>
Fa   |   Ar   |   En
   رخساره، محیط رسوبی و چینه نگاری سکانسی اوایل کرتاسه بالایی در فروافتادگی دزفول شمالی، جنوب غرب ایران  
   
نویسنده کاک مم امید ,آدابی محمدحسین ,صادقی عباس ,جلالی محمود
منبع رسوب شناسي كاربردي - 1402 - دوره : 11 - شماره : 22 - صفحه:39 -65
چکیده    سازند سروک (و معادل های آن) به سن کرتاسه بالایی (آلبین- تورونین) دومین مخزن مهم کربناته در ایران است که در شرایط آب و هوای گرم و حاره ای بر روی صفحه عربی توسعه یافته است. این سازند در میادین نفتی امید، منصوری و اهواز دارای سنگ شناسی غالب سنگ آهک بوده و به صورت هم شیب رسوبات شیلی سازند کژدمی را پوشانده و خود توسط سازند ایلام پوشیده شده است. مطالعات دقیق پتروگرافی منجر به شناسایی 12 ریزرخساره‌ کربناته شد که بررسی زیرمحیط رسوبی مربوط به آن ها موید نهشت بر روی یک پلاتفرم کربناته از نوع رمپ هموکلینال است. پلاتفرم رمپ کربناته شناسایی شده از چهار کمربند رخساره ای اصلی شامل رمپ داخلی، میانی و خارجی و یک حوضه اینتراشلف تشکیل شده است. زون های بایواستراتیگرافی موجود، آنالیز رخساره ای، محیط های نهشتی و لاگ های الکتریکی منجر به تقسیم پالئوجغرافیای منطقه مورد مطالعه به چهار توالی سکانسی درجه سوم شده است. مرز بالایی سکانس های نهشتی سوم و چهارم در هر سه میدان با توجه به وجود شواهد انحلال گسترده و دیگر شواهد دیاژنز متئوریکی از نوع مرز فرسایشی بوده و در نتیجه رخنمون پلاتفرم کربناته ایجاد شده است. دیگر مرزهای سکانسی تعیین شده از نوع پیوستگی معادل ناپیوستگی هستند. سکانس ها و مرزهای سکانسی شناسایی شده برای توالی رسوبی سازند سروک قابل انطباق با مرزهای سکانسی تعیین شده در سایر مناطق در حوضه زاگرس و به سمت غرب در صفحه عربی بوده که بر همین اساس مرز بالایی سکانس اول معادل k120 sb صفحه عربی و سطح بیشینه پیشروی آب دریا در آن معادل سطح بیشینه k110 صفحه عربی بوده که به ترتیب به سمت بالا ادامه یافته و در مرز فرسایشی سکانس نهشتی چهارم معادل k150 sb صفحه عربی و سطح بیشینه پیشروی آب دریا در آن معادل سطح k140 در صفحه عربی خواهد بود. این انطباق می تواند چارچوب مناسبی برای انطباق مخزنی و مدل سازی مخزن را فراهم کند.
کلیدواژه ریزرخساره، رمپ کربناته، حوضه اینتراشلف، توالی سکانسی، سازند سروک
آدرس دانشگاه شهید بهشتی, دانشکده علوم‌ زمین, ایران, دانشگاه شهید بهشتی, دانشکده علوم ‌زمین, گروه حوضه‌های رسوبی و نفت, ایران, دانشگاه شهید بهشتی, دانشکده علوم‌ زمین, گروه حوضه‌های رسوبی و نفت, ایران, شرکت ملی نفت ایران, ایران
پست الکترونیکی mahmoud.jalali@gmail.com
 
   facies, sedimentary environment and sequence stratigraphy of the early upper cretaceous in the dezful embayment, southwestern iran  
   
Authors kakemem o. ,adabi m. h. ,sadeghi a. ,jalali m.
Abstract    the upper cretaceous (upper albian-lower torunian) sarvak formation (and its equivalents) is the second most important carbonate reservoir in iran that was developed under the warm tropical climate. the sarvak formation with the predominant limestone lithology in the omid, mansuri, and ahvaz oil fields was conformably overlies the shaly kazhdumi formation and overlain by the ilam formation. detailed petrographical studies led to determine twelve carbonate microfacies that indicate deposition on a homoclinal ramp-type carbonate setting. the identified ramp-type setting was composed of four main facies belts including inner, middle and outer ramp associated with an intrashelf basin. biostratigraphic assemblage zones, facies analysis, depositional sub-environments, and wire-line logs assisted in mapping the paleogeography of the study area into four third-order stratigraphic sequences. the upper boundary of third and forth depositional sequences (ds3-4) in all studied oil fields defined as a disconformity confirmed by the evidence of extensive dissolution and other meteoric diagentic features that reveal a platform exposure. the other sequence boundaries defined as a correlative unconformity. the modified sequences and sequence boundaries of the sarvak succession are clearly correlatable with sequence boundaries and surfaces derived from the arabian plate sequenc stratigraphy in iran and adjacent arabian countries. accordingly, the upper boundary and maximum flooding surface (mfs) of the first depositional sequence (ds1) in order is equivalent to k120sb and k110 in the arabian plate. this is continued to the top of the sarvak succession that set the turonian disconformity, which define the last sequence boundary (sb4) and its mfs as equivalent to k150 sb and k140, respectively. the conducted correlation can help to characterize a suitable framework for reservoir correlation and -modelling.
Keywords microfacies ,ramp carbonate ,intrashelf basin ,sequence stratigraphy ,sarvak formation
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved