|
|
|
|
ارزیابی سندی و فقه الحدیثی گزاره «عَبْدِی اَطِعْنِی اَجْعَلْکَ مِثْلِی»
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
ثامنی علی ,فرشادنیا یوسف
|
|
منبع
|
مطالعات فهم حديث - 1404 - دوره : 11 - شماره : 2 - صفحه:9 -26
|
|
چکیده
|
از گزاره هایی که بیشتر در حوزه اخلاق و عرفان مورد استفاده قرار می گیرد، «عَبْدِیطِعْنِی اجْعَلْکَ مِثْلِی » است. مطابق مفاد این عبارت، در قبال اطاعت از خداوند،شخص، همچون خداوند، قدرت «کُن فَیَکُونُ » می یابد. پژوهش حاضر به شیوه تحلیلی و با استفاده از جدول تحلیل محتوا، به ارزیابی سندی و فقه الحدیثی محتوای گزاره پرداخته است. یافته ها حکایت از آن دارد که هیچ طریق قابل توجهی که تعبیر «عَبْدِی طِعْنِی اجْعَلْکَ مِثْلِی » را به یکی از معصومان (ع) ارجاع دهد، یافت نمی شود. وجود برخی عبارات نظیر؛ «فِی بَعْضِ الصُّحُفِ »، « فِی بَعْضِ الْکُتُبِ » و «قَالَ ذَالنُّون » این فرضیه را تقویت می کند که این عبارت از منابع غیر اصیل اسلامی با شمه ی صوفیانه و غالیانه وارد میراث روایی شیعه شده است. از قرن هشتم به بعد، شخصیت متهم به غلو چون حافظ رجب بُرسی است که در دوره های بعد از خود، بیشترین استناد به عبارت مذکور به وی شده است. همچنین ملاحظات فقه الحدیثی از اضطراب متن، تعارض با آیه «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ » و همچنین متعارض با ادبیات توحیدی و احادیث ائمه اهل بیت (ع) به ویژه در نفی هرگونه مثلیت، سنخیت و شباهت باری تعالی و ماسوای او حکایت می کند.
|
|
کلیدواژه
|
«عَبْدِی اَطِعْنِی اَجْعَلْکَ مِثْلِی»، ارزیابی سندی، ارزیابی فقه الحدیثی، مثلیت، «کُن فَیَکُونُ»
|
|
آدرس
|
دانشگاه شیراز, بخش علوم قرآن و فقه, ایران, دانشگاه شیراز, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
farshadnia.yusuf@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
documentary evaluation and jurisprudential analysis of the statement “عَبْدِی اَطِعْنِی اَجْعَلْکَ مِثْلِی”
|
|
|
|
|
Authors
|
sameni ali ,farshadnia yusuf
|
|
Abstract
|
is often utilized in ethical and ”عَبْدِی اَطِعْنِی اَجْعَلْکَ مِثْلِی“ the phrasemystical discussions, suggesting that through obedience to god, an individual can attain a divine-like power of creation, referred to as this study employs an analytical approach and content .”کُن فیکون“ analysis tables to evaluate the textual and jurisprudential authenticity of this statement. the findings indicate that there is no significant to any of the ”عَبْدِی اَطِعْنِی اَجْعَلْکَ مِثْلِی“ evidence linking the expression فِی بَعْضِ“ and ”فی بعض الصحف“ phrases such as .(ع) infallible figures along with references to figures like dhul-nun, suggest that ,”الْکُتُبِ this phrase may have originated from non-authentic islamic sources with sufi and exaggerated tendencies. since the eighth century, the figure most associated with this phrase has been hafiz rajab bursi, who has been frequently cited in later periods. additionally, jurisprudential considerations reveal inconsistencies within the text itself, contradictionsand conflicts with the monotheistic ,”لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ“ with the verseliterature and traditions of the imams, particularly regarding the negation of any similarity or equivalence between the creator and his creation.
|
|
Keywords
|
criticism of the chain of transmission ,”عَبْدِی اَطِعْنِی اَجْعَلْکَ مِثْلِی“criticism of the jurisprudence of the hadith ,criticism of theology ,”کُن فَیَکُونُ“
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|