|
|
|
|
نماد خورشید در باورهای باستانی و انعکاس مفاهیم آن در شعر سهراب سپهری و نقش چلیپا
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سازگار مریم ,اشرف زاده رضا ,شاه بدیع زاده محمد
|
|
منبع
|
مطالعات هنر اسلامي - 1403 - دوره : 21 - شماره : 54 - صفحه:331 -348
|
|
چکیده
|
خورشید ارزش و احترام و تقدسی زیادی نزد مردمان باستان داشت و عنوان خدایی به آن اطلاق میکردند. این ارزشمندی سبب شده است تا به کرات در آثار ادبی و هنری ایرانیان نماد خورشید کاربرد داشته باشد. هدف از نگارش این سطور دریافت اندیشهها و باورهای آن مردمان در زمینۀ این پدیدۀ عظیم آسمانی و بررسی تطبیقی آن اعتقادات در شعر سهراب میباشد؛ از اینرو نگارنده ابتدا دریچهای به فراسوی اندیشههای باستانی گشوده و آنگاه به مانایی برخی از آن افکار در شعر سهراب سپهری و نقش چلیپا پرداخته است. سهراب بهعنوان شاعری طبیعتگرا که جلوۀ الهی را در پدیدههای آفرینش میبیند، خورشید را به اعتبار رستنگاهش با ادیان مشرق زمین پیوند میزند. توجه خاصی به خورشید و آفتاب دارد و در این توجه به آیینهای میترائیسم و بودیسم چشم عنایتی داشته است؛ خصوصاً مهر و نیلوفر. اطلاق نام گردونه، کاشف معدن صبح و مرغ آفتاب نشانهای از توجه او به آیینهای مهر و مزدیسنا میباشد. در این جستار، جایگاه خورشید در ادیان ایران باستان و بازتاب آن اعتقادات در شعر سهراب سپهری و نقش چلیپا به روش تطبیقی تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفته است.اهداف پژوهش:آشنایی با باورهای ادیان باستان در زمینۀ خورشید و واکاوی آن در شعر سهراب سپهری.بررسی نقش چلیپا در هنر ایرانی و اسلامی.سوالات پژوهش:علت تقدس و ارزشمندی و اعتبار خورشید، در میان آریاییان و شعر سهراب چیست؟نقوش چلیپا در هنر ایرانی و اسلامی چه بازتابی یافته است؟
|
|
کلیدواژه
|
سهراب، مزدیسنا، مهر، خورشید، چلیپا
|
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد, گروه ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد, گروه ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد, گروه ادبیات فارسی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
mohammad.shahbadizadeh@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
the symbol of the sun in ancient beliefs and the reflection of its meanings in the poetry of sohrab sepehri and the role of the chlepa
|
|
|
|
|
Authors
|
sazegar maryam ,ashrafzadeh reza ,shahbadizadeh mohammad
|
|
Abstract
|
the sun, this fiery sphere, this life-giving and existential element, this eraser of darkness and a refuge to overcome internal and external fears, was so valued, respected and sanctified by the ancient people that it was called a deity. the purpose of writing these lines is to understand the thoughts and beliefs of those people in the field of this great celestial phenomenon and a comparative study of those beliefs in sohrab’s poetry; hence, the author first opens a window beyond ancient ideas and then deals with the meaning of some of those thoughts in the poetry of sohrab sepehri.sohrab, as a naturalist poet who sees the divine manifestation in the phenomena of creation, connects the sun with the religions of the orient on the basis of his resurrection. ; especially seal and lotus. the use of the name gardoneh, the discoverer of the morning mine, and the chicken of the sun is a sign of his attention to the rituals of mehr and mazdisna. in this article, the position of the sun in the religions of ancient iran and the reflection of those beliefs in the poetry of sohrab sepehri have been analyzed in a comparative-analytical way.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|