|
|
کار روشنفکری و جامعه مخاطره:مقایسهای میان جامعه شناسی انتقادی میشل فوکو و یورگن هابرماس
|
|
|
|
|
نویسنده
|
قزلسفلی محمد تقی ,نوری ثابت مونا
|
منبع
|
جامعه شناسي نهادهاي اجتماعي - 1400 - دوره : 8 - شماره : 18 - صفحه:297 -320
|
چکیده
|
اهداف: از آغاز دوران جدید، جنبش روشنفکری، خود را به مثابه مهمترین طبقه تولیدکنندگان فکر و محرک تاسیس نهادهای فرهنگی و سیاسی در جوامع معرفی و تثبیت نمودهاند. آنها با توجه به زمینه و زمانه خود، نوشتن را به محمل و امکانی برای واکنش جدی و مستدام به بحرانها و دیگر شقوق ازهمگسیختگیهای جامعه بشری تبدیل میکنند. در نوشتار حاضر با توجه به بحرانهای بدخیم دامنگیر زیست جهان امروزی، ماهیت و کار روشنفکری با تمرکز بر جامعهشناسی انتقادی دو متفکر برجسته به بحث و بررسی گذاشته شده است. از این قرار پرسش اصلی آن است که جامعه دستخوش مخاطرهها در رویکرد انتقادی میشل فوکو و یورگن هابرماس چه جایگاهی دارد؟ در پاسخ به این پرسشواره نشان داده میشود که هرچند دو نظریهپرداز سویههای معرفتی متمایز و متخالف دارند اما دستگاه نظریشان پیوند وثیق با شرایط جامعه در مخاطره معاصر دارد. هدف این پژوهش بررسى انتقادى مواجهه جامعه شناسی انتقادی معاصر در دوران جوامع پساها «پساکرونا» است. روش مطالعه: مقاله با توجه به الگوی نظری «سیاست زندگی» به نگارش درآمده و روش آن تطبیقی است.یافتهها: این رویکرد با تمرکز بر مواجهه میان فوکو و هابرماس است و به منظور تبیین این فرضیه مواضع آنها درزمینهی هستیشناسی انتقادی زمان حال بررسی و آثار آن در نوع و شکل مواجه با بحرانهای فراگیر جامعه دوران «پساها» موردبررسی نقادانه قرار گرفته است. نتیجهگیری: با بررسی یافتههای حاصل از اندیشه فوکو و هابرماس و سنجش منش انتقادی آنها در جهان درگیر بحرانها و مخاطرات میتوان نتیجه گرفت که کار و عمل روشنفکرى یک نوع پراتیک جمعى و مشارکتى، آن هم در بستر سپهر عمومى در جهان سرشار از مخاطرات است.
|
کلیدواژه
|
سپهر عمومی، جامعه مخاطره، روشنفکران، روش تطبیقی، زیست جهان
|
آدرس
|
دانشگاه مازندران, ایران, دانشگاه مازندران, گروه علوم سیاسی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
moona.nourisabet@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Intellectual Work and Risk Society: A Comparison of the Critical Sociology of Michel Foucault and Jürgen Habermas
|
|
|
Authors
|
Nourisabet Moona
|
Abstract
|
Objectives: Since the beginning of the new era, the intellectual movement has been established as the most important producer of ideas and stimulus for the foundation of cultural and political institutions in societies. Depending on their context and time, the members of this movement made writing a means and an opportunity for a serious and sustained response to the crises and other rifts of human society.Methods: The article is written according to the theoretical model of &life policy& and its method is comparative.Results: In the present article, considering the malignant crises affecting the living world today, the nature and work of intellectuals with a focus on the critical sociology of two prominent thinkers is discussed. In answer to this questionnaire, it is shown that although the two theorists have distinct and conflicting epistemological aspects, their theoretical apparatus is closely related to the conditions of society in contemporary danger. The purpose of this study is to critically examine the exposure of contemporary critical sociology in the era of post societies &post-corona&. Conclusion: The main purpose of the present study is to compare the intellectual work of Michel Foucault to Jürgen Habermas in the situation of &post-…& societies and to find the effective and useful aspects of Foucault’s theories and Habermas’s views in the face of crises and dangers of humans’ political and social life in our “present” time.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|