ زبان نثر مرسل دیده میشود، امّا بیشتر زیباییهای آن مبتنی بر درونۀ زبان است که از طریق علم معانی ایجاد شده است. زبانشناسیِ متنبنیاد بر این باور است که این نوع زیباییها از طریق گرایش زبان به قطب مجازی زبان محقق میشود. در متون نثر مرسل، ضمایر یکی از عناصر مهمی است که جایگاه لغزان آن در ساختار جمله موجب شده تا کارکردِ هنری ویژهای پیدا کند. نویسندگان آثاری چون: تاریخ بلعمی، تاریخ سیستان و... با جایگردانی نحویِ ضمیر، مقاصد هنریِ متنوّعی را تولید میکنند. از اینرو، نظریۀ قطب مجازی یاکوبسن میتواند روش مناسبی برای بازخوانی زیباییهای ضمیر در این متون باشد. هدف این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که ضمایر چگونه در همنشینی با واژههای دیگر، کارکردِ هنری و زیباییشناختی پیدا میکنند؟ نویسندۀ این مقاله برای یافتن پاسخ مناسب، با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریۀ قطب مجازی یاکوبسن، از میان آثار نثر مرسل، تاریخ سیستان را به دقّت بررسی کرده و هرگاه نیاز به مطالعۀ تطبیقی شده، از تاریخ بلعمی نیز بهره برده است. نتایج این پژوهشِ دستوری بلاغی نشان میدهد که نویسندۀ تاریخ سیستان برای ایجاد زبان هنری از ضمایر پیوسته و جدا به شکل متنوّعی در جایگاه آغازین و پایانیِ جمله بهره برده و از این طریق در ایجاد اغراض ثانویّهای مانند: تکریم، تحقیر، تعجّب، تاکید، ایجاز، توازن نحوی، طرد و عکس، لفّ و نشر، تضاد، کنایه، آرایۀ تکرار، ایجاد نثری موزیکال و موسیقایی و... بهره بردهاند و علاوه بر تزئین معتدل برونۀ زبان، درونۀ زبان را به شکل معناداری زیبا و هنری کردهاند. طبیعی است که شناخت و کاربست ویژگیهای بلاغی دستوریِ ضمایر میتواند بر ظرفیّت ادبی زبان فارسی معاصر بیفزاید و ضمایر خشک و کمتحرّک را غنی کند.
|
کلیدواژه
|
نثر مرسل، دستور زبان، قطب مجازی یاکوبسن، زیباییشناسی، ضمیر
|
آدرس
|
دانشگاه خوارزمی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
moh_ves@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Aesthetics of Pronoun in Morsal Prose based on the Jakobson’s Metonymic Pole of the Language
|
|
|
Authors
|
Vesaghati Jalal Mohsen
|
Abstract
|
Although exterior of language in the texts of Morsal prose has been embellished and glamorized through figurative language, the essential elegance of this type of prose rests on the interior of the language, and it is achieved through the artistic arrangement of words. According to systemic functional linguistics, pronouns, due to their great flexibility, play a critical role in this embellishment. In such texts, pronouns are among the most frequent and crucial elements. Furthermore, their sliding position in the sentence structure has given them an exceptional prominence. Authors of such books like Tarikhi Bal’ami or Tārīkhnāma and Tarikhi Sistan (History of Sistan) achieved diverse artistic objectives by syntactical replacement of the pronouns. Therefore, Jakobson’s theory of metonymic pole could equip us with an effective device to reevaluate the aesthetics of the pronouns in such texts. The aim of this article is to answer the question of how pronouns could attain such artistic and aesthetic function in conjunction with other words. Relying on the theory of the metonymic pole of language, the author of this article has closely studied Tarikhi Sistan (History of Sistan), as one of the magnificent works of Morsal prose, using a descriptiveanalytical method. The main findings of the present grammaticalrhetorical research indicates that the author of the Tarikhi Sistan has used disconnected and connected pronouns in various forms in the beginning and the end of a sentence to create artistic language. The technique has also helped the author to obtain secondary purposes and creating literary figures of speech such as: praising, contempt, amazement, emphasis, brevity, syntactic equilibrium, Tard va Aks , Laff va Nashr ( two forms of chiasmus whereby individual elements in one line of poetry are rearranged in subsequent line), contradiction, irony, repetition as a literary figure of speech, creation of rhythmic prose, and creation of suspense. Also, along with moderate decorating of the exterior, he made the interior of the language meaningfully elegant and artistic. Seemingly; aPpreciating the rhetoricalgrammatical features of pronouns in the Tarikhi Sistan and other literary texts, as well as adopting them, could transform the tedious and sedentary nature of current pronouns and expand the literary capacity of contemporary Farsi language.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|