|
|
بررسی وجود روابط اجتماعی گمنشافتی (خانوادگی، دوستی و همسایگی) در محلات شهر همدان
|
|
|
|
|
نویسنده
|
افشار زین العابدین ,میر محمد تبار احمد
|
منبع
|
پژوهش هاي جامعه شناسي معاصر - 1401 - دوره : 11 - شماره : 21 - صفحه:231 -257
|
چکیده
|
شهر عموماً با روابط اجتماعی غیرشخصی، گمنامی، خویشتنداری و روابط سطحی و گذرا شناخته میشود؛ اما شهر ویژگیهای دیگری چون پیوندهای خانوادگی و خویشاوندی، همسایگی و روابط بین دوستان را نیز بهطور آشکار و پنهان در بستر خودپرورش میدهد. رویکرد «زیمل» و «ورث» به روابط غیرشخصی و فردگرایانۀ شهر اشاره دارد و رویکرد «گانز» و «فیشر» به پیوندهای خانوادگی و دوستان، و رویکرد «جاکوبز» بهروابط اجتماعی محلات توجه دارد. این پژوهش بهدنبال آن است نشاندهد که در محلات شهر همدان روابط اجتماعی گمنشافتی وجود دارد و میتوان این فرضیۀ نظریهپردازان مدرن شهری را مورد مناقشه قرار داد. بدینمنظور از تحلیل ساختاری برای تجزیه و تحلیل روابط اجتماعی استفاده شده است. روش پیمایشی با نمونهگیری خوشهای در چهار منطقۀ مختلف شهری با 400 پرسشنامه آزموده شده بهکار گرفته شد. ابعاد روابط اجتماعی شامل: دوری و نزدیکی (اندازۀ رابطه)؛ میزان رفتوآمد، تمایل به رفتوآمد (تعداد رابطه)؛ اعتماد، احساس دوستی و کمک (شدت رابطه) است. این ابعاد در بین خانواده، خویشاوندان، دوستان، همسایهها و اهالی محل و دوستان سنجیده شدهاند. واحد تحلیل خانواده است. خانوادهها در رفتوآمد، تمایل به رفتوآمد، اعتماد، احساس دوستی و کمک کردن به اعضای خانوادۀ خود، خویشاوندان نزدیک و بستگان میزان بسیار بالایی را بهنمایش میگذارند. میزان اعتماد، احساس دوستی خانوادهها با دوستان هرچند در مقایسه با روابط خانوادگی و بستگان نزدیک خیلی بالا نیست، ولی در مقایسه با اهالی محل و همسایهها وضعیت بهمراتب بهتری دارند. همینامر فرضیۀ تحقیق مبتنیبر این که روابط اجتماعی گمنشافتی در محلات شهر وجود دارد، تایید میکند. درضمن بین ابعاد روابط اجتماعی مورد اشارۀ بین مناطق چهارگانۀ شهری تفاوتهای معنیداری دیده میشود. منطقۀ مرفهنشین ازنظر روابط گمنشافتی در سطح پایینی قرار دارد و با سه منطقۀ دیگر متفاوت است.
|
کلیدواژه
|
شهر، گمنامی، اعضای خانواده، خویشاوندان، دوستان، همسایگان، اعتماد، احساس دوستی
|
آدرس
|
دانشگاه اراک, دانشکدۀ علوم انسانی, گروه جامعهشناسی, ایران, دانشگاه اراک, دانشکدۀ علوم انسانی, گروه جامعهشناسی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
ahmadmirtabar@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
studying the existence of gemeinschaft social relations (family, friendship and neighborhood) in the neighborhoods of hamedan city
|
|
|
Authors
|
afshar z ,mir-mohamad tabar a
|
Abstract
|
the city is generally known for impersonal social relations, anonymity, self-restraint and superficial and transitory relations. but the city also gives other characteristics such as family ties and kinship, neighborhood and relationships between friends, both overtly and covertly, in the context of self-training. simmel and wirth’s approach refers to the impersonal and individualistic relationships of the city, and gans and fischer’s approach focuses on family ties and friends, and jacobs’s approach focuses on the social relationships of neighborhoods. this research seeks to show that there are gemeinschaft social relations in hamedan and this hypothesis of modern urban theorists can be disputed. for this reason, structural analysis has been used to analyze social relations. a survey method was used with cluster sampling in four different urban areas with 400 tested questionnaires. dimensions of social relationships including distance and closeness (relationship size); the amount of commuting, desire to commute (number of relationships); trust, a feeling of friendship and help (relationship intensity). these dimensions have been measured among family, relatives, friends, neighbors and local residents and friends. it is a family analysis unit. families show a very high level of communication, willingness to communicate, trust, feeling of friendship and helping their family members, close relatives. although the level of trust and friendship of people with friends is not very high compared to family relations and close relatives, but compared to local residents and neighbors, they have a much better situation. this confirms the hypothesis of the research based on the fact that there are gemeinschaft social relations in the neighborhoods of the city. at the same time, significant differences can be seen between the mentioned dimensions of social relations between the four urban areas. the affluent area is at a low level in terms of gemeinschaft relationships and is different from the other three areas.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|