|
|
بررسی تاثیر قلمروپایی در مسکن بر انگیزه بروز رفتار پایدار بر اساس تئوری ارزش فضایی (مورد مطالعه: مجتمعهای مسکونی شهر شیراز)
|
|
|
|
|
نویسنده
|
شاهرودی کلور مرضیه ,موحد خسرو ,رشید کلویر حجت الله ,تقی پور ملیحه
|
منبع
|
جغرافيا و توسعه فضاي شهري - 1402 - دوره : 10 - شماره : 3 - صفحه:89 -109
|
چکیده
|
رفتار انسانی نقشی عمده در پیدایش و تداوم انواع مشکلات محیطی دارد. مدلهای پیشنهادی برای اصلاح الگوهای رفتاری بر مولفهای به نام انگیزه تاکید دارند که زمینه اولیه برای اتخاذ تصمیمات پایدار افراد میباشد. با توجه به اهمیت مسکن در توسعه پایدار، الگوهای جدید سکونت در مساکن جمعی و تاکید طراحان بر حریم خصوصی و خلوت در چیدمانهای فضایی، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر قلمروپایی در مسکن بر تقویت انگیزههای رفتاری در تحقق پایداری انجام شده است. برای این منظور، نخست الگوهای چیدمان و انتظام فضای داخلی مسکن به لحاظ نحوی بررسی شده و سپس با توزیع 384 پرسشنامه فرضیه تحقیق مورد آزمون قرار گرفت. مشاهدات نشان داد مسکن معاصر دارای دو الگوی مرکزی و محوری است که ارزش فضایی قلمروهای عمومی، نیمهعمومی و خصوصی در هر یک از آنها دارای ویژگیهای نحوی متفاوتی است. در الگوی مرکزی عرصههای عمومی دارای یکپارچگی، دید، نفوذپذیری و استفادهپذیری بالاتری هستند؛ در حالی که در الگوهای محوری تفکیکهای فضایی بیشتر و عرصههای خصوصی استفادهپذیری بالاتری دارند. علاوه بر تحلیلهای نحوی، آزمون تحلیل واریانس نیز تفاوت رفتار قلمروپایی میان ساکنان دو الگوی نام برده را تایید کرد. نتایج با تایید رابطه مثبت میان چیدمان فضایی، قلمروپایی و انگیزه رفتارهای پایدار، نشان داد طراحی مرکزگرا و تقویت محرکهای فضایی برای استفاده از فضاهای جمعی، میتواند به میزان 28 درصد پیشبینیکننده رفتارهای پایدار باشد. در حالی که داشتن قصد و نیت رفتاری در زمینه پایداری 29 درصد پیشبینیکننده انگیزه است، قلمروپایی و چیدمان فضایی با 28 درصد پیشبینیکنندگی فاکتور مهم و قابل کنترلی خواهد بود.
|
کلیدواژه
|
مسکن، رفتار پایدار، قلمروپایی، ارزش فضایی، انگیزش
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال, گروه معماری, ایران, دانشگاه واشنگتن دی سی (udc), گروه معماری و پایداری شهری, آمریکا, دانشگاه محقق اردبیلی, دانشکده فنی و مهندسی, گروه معماری, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز, گروه معماری, ایران
|
پست الکترونیکی
|
malihe_taghipourr@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
exploring the impact of territoriality in housing on the motivation of sustainable behavior based on spatial value theory (case study: residential complexes of shiraz)
|
|
|
Authors
|
shahroudi kolour marziyeh ,movahed khosro ,rashid kolvir hojjatollah ,taghipour malihe
|
Abstract
|
human behavior plays a significant role in the formation and continue of various environmental problems. the proposed models for modifying the behavioral patterns put emphasis on motivation, which seems to be the primary reason for making sustainable decisions. taking into consideration the significance of housing in sustainable development, the modern patterns of living in complexes, and the emphasis designers put on privacy in spaces, this study aimed to explore the impacts of territoriality in housing on strengthening behavioral motivations in achieving sustainability. accordingly, at first, the patterns of arranging the interior space of houses were analyzed in terms of structure. then, using 384 questionnaires, the research hypothesis was tested. the observations showed that the current housing has central and axial models. the spatial value of the public, semi-public and private territories in each of the models has different structural features. while in the central models, public spaces have higher integrity, visibility, permeability, and usability, but axial patterns have more spatial separations and private areas have more usability. variance test also confirmed the difference in territorial behavior between the residents of the above-mentioned patterns. confirming a positive relationship between spatial arrangement, territoriality, and the motivation of sustainable behaviors, the results showed that centripetal designing and empowering spatial stimuli for the use of public spaces would predict 28% of sustainable behaviors. behavioral aims regarding the sustainability predicts 29% of motivation, but having 28% predictability, territoriality and spatial arrangement are important and controllable factors.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|