|
|
الگوی همسویی میان راهبردهای منابعانسانی با راهبردهای سازمان (مطالعهی موردی: بانک رفاه)
|
|
|
|
|
نویسنده
|
فتحی مقدم مهدی ,محمدی مقدم یوسف ,نفری ندا ,شیخ الاسلامی کندلوسی نادر
|
منبع
|
مطالعات مديريت راهبردي دفاع ملي - 1400 - دوره : 5 - شماره : 20 - صفحه:257 -286
|
چکیده
|
یکی از عوامل ارتقای کیفی و پیشرفت هر سازمان، همسویی میان راهبردهای منابع انسانی و سازمانی است؛ زیرا منابع انسانی مهمترین سرمایهی یک سازمان بهشمار میرود. راهبردهای ترسیمشده در سازمان توسط نیروی انسانی تدوین میشود؛ بنابراین ضرورت دارد اقدامات انجامگرفته توسط منابع انسانی با اهداف سازمان همراستا باشد. همسوسازی به سازمان کمک میکند که از منابع اثربخشتر بهره گیرد و درنتیجه، هزینههای خود را کاهش داده و سرعت خود را در بهرهبرداری از فرصتهای محیطی افزایش دهد. بانکها نیز یکی از مهمترین سازمانهایی هستند که رشد و ارتقای کیفی آنها میتواند تاثیر مثبتی بر ارائهی خدمات اجتماعی داشته باشد. این پژوهش با استفاده از روش دادهبنیاد و باهدف بررسی و تحلیل ارتباط عوامل ایجادکنندهی همسویی میان راهبرد منابع انسانی و منابع سازمانی انجامشده است. جامعهی آماری این تحقیق شامل 15 نفر از کارشناسانی بود که حداقل 2 سال در اداره منابعانسانی بانک رفاه در حوزه منابعانسانی سابقه کار داشتند و نیز سمت مدیریتی (مدیریت عالی، میانی، اجرایی) را تجربه کرده و دارای تحصیلات حداقل فوقلیسانس بودند. نتایج پژوهش نشان داد که مهمترین عوامل موثر بر همسوسازی منابع انسانی و منابع سازمانی عبارتند از متغیرهای علی، شامل: ایجاد محیط مناسب کار، روحیه مدیران، امنیت روانی کارکنان، حمایت سازمان از نیروها، اخلاقمداری، ارتقای کیفی نیروهای جذبشده، شایستهسالاری، رفع نواقص سازمان و رضایت کارکنان؛ شرایط زمینهای، شامل: رشد اخلاقی کارکنان، توجه به رفاه کارکنان، تامین اعتبار،حذف هزینههای اضافی، برنامهریزی منسجم در جهت اهداف سازمان، شناخت موانع رشد و ارتقای فناوری سازمان؛ شرایط مداخلهگر، شامل: تبعیض میان کارکنان، سلایق مدیریتی و محدودیت در ارائه پیشنهادها و انتقادها.
|
کلیدواژه
|
منابع انسانی، منابع سازمانی، همسوسازی، بانک رفاه
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال, گروه مدیریت دولتی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال, گروه مدیریت دولتی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال, گروه مدیریت دولتی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال, گروه مدیریت دولتی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
nader.shk@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Alignment Pattern between Human Resources Strategies and Organizational Strategies (Case Study: Refah Bank)
|
|
|
Authors
|
Fathi Moghaddam Mehdi ,Mohammadi Moghadam Yousef ,Nafari Neda ,Sheikholeslami Nader
|
Abstract
|
One of the factors for quality improvement and development of any organization is the alignment between human resources strategy and organizational resources because human resources is the most important asset of an organization. Strategies drawn in the organization are developed by human resources, so it is necessary that the actions taken by human resources are in line with the goals of the organization. Alignment helps the organization use more efficient resources, thereby reducing its costs and increasing its speed in exploiting environmental opportunities. Banks are also one of the most important organizations whose growth and quality improvement can have a positive impact on the provision of social services. This research was conducted using grounded theory method with the aim of investigating and analyzing the relationship between the factors that create alignment between human resource strategy and organizational resources. The statistical population of this study included 15 experts who had at least more than 2 years of experience in the human resources department of the Welfare Bank in the field of human resources. The results showed that the most important factors affecting the alignment of human resources and organizational resources are causal variables including creating a suitable work environment, managers’ morale, psychological security of employees, organizational support for forces, ethics, improving the quality of recruited forces, meritocracy, elimination Organizational deficiencies and employee satisfaction; Underlying conditions include employee ethics, employee welfare, credit, elimination of additional costs, coherent planning for the organization’s goals, recognizing barriers to growth and improving the organization’s technology; Intervening conditions include discrimination among employees, managerial tastes, and restrictions on suggestions and criticisms.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|