|
|
صدای سیاست گریز زنانه در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم
|
|
|
|
|
نویسنده
|
کریمی قره بابا سعید
|
منبع
|
پژوهش هاي دستوري و بلاغي - 1398 - دوره : 9 - شماره : 15 - صفحه:167 -191
|
چکیده
|
این مقاله بر پایه این گمان اولیه شکل گرفتهاست که عناصر و نشانههایی از گفتوگومندی در رمان «چراغها را من خاموش میکنم» بازتاب یافتهاست. نویسنده، رمان را در تقابلِ راویِ زنِ داستان با امر سیاسی سامان دادهاست. ظاهراً راوی داستان، سیاست را با مردانگی یکی میپندارد. کلاریس مادر خانواده و شخصیّت اصلی داستان سعی میکند تا محیط معنوی خانواده را از امواج سیاستبازیهای شوهرش دور نگه دارد. او با آن که تحصیلکرده و اهل مطالعه است، ولی میپندارد که سیاست هیچ ربطی به زندگی آنان ندارد. وی سیاست را امری مردانه و از عوامل تهدیدکننده آرامش و آسایش خانه میداند. راوی در کشمکش با صدای سیاستگرا به یک عشق ممنوعه پناه میبَرَد؛ لیکن در پایان با سرکوب و عبور از این عشق که نوعی طغیان در برابر صدای مقتدر و مردانه سیاستگرا محسوب میشود، به شناختی واقعگرایانه از موقعیت خود دست مییابد. او بهناچار با صدای سیاستمحور شوهرش کنار میآید اما با تحوّلی روحی به هویت، فردیّت و زندگی شخصی خود نگاهی دوباره میافکند. براساس یافتههای این پژوهشِ توصیفیتحلیلی، زنان نویسنده در ایران اغلب با دلایل و انگیزههایی فمنیستی، سیاستگرایی را به چالش کشیدهاند اما این سیاستزدایی دلایل کلانِ درونمتنی و برونمتنی نیز دارد. از میان عواملِ برونمتنی میتوان به توسعهیافتگی تدریجی جامعه ایرانی و رشد فردیت نویسندگان زن اشاره کرد و از عوامل درونمتنی و تاریخادبیاتی دلزدگی و ملالتِ مخاطبان از شعار و کلیشه را میتوان برشمرد.
|
کلیدواژه
|
رمان، دوصدایی، سیاست، پیرزاد، زنان، خانواده، زندگی روزمره
|
آدرس
|
دانشگاه پیام نور, ایران
|
پست الکترونیکی
|
karimisaid58@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Feminine Apolitical Voice in ‘I turn Off the Lights’
|
|
|
Authors
|
karimi qare baba saeed
|
Abstract
|
This essay is based on the initial assumption that element and sign of dialogue are reflected in the novel I turn off the lights. The author has organized the novel in opposition to the woman narrator of story with the political issue. It seems that narrator considers politics equal by masculinity. Claris the mother of the family and the main character of the story, tries to keep the family's spiritual environment away from the husband's politics. Although she is educated and avid reader he thinks politics has nothing to do with their life. She knows politics as a masculine issue and a threatening factor in the comfort and tranquility of home. The narrator in the struggle with a political voice retire a forbidden love; but in the end, she recognize her realistic position by suppressing and passing on the love that is a sort of rebellion against the powerful and masculine political voice. She inevitably copes with her husband's political voice, but with a spiritual change she revisits her identity, individuality and personal life. According to the results of this descriptiveanalytic research, women writers in Iran often challenged politicization for feminist reasons and motives. But this depoliticizing also has major textual and contextual reasons. From contextual factors can be mentioned gradual development of Iranian society and growth of the individuality of female writers and among the textual and literary history factors it can be counted boredom and exhaustion of readers with the slogan and stereotype.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|