|
|
|
|
بهار مجنون وطن در عصر مشروطه و انعکاس آن در تحولات رسانه ای ایران (بر اساس آرشیو نشریات گنجینه رضوی)
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
صحرانشین زهرا ,سالاری مصطفی ,رومیانی بهروز
|
|
منبع
|
مطالعات هنر اسلامي - 1403 - دوره : 21 - شماره : 54 - صفحه:387 -407
|
|
چکیده
|
واژۀ عشق همواره یکی از کلیدی ترین واژگان در پهنۀ زبان فارسی برای بیان احساسات، مورد توجه شعرای بسیاری بوده و در این رهگذر، در قرون مختلف، شاعران بسیاری با مورد خطاب قرار دادن عشق، زیباترین اثر ادبی کارنامه هنری خود را آفریده اند. موضوع عشق معماییست بی شرح که در حیطۀ دانش هیچکس نمی گنجد و هر کس به مقتضات دریافت درونی خود دربارۀ عشق و ماهیت آن سخن گفته و با بیان گونهگون از قصۀ ناتمام عشق در هر عصر و دوره ای دم زده است. یکی از این شعرای ادب معاصر، میرزا محمدتقی ملکالشعرای بهارست که در عصر مشروطه باتوجهبه اوضاع حاکم در بحث وطن، و آزادی وطن از چنگال اجانب، با کلام شیوایی سیمای عشق را در قالب حبالوطن، به تصویر کشیده است، در این مقاله سعی بر آن است که به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی جلوه های ویژه عشق در دیوان بهار از منظر وطنپرستی پرداخته و به این سوال پاسخ می دهد که عشق از منظر او چه صفات و ویژگی هایی دارد و آیا تفاوتی با عشق سایر شعرا در ادوار گذشته داشته یا خیر. مقولۀ بعدی که این پژوهش دنبال میکند تحولات رسانه در گنجینه نشریات رضوی است و یافتهها حاکی از استمرار هنر انتقال مفاهیم در نشریات دورۀ قاجار است.اهداف پژوهش:شناخت شیوه های تصویرگری بهار در قالب الفاظ و معانی ملموس نسبت به وطن.شناخت تحولات رسانهای در گنجینه نشریات رضوی.سوالات پژوهش:دیدگاه بهار نسبت به عشق چه صبغه ای دیگر دارد؟تحولات رسانهای چه بازتابی در گنجینه نشریات رضوی دارد؟
|
|
کلیدواژه
|
عشق، وطنپرستی، بهار، تحولات رسانهای، عصر مشروطه
|
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان, گروه زبان و ادبیّات فارسی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
b.romiani@iauzah.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
mad spring of the homeland in the constitutional era and its reflection in iranian media developments (based on the archive of ganjineh razavi publications
|
|
|
|
|
Authors
|
sahraneshin zahra ,salari mostafa ,romiani behrooz
|
|
Abstract
|
the sun, this fiery sphere, this life-giving and existential element, this eraser of darkness and a refuge to overcome internal and external fears, was so valued, respected and sanctified by the ancient people that it was called a deity. the purpose of writing these lines is to understand the thoughts and beliefs of those people in the field of this great celestial phenomenon and a comparative study of those beliefs in sohrab’s poetry; hence, the author first opens a window beyond ancient ideas and then deals with the meaning of some of those thoughts in the poetry of sohrab sepehri.sohrab, as a naturalist poet who sees the divine manifestation in the phenomena of creation, connects the sun with the religions of the orient on the basis of his resurrection. ; especially seal and lotus. the use of the name gardoneh, the discoverer of the morning mine, and the chicken of the sun is a sign of his attention to the rituals of mehr and mazdisna. in this article, the position of the sun in the religions of ancient iran and the reflection of those beliefs in the poetry of sohrab sepehri have been analyzed in a comparative-analytical way.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|