روششناسی بنیادین تحلیل گفتمان فوکو به مثابه چارچوب نظری فهم و تبیین جامعه، تاریخ و فرهنگ
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
ابراهیمی عباس ,آقداغی میثم
|
|
منبع
|
دين و سياست فرهنگي - 1403 - دوره : 11 - شماره : 22 - صفحه:143 -171
|
|
چکیده
|
نظریه و روش تحلیل گفتمان میشل فوکو کاربرد چشمگیری در بررسی و تحلیل مسائل فرهنگی و اجتماعی کشور و جامعه ما که متاثر از آموزههای وحیانی میباشد را یافته است. بدیهی است، تحلیل گفتمان به مثابه یک نظریه علمی و ابزار تحلیلی، در بستر معرفتی و فرهنگی خاصی ریشه دارد و به همین دلیل لازم است، پیش از کاربست آن در مطالعه و تحلیل مسائل فرهنگی و اجتماعی، بسترهای شکلگیری آن شناسایی و بررسی شود. این مقاله با بهرهگیری از چارچوب مفهومی و روشیِ روششناسی بنیادین، مبادی و مبانی معرفتی و زمینههای غیرمعرفتی تحلیل گفتمان فوکو را به بوته نقد سپرده است. براساس یافتههای به دست آمده، فوکو در زمینههای غیرمعرفتی علاوه بر ویژگیهای فردی مانند هر نظریهپرداز دیگری متاثر از زمینههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تاریخی زمان خود بوده است و مبانی معرفتی نظریه و روش تحلیل گفتمان او در هستیشناختی ساختارگرایی، ماتریالسم تاریخی و اگزیستانسیالیسم است. او از حیث معرفتشناختی، موضع برساختگرایانه دارد و قائل به برساختی و اعتباری بودن معنا و فقدان حقیقت است. روششناسی فوکو نیز بر اصول «واژگونی، ناپیوستگی، دگرسانی و برونی بودن» استوار است. به اعتقاد او انسان موجودیت و هویتی ورای هویت جامعه ندارد و به نوعی در روابط و ساختارهای اجتماعی حل شده است.
|
|
کلیدواژه
|
میشل فوکو، تحلیل گفتمان، روش شناسی بنیادین، حکمت اسلامی
|
|
آدرس
|
شورای عالی انقلاب فرهنگی, ایران, شورای عالی انقلاب فرهنگی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
marahgozar@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|