|
|
تحلیل فرانقش بینافردی در نص و نقش آن در ترجمه قرآن
|
|
|
|
|
نویسنده
|
بازوبندی حسین ,مرادصحرایی رضا
|
منبع
|
مطالعات ترجمه قرآن و حديث - 1394 - دوره : 2 - شماره : 3 - صفحه:1 -25
|
چکیده
|
در مطالعات ترجمه، معنا در مرکزیت فعالیت ترجمه قرار دارد. از آنجا که زبان شناسی نقش گرای نظام مند،زبان را منبع بالقوه ای از معنا (منبع معناسازی) قلمداد می کند، اینگونه استدلال می شود که این دستور، ابزار سودمندی برای ترجمه فراهم می کند. در مدل نقش گرای نظام مند هر متنی سه نوع معنا یا فرانقش را کدگذاری می کند. به لحاظ سنتی، مترجمان و ارزیابان ترجمه اغلب روی یک بعد از معنا یعنی معنای انگاره ای، بویژه معنای تجربی تمرکز کرده اند.این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی در چهارچوب دستور نقشگرای نظام مند، به بررسی شیوه تبادل معنا بر اساس معنای بینافردی در گفتگوی بین خداوند متعال و ابلیس در چهار سوره (اعراف، حجر، اسراء، ص) و نقش آن در ترجمه قرآن می پردازد.نتایج نشان می دهد، مترجم قرآن با در نظر گرفتن مولفه های تشکیل دهنده بند در مقام تبادل، و آگاهی از تحلیل فرانقش بینافردی متن، مدل مناسب و ملموسی برای بررسی شیوه تبادل معنا در اختیار خواهد داشت و به خوبی قادر خواهد بود کیفیت ترجمه خود را با توجه به سازوکار بهکار رفته در تحلیل ارزیابی کند. لیکن با توجه به ویژگی های خاص زبان قرآن، وحدت شبکه ای آیات، وجود وجوه و لایه های معنایی متعدد متن و در نتیجه نهایت ناپذیری قرآن این رویکرد بهطور کلی نمی تواند به طور بایسته در حوزه تفسیر قرآن راهگشا باشد.
|
کلیدواژه
|
نص، زبان قرآن، فرانقش بینافردی، ترجمه، وجهنمایی
|
آدرس
|
دانشگاه علامه طباطبایی, ایران, دانشگاه علامه طباطبایی, گروه زبانشناسی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The interpersonal meta-functional analysis of Holy Quran and its role in Quran’s translation
|
|
|
Authors
|
Bazoubandi Hosein ,Moradsahraee Reza
|
Abstract
|
In translation studies, meaning is at the center of translation practice. Since Systemic Functional Linguistics considers language as a meaning making resource, it is arguedthat such an approach could serve as a helpful tool for translator. In Systemic Functional Linguistics (SFL), any text encodes three kinds of meanings or metafunctions. Traditionally, translators and evaluators of translations have mostly focused on one aspect of meaning, i.e., the ideational, in particular experiential. Using a descriptiveanalytic method within the SFL, this study is aimed to investigate the way in which the interpersonal meaning of the dialogues between God and the Devil is exchanged in four Suras of Araf, Hijr, Isra and Saad and its role in Quran’s translation. The results show that, taking into consideration the constitutive components of clause as exchange and awareness of interpersonal metafunctional analysis, the translator of Quran will have an appropriate and concrete model in hand for investigating the way of exchanging meaning and will be able to evaluate the quality of his translation. However, regarding the specific characteristics of Quran language, the network unity of verses, the existence of Wujuh and multiple semantic layers of Qur'an and hence the infinitude of Quran, generally this approach would not be adequately helpful in the field of commentary of Quran.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|