|
|
تحلیل گفتمان رفاه و تامین اجتماعی در دولتهای پس از انقلاب اسلامی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
اسدی زاهد ,زاهدیمازندرانی محمدجواد ,ربیعی علی
|
منبع
|
پژوهش هاي جامعه شناسي معاصر - 1400 - دوره : 10 - شماره : 19 - صفحه:89 -115
|
چکیده
|
یکی از آرمانهای انقلاب اسلامی تامین اجتماعی بوده و در قانون اساسی و سایر اسناد بالادستی گنجانده شده است، اما آن در نظم گفتمانی کارگزاران بعد از انقلاب (براساس اقتضائات نظری و عملی) با رویکردها و سیاستهای مختلفی مفهومسازی شده و دلالتهای متفاوت و بعضاً ناهمگون منجر به عدم تحقق کامل رفاه و تامین اجتماعی در کشور شده است. در همینراستا پژوهش حاضر، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که رفاه و تامین اجتماعی در چهار دولت بعد از انقلاب اسلامی (با گفتمانهای مستضعفین، سازندگی، اصلاحات و عدالتمحور) با چه دلالتهای معنایی تثبیت و برجسته شدهاند که نتیجۀ اینچنینی را رقم زده است؟ برای پاسخ بدینپرسش با روش تحلیل گفتمان «لاکلاو و موفه» به تحلیل متون سخنرانیهای مقامات عالی کشور خصوصاً روسای جمهور، قوانین و مقررات مربوطه در هر گفتمانهای سیاسی حاکم که همانا در هژمونی دولتها به منصه ظهور رسیدهاند، میپردازیم. یافتهها نشان میدهد که دولت مستضعفین بهواسطۀ ایدئولوژی انقلاب اسلامی و جنگ، گروههای مستضعف را از حاشیه به متن کشاند و به اینترتیب گفتمان رفاه خود را با دال مرکزی «مستضعف محوری» مفصلبندی کرده است. دولت سازندگی کوشش کرد با «جبران کاستی های ناشی از توسعۀ اقتصادی» بهعنوان دال مرکزی، گفتمان خود را مفصلبندی کند. دولت اصلاحات با توسل به اصل 29 قانون اساسی به ساختارشکنی از دال مرکزی گفتمان رفاه دولت سازندگی پرداخته و مفصلبندی گفتمان خود را با نشانۀ مرکزی «نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی» تشکیل داد. دولت عدالتمحور نیز با تاکید بر عدالت توزیعی، مهرورزی و خدمترسانی به اقشار فقیر و آباد کردن مناطق توسعه نیافته، گفتمان رفاه خود را با نشانۀ مرکزی «دسترسی یکسان آحاد مردم به حمایتهای تامین اجتماعی» مفصلبندی کرده است. در نتیجه میتوان گفت که روند گفتمان رفاه و تامین اجتماعی طی چهار دولت پس از انقلاب اسلامی بیانگر این است که هر یک از دولتها، گفتمان رفاهی خود را ذیل دال مرکزی متفاوت ولی با دالهای شناور گاه مشترک، مفصلبندی کردهاند. به اینترتیب بین دال مرکزی آنها، گسست رخداده و در نتیجه خط سیر متفاوت و گاه متضادی پیمودهاند. اینامر موجب شده آنها تداوم بخش و مکمل یکدیگر نباشند، اما با وجود این، جنبههای گوناگون رفاه و تامین اجتماعی در هر دولت نسبت به دولت قبلی، بهبود نسبی یافته است.
|
کلیدواژه
|
گفتمان، رفاه، تامین اجتماعی، دولت، انقلاب اسلامی
|
آدرس
|
دانشگاه پیامنور مرکز تهران, ایران, دانشگاه پیامنور مرکز تهران, گروه علوماجتماعی, ایران, دانشگاه پیامنور مرکز تهران, گروه علوماجتماعی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
alirabiee@csr.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Discourse Analysis of Welfare and Social Security in Iran After the Islamic Revolution
|
|
|
Authors
|
Asadi Zahed ,Zahedi-Mazandarani Mohammad Javad ,Rabiei Ali
|
Abstract
|
One of the ideals of the Islamic Revolution is social security and it is included in the constitution and other upstream documents, but it is conceptualized in the discourse order of agents after the Islamic Revolution (based on theoretical and practical requirements) with different approaches and policies. Different and sometimes heterogeneous has led to the complete lack of welfare and social security in the country. In this regard, the present study seeks to answer the question that welfare and social security in the four governments after the Islamic Revolution (with the discourses of the Oppressed, Construction, Reform and Justice) have been established and highlighted by what semantic implications that have led to such results? To answer this question we used the Laclau and Mouffe discourse analysis method to analyze the texts of speeches of high officials, especially presidents, the relevant laws and regulations in each of the ruling political discourses that have emerged in the hegemony of governments. The analyzed texts also include the speeches of highranking officials, especially the presidents, the law on development programs, the practical actions, and the regulations and reports of the Ministry of Welfare and Social Security in the period of each government. Due to the ideology of the Islamic Revolution and the war, the OpressedOriented Government pushed the oppressed groups from the margins to the center, thus articulating its welfare discourse with the nodal point of the “centrally oppressed”.The Constructive Government sought to articulate its discourse by “compensating for the shortcomings of economic development” as the nodal point. The Reformist Government, using Article 29 of the Constitution, deconstructed the nodal point of the constructive government welfare discourse and articulated its discourse with the nodal point of a “comprehensive welfare and social security system.”The JusticeOriented Government has also articulated its welfare discourse with the nodal point of “equal access of individuals to social security protections” by emphasizing distributive justice, compassion and service to the poor and the development of underdeveloped areas. The trend of welfare and social security discourse during the four governments after the Islamic Revolution in Iran indicates that each government has articulated its welfare discourse under a different nodal point but with common floating Singnifiers. In this way, a rupture occurred between their nodal points, resulting in a different and sometimes contradictory trajectory. As a result, they are not complementary to each other, but nevertheless, the various aspects of welfare and social security in each government have improved compared to the previous one.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|