|
|
امکان سنجی پیدائی مکتب فقهی از اندیشه شیخ موسس
|
|
|
|
|
نویسنده
|
رحمانی علی
|
منبع
|
جستارهاي فقهي و اصولي - 1401 - دوره : 8 - شماره : 28 - صفحه:97 -135
|
چکیده
|
مکتب شناسی، مطالعه ای درجه دو و زیر فصلی از فلسفه فقه است که در آن به بازخوانی و تحلیل جریانهای فقهی با نظر به عناصری چون؛ نظام وارگی، گرایش، مبانی، روش و نظریه ها پرداخته میشود. به دلیل شیوع مغالطه در مکتب انگاری و توسعه این انگاره به اندیشه های فقهی مختلف، مطالعة موردیِ هر اندیشه در سطح مکتب را ضروری مینماید. امکان سنجی، مطالعه ای زمینه ای و ظرفیت شناسانه از اندیشه فقهی آیت الله شیخ عبدالکریم حائری با نظر به سنجش میزان تطبیق این عناصر با روشی توصیفی، تبیینی، تاریخی است. در این اندیشه، نظام وارگی به معنای تنظیم، پیوند و چینش متفاوت محتوا اجزاء، تحلیل و نمونه ای از آن مشاهده نگردید؛ اما گرایش، مبانی، روش و نظریههای اختصاصی بهدست آمده و احراز گردید. این ویژگیها که ریشه در زمانه و زمینه شکل گیری فقه محقق حائری در نجف و سامراء دارد، منجر به احتیاط گرایی، عقلانی نگری و اعتدال محوری شده، نتایج متمایزی را رقم زده است. بر این اساس آیا اندیشه فقهی شیخ موسس می تواند به منزلۀ مکتب تلقی شود؟ نظرداشت آیت الله بروجردی به این اندیشه فقهی، مرجعیت شاگردان نامی وی در دوره های پسین و انتقال این میراث به نسلهای بعد همراه با پدیده انقلاب اسلامی در ایران، زمینه ساز شکل گیری، نضج و گسترش مکتبی در قم متاخر شده است که دست کم فقه شیخ موسس از مهمترین علل پیدایی آن است.
|
کلیدواژه
|
مکتب شناسی فقهی، مکتب قم متاخر، آیت الله شیخ عبدالکریم حائری، مکتب فقهی شیخ موسس
|
آدرس
|
اداره کل آموزش دفتر تبلیغات اسلامی, گروه فقه و مبانی اجتهاد, ایران
|
پست الکترونیکی
|
ali.rahmani54@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
a feasibility study into the finding a jurisprudential school of thought from the thought of shaykh al-mu’asis
|
|
|
Authors
|
rahmani ali
|
Abstract
|
the study of the jurisprudential school of thought is a secondary study and subchapter of the philosophy of jurisprudence in which rereading and analysis of jurisprudential movements with regard to elements such as: systematization, tendency, basics, methods and theories are discussed. based on this, can the jurisprudential thought of shaykh almu’asis be considered as a school of thought? a contextual and capacitybased study of the jurisprudential thought of āyatollāh shaykh ‘abd alkarīm alhā’irī, to measure the degree of adaptation of these elements with a descriptive, explanatory, and historical method, shows that systematization means regulation, connection and a different arrangement of content and parts is not visible in his jurisprudence. however, there are trends, bases, methods and specific theories of jurisprudence that have their roots in the time and context of the formation of the jurisprudence of muḥaqqiq alhā’irī in najaf and sāmarrā’, which has led to a distinctive cautiousness, rationality, and axial moderation. thus, āyatollāh borūjerdī’s opinion on this jurisprudential thought, the authority of his famous students in the later periods, and the transfer of this legacy to the next generations, along with the phenomenon of the islamic revolution in iran has been prepared the conditions for the formation, maturity and expansion of the late qom school of thought, which at least the jurisprudence of shaykh almu’asis is one of the most important reasons for its appearance. keywords:
|
Keywords
|
school study of jurisprudence ,late qom school ofthought ,āyatollāh shaykh ‘abd al-karīm al-hā’irī ,jurisprudential school of shaykh al-mu’asis
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|