|
|
قطعی الدلالۀ بودن عمومات قرآن از منظر مذاهب اسلامی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
نریمانپور مهدی ,موسوی محمدصادق
|
منبع
|
جستارهاي فقهي و اصولي - 1399 - دوره : 6 - شماره : 21 - صفحه:35 -66
|
چکیده
|
در اصولفقه معروف است که علما ادله را از حیث قطعی یا ظنیبودن کنکاش میکنند. از آن جمله ادله، عمومات قرآن است. عمومات قرآن از حیث سند به اجماع مسلمین، قطعی است؛ اما از حیث دلالت محل نزاع است؛ نزاعی پُردامنه که از قدیم رایج بوده است. این بحث در میان متاخران شیعه بهدلیل آنکه ظنیبودنِ دلالت عمومات ارسال، مسلّم تلقی شده، از کنکاش علما بهدور مانده است؛ گرچه در میان علمای اهلسنت متروک نمانده و در کتب مختلف مورد مناقشه بوده است. بنابر دیدگاه جمهور علمای فریقین، عمومات قرآن از ظنون معتبره بهشمار میآید. در مقابل این دیدگاه مشهور، از شیعه، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و برخی از معاصران و از اهلسنت، شاطبی، ابنتیمیه و غالب علمای حنفی و معتزله قائلاند که دلالت عام، قطعی است. مطابق استقراء صورتگرفته، سه دلیل در قطعیبودنِ دلالت عمومات وجود دارد: عدم جواز تاخیر بیان از وقت خطاب، قطعیبودنِ مدالیل استعمالی و تبادر معانی موضوعٌله. در این پژوهش با مطالعه مقارن میان فریقین، به تبیین مبانی این نظریه پرداخته شده است. به نظر می رسد، نظریه قطعیبودنِ دلالت عمومات دارای پشتوانهای قوی است و هر سه دلیلی که برای این دیدگاه مطرح شده است، قابلدفاع و موجهاند؛ چراکه مطابق هر سه دلیل، مخصصات منفصل برخلاف اسلوب زبان و ادبیات عرب هستند و وجه مخالفت آن، این است که بنابر قواعد زبان عربی، متکلم بدون نصب قرینه نمیتواند خلاف معنای متبادر را اراده کند و عدول از این قاعده منجر به تجهیل و تلبیس، تکلیف به ما لایطاق و بلافایدهبودن کلام می شود.
|
کلیدواژه
|
دلالت، عمومات، قطعی بودن، تاخیر بیان، مدالیل استعمالی، تبادر، زبان و ادبیات عرب
|
آدرس
|
مدرسه عالی و دانشگاه شهید مطهری, ایران, مدرسه عالی و دانشگاه شهید مطهری, ایران
|
پست الکترونیکی
|
info@motahari.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Conclusiveness of the Authenticity of the Quran Generalities from the Viewpoint of Islamic Schools of Thought
|
|
|
Authors
|
Narimanpour Mahdi ,Mousavi Seyed Mohammad Sadegh
|
Abstract
|
In Usul alFiqh (principle of Jurisprudence), it is well known that arguments and proofs are classified by jurists into conclusive and nonconclusive. Quran generalitiesare considered by Muslims as being conclusive in terms of its chain of transmission. However, their implications have long been widely disputed by Muslim scholars and jurists. While contemporary Shiite jurists have taken the Quranic generalities as nonconclusive and thus have not discussed it much, the Sunni jurists have addressed this issue in several books. According to most Sunni and Shiite jurists, the generalities of the Quran are considered valid presumptions. Contrary to this view, some Shiite Ulama such as Sheikh Mufid, Sayyid alMurtaza, Sheikh Tousi, and some contemporary jurists on the one hand, and some Sunni jurists such as Shatibi, Ibn Taymiyyah, and most of Hanafi jurists and Mu’tazila on the other hand, argue that implications of the generalities are conclusive. As found through induction, there are three reasons for the conclusiveness of the generalities’ implications:1) the impermissibility of delay in the exposition from the time of speech; 2) conclusiveness of the used implications; and 3) the implication of the intended subject. This study sought to elaborate on the topic through the comparative analysis of the views expressed by Shiite and Sunni jurists in this regard. It appears that the views concerning the conclusiveness of the generalities’ implications are strongly backed by reason and all the three reasons presented are defendable and justified. According to those reasons, disconnected particularizersare contrary to the Arabic Language’s rhetoric because based on Arabic Language’s grammar, the speaker could not intend to convey a meaning opposite to what is signified by a word. Therefore, deviation from this principle may result in ignorance, deception, an obligation to the impossible and, the uselessness of speech. Keywords: Implication, Generalities, Conclusiveness, delay the exposition, Used implications, Signification, Arabic Language and literature.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|