|
|
تبیین استعارههای انتقادی بخش اساطیری شاهنامه
|
|
|
|
|
نویسنده
|
بهمنی شهرزاد
|
منبع
|
پژوهش هاي دستوري و بلاغي - 1399 - دوره : 10 - شماره : 18 - صفحه:117 -144
|
چکیده
|
استعاره انتقادی اهداف و ایدئولوژیهای سازنده معنای زبان را شناسایی میکند که راهبردی مهم، در جهت نظریه بلاغت برای مشروعیت زبانی در تحلیلهای گفتمانی است. داستانهای بخش اساطیری شاهنامه، از کیومرث تا کیخسرو که در طرح طبقهبندی زمینه ایدئولوژیک گفتمان قرار دارد، در این نوع تحلیلها گنجانده میشود تا بتوان زیرساخت معناهای زبانی را از آنها استخراج کرد. هدف پژوهش حاضر، تبیین این مساله است که فردوسی چگونه از زبان جهت تولید زیرساختها و بازتولید روابط قدرت سازنده گفتمان بهره برده است و با استفاده از چه راهبرد زبانی این مساله را گفتمانسازی میکند؟ برای دستیابی به این هدف، در این پژوهش که به روش تحلیلی توصیفی و بر پایه منابع کتابخانهای است، از چارچوب نظری تحلیل انتقادی گفتمان مبتنی بر رویکرد نورمن فرکلاف استفاده میشود. نتیجه پژوهش نشان میدهد فردوسی با استفاده از شخصیّتپردازی که استعارههای او را شکل میدهد، توانسته زیرساختها و روابط قدرت سازنده گفتمان را در دو فرایند نهادی و اجتماعی، گفتمانسازی کند. استعارههایی که فردوسی به کار برده، در طرحی طبقهبندی انسجام یافته که موضع فکری و دیدگاه طبقاتی او را در دفاع از ساختارهای جامعه و ارزشهای نهفته در زیربنای آن نمایان میکند. آنچه به فهم استعارههای متن کمک میکند، پیشفرضهای مهمی در خصوص ویژگیهای صوری است که استعارهها را به ارزشهای اجتماعی و روابط قدرت پنهان متن پیوند میدهد. شناسایی استعارههای انتقادی که عبارتند از: فرّه، گاو، فریدون و کیخسرو، ضحاک و افراسیاب به کشف معانی فراتر از سطح زبانی و افزایش آگاهی انتقادی نسبت به نقش زبان در حفظ و تغییر روابط اجتماعی گفتمان کمک میکند.
|
کلیدواژه
|
شاهنامه، بخش اساطیری، استعارههای انتقادی، تبیین
|
آدرس
|
دانشگاه پیام نور مرکز تهران, ایران
|
پست الکترونیکی
|
shahrzadbahmani28@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Explaining the critical metaphors of the mythological part of Shahnameh
|
|
|
Authors
|
bahmani shahrzad
|
Abstract
|
An important strategy in rhetoric for linguistic legitimacy in discourse analysis,critical metaphor identifies the goals and ideologies that create the meaning in language. The stories of the mythological part of Shahnameh, from Kiomars to Kaykhosrow, which fall in the ideological context of the discourse, are included in this type of analysis in order to extract the infrastructure of linguistic meanings from them. The aim of the present study is to explain how Ferdowsi used language to produce the infrastructure and reproduce the power relations which create discourse, and what linguistic strategy he uses through which discourse is constructed. To achieve this goal, this research, which is analyticaldescriptive based on library resources, uses the theoretical framework of critical discourse analysis based on Norman Fairclough’s approach. The results of the research suggest that Ferdowsi through the use of characterization that forms his metaphors has been able to construct the discursive infrastructures and discoursecreating powerrelations in both institutional and social processes. The metaphors used by Ferdowsi are integrated into a classification scheme that reflects his intellectual position and class perspective in defense of the structures of society and the values underlying them. What helps to understand the metaphors of the text are important assumptions about the formal features that link the metaphors to the social values and power relations of the hidden text. Identifying critical metaphors such as Farrah (grandure), cow, Fereydoun and Kaykhosrow, Zahak and Afrasiab helps to discover meanings beyond the linguistic level and increases critical awareness of the role of language in maintaining and changing the social relations of discourse.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|