|
|
انعکاس جنس دوم در صدا و تصویر قهرمانهای آثار داستانی نویسندگان زن
|
|
|
|
|
نویسنده
|
مهرآقا سودابه ,موحدی محمدرضا
|
منبع
|
پژوهش هاي دستوري و بلاغي - 1398 - دوره : 9 - شماره : 16 - صفحه:337 -367
|
چکیده
|
باور ناخودآگاه پدر سالار، بر آن است که آثار و میراثهای ادبی بشر، مخلوق مردان و البته به وسیلۀ مردان نگاشته شده؛ در نتیجه بخش عمدۀ این ادبیّات به طور معمول متمرکز به قهرمانان مرد خواهد بود. در این ادبیّات جنسیت محور، زنان یا نقشی ندارند و یا در حاشیۀ زندگی قهرمانان تعریف میشوند؛ در نتیجه با توجه به اینکه ادبیّات (به ویژه ادب داستانی) آیینۀ باورهای جامعه است، این داستانها و قهرمانان آنها، جامعهای جنسیتی را انعکاس میدهند که در آن، وجود قهرمانان چه زن و چه مرد، غصب و وجود تعیین شده از سوی جامعه (دیگری) جایگزین میشود. در این پژوهش برآنیم تا با بهرهگیری از روش توصیفی تحلیلی و نیز با توجه به چند رمان که در راستای نمایش کشمکشهای روحی، عاطفی، بن بستها و عرصههای مشکل زای برون رفت قهرمانان از هنجارهای جامعه نگاشته شدهاند به واکاوی این پرسش بپردازیم که آیا انسانها در هر فرهنگ و اجتماعی برای انجام وظایف جنسیتی خود، تربیت میشوند؟ و آیا قهرمانان، خود این موضوع را پذیرفته و به آن میاندیشند؟ در راستای این پژوهش دریافتیم که نویسندگان منتخب در داستانهای خود، این موضوع را غالباً به عمد و گاه ناخواسته نمایش دادهاند. در داستان «سرود اروند رود» با نمایش شخصیّتهای محکوم در برابر جامعه، در داستان «دل فولاد» با نمایش کشاکشهای زندگی قهرمان؛ در داستان «بازی آخر بانو» با قهرمان روستایی در محیط بسیار سنّتی و در داستان «خاله بازی» با خشم جامعه سنّتی نسبت به قهرمانی که قادر به انجام وظایفش نیست، مواجهیم؛ خشمی که با توجه به تربیت سنّتی تمام قهرمانان این داستانها، چه زن و چه مرد، آنان را در مسیر اهداف جامعه پیش میراند. در نتیجه در آثار منتخب با قهرمانانی مواجهیم که گاه به گونهای به تعاریف جامعه خو گرفتهاند که حتی به برون رفت از این هنجارها نمیاندیشند.
|
کلیدواژه
|
زن، فمینیسم، اگزیستانسیالیسم، ادبیّات داستانی
|
آدرس
|
دانشگاه قم, ایران, دانشگاه قم, گروه زبان و ادبیّات فارسی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
movahedi1345@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Reflection of the Second Sex in the Characters of the Stories by Female Writers
|
|
|
Authors
|
mehragha soodabeh ,Movahedi Mohammad Reza
|
Abstract
|
The unconscious patriarchal belief leads the literary works of fiction to be created and written by men; as a result, the major part of literature is usually focused on male protagonists. In the sexist literature, women either have no role or are defined as marginal compared to the main characters in the story. Considering the fact that literature (especially fiction) reflects the common beliefs in society, therefore, our stories and their characters depict a sexist society in which the being of male and female characters are replaced with the gender stereotypes in society. This study relies on descriptive analysis and focuses on a couple of Persian novels narrating emotional challenges and obstacles related to sexism as well as the solutions used by the characters to overcome existing clichés in society. In this regard, this article aims to delve deep into these questions that whether humans in every culture and community are trained to do their predetermined sexist obligations and whether the characters in the story are aware of this fact and if they contemplate on that. The results of the study showed that the selected authors have often consciously and sometimes unconsciously represented this subject in their stories. In the novels Surude Arvand Roud (The Anthem of Arvand Roud), Dele Foulad (Coldhearted), Bazie Akhare Banou (The Last Play of the Lady), and Khale Bazi, the authors have respectively narrated doomed people in society, conflicts in the life of characters, peasant life in a very traditional setting, and the opposition and anger of society against a character who cannot fulfill his obligations. Thus, we witness in the above stories that some characters sometimes get accustomed to the stereotypes in society such that they even do not care about overcoming those clichés.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|