|
|
قرینۀ ارتکاز و کارایی آن در حلّ مسائل جدید فقهی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
اسفندیاری (اسلامی) رضا
|
منبع
|
جستارهاي فقهي و اصولي - 1400 - دوره : 7 - شماره : 25 - صفحه:7 -34
|
چکیده
|
ماهیت قرینۀ ارتکاز و اثر آن بر دلالت لفظی و نقش آن در حلّ مسائل فقهی از مباحث مهم اصولی است. پرسش نخستین آن است که اینگونه قرینه چگونه شناخته میشود و چگونه از قرائن دیگری مثل قرینۀ انصراف و قرینۀ مناسبت متمایز میشود و اقسام سیرههای عملی چگونه مبتنی بر ارتکازات ذهنی شکل میگیرد. پرسش دیگر آن است که چگونه میتوان از اینگونه قرینه در حل مسائل فقهیِ مستحدثه استفاده کرد. بنابراین جایگاهشناسی قرینۀ ارتکاز در استنباط حکم سوالی اساسی در پیش روی ماست. اگر قرینۀ ارتکاز را هر معنایی بدانیم که در ذهن رسوخ دارد و مستقلاً مورد توجه نیست و منشا آن نیز ناشناخته ماندهاست، باید آن را ازقبیل قرائن متصلۀ لبی بدانیم که همواره بازگشت به قرینۀ قطعی عقلی ندارد و خودْ منشا قرینیتِ قرینۀ انصراف و قرینۀ مناسبت حکم و موضوع و نیز قرینۀ انصراف است.بنابر نظام طولی خاصی میان این سه گونه قرینه شکل میگیرد و اصالت و تبعیت در قرائن قابل تطبیق خواهد بود. با جستوجو در منابع اصولی برای قرینۀ ارتکاز دو گونه کارایی میتوان تصور کرد: اول کارایی در تعیین مدلول لفظی و دوم کارایی در شکلگیری سیرۀ عقلایی و متشرعی. با توجه به جایگاه سیرههای عقلایی و متشرعی در شناخت حکم و موضوع حکم و نیز دلالت دلیل لفظی بر حکم یا موضوع، میتوان اهمیت دخالت ارتکازات در شکلگیری سیرهها و نقش آن را در کشف حکم یا موضوعِ حکم پی برد.در بررسیِ سه نمونه از مسائل مستحدثه یعنی مسئلۀ تبرعی یا معاملی بودن خدمات زن در خانه براساس شرط ضمنی و مسالۀ ضمان بانکی در شکل جدید آن و مسالۀ بیحسی موضعیِ محل اجرای حد یا قصاص با ابزارهای پزشکی، به این نتیجه میرسیم که قرینۀ ارتکاز نقش تعیینکننده در فهم دلیل لفظی و ایجاد تعمیم یا تضییق دلالت لفظی و انعقاد یا عدم انعقاد اطلاق دارد.
|
کلیدواژه
|
قرینۀ ارتکاز، ارتکازات عقلایی، قرینۀ عرفی، اقسام ارتکازات، اسباب ارتکازات
|
آدرس
|
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم, پژوهشکده فقه و حقوق, ایران
|
پست الکترونیکی
|
r.esfandiari@isca.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Qarīnat al-Irtikāz (Conjectural Symmetry) and its Efficiency in Solving New Fiqhi Issues
|
|
|
Authors
|
Esfandyari Reza
|
Abstract
|
The nature of Qarīnat alIrtikāz, its effect on verbal signification, and its role in solving the fiqhi (jurisprudential) issues are one of the most important uṣūlī topics. The first question is that, how is such symmetry recognized, how does it differ from other symmetries such as Qarīnat alInṣirā and Qarīnat alMunāsibat, and how the various kind of Sīrat alʿAmalīyyah (practical attitudes) form based on mental irtikāz (fixed way). The next question is that, how such symmetry can be used to solve newlyraised fiqhi issues. Thus, the position of Qarīnat alIrtikāz in the inference of religious law is the fundamental question before us. If we consider Qarīnat alIrtikāz as any meaning that penetrates the mind, does not independently garner much attention, and its origin remains unknown, we should consider it as nonverbalconnected symmetries that always does not refer to a definite rational symmetry and is itself the origin of symmetry of Qarīnat alInṣirāf and Qarīnat alMunāsibat of a rule and a subject. Thus, a special longitudinal system forms between these three types of symmetries, and originality and adherence to the symmetries will be adaptive. By searching for uṣūlī sources, two types of efficiency can be imagined for Qarīnat alIrtikāz: first, efficiency in determining the literal meaning and second, efficiency in the shaping of attitudes of the wise people and jurists. Considering the position of the wise people and jurists’ attitudes in recognizing the ḥukm (rule) and the subject of the ḥukm, and also the implication of the verbal evidence on ḥukm or subject, we can understand the importance of intervention of irtikāzāt in shaping the attitudes and their role in discovering the ḥukm or the subject of the ḥukm.By examining three examples of newlyraised issues, first, based on implicit stipulation whether the woman’s services at home is free or transactional, second, bank liability in its new form, third, local anesthesia at the site of ḥadd (legal punishment) and retribution with medical tools, we conclude that Qarīnat alIrtikāz has a decisive role in understanding the verbal evidence, in generalizing or narrowing verbal signification, and in conclusion or nonconclusion of iṭlāq (inclusiveness).
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|