|
|
برداشتهای نسلی از هویت نزد تحصیلکردههای کرمانشاه
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سبزهای محمدتقی ,مرادخانی همایون ,مصطفی شیما
|
منبع
|
پژوهش هاي جامعه شناسي معاصر - 1400 - دوره : 10 - شماره : 18 - صفحه:269 -302
|
چکیده
|
هدف اصلی این مقاله، تحلیل کیفی برداشتهای دو نسل تحصیلکردههای کرمانشاه از هویتشان است. چارچوب مفهومی این پژوهش به نظریههای برخی از جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی کلاسیک و معاصر نظیر: «جورج هربرت مید»، «چارلز هورتن کولی»، «آنتونی گیدنز» و «استوارت هال» دربارۀ هویت ارجاع میدهد. پژوهش حاضر از نوع کیفی است و با استفاده از روشهای نمونهگیری هدفمند و نظری، 15 نفر از اساتید و 15 نفر از دانشجویان کارشناسیارشد دانشکدۀ علوماجتماعی دانشگاه رازی بهعنوان نمونه انتخاب شدند؛ معیار تعیین حجم نمونه، رسیدن به اشباع نظری بود. دادهها با استفاده از ابزارهای پرسشنامۀ باز و مصاحبۀ عمیقِ فردی جمعآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون تحلیل شدند؛ نتایج این تحقیق نشان میدهد ازنظر هر دو نسل تحصیلکردههای کرمانشاه هویت مردم کرمانشاه از دو عنصر فردی و جمعی تشکیل شده است. دربارۀ هویت فردی در بین دو نسل اشتراک برداشتهایی در مفاهیم «مهماننوازی»، «شادزیستی»، «خونگرمی»، «ولخرجی»، «پرستیژطلبی»، «بینظمی در کار» و اختلاف برداشتهایی در مفاهیم «پهلوانی» و «تعلق به مکان»، «خشن بودن»، «تنبلی» و «راحت طلبی» مشاهده میشود. دربارۀ «هویت جمعی»، برداشت دو نسل این است کرمانشاهیها را میتوان با خصلتهای جمعی مشترک نظیر: «تنوع فرهنگی»، «مناسکگرایی»، «قومگرایی»، «همگرایی»، «واگرایی» (غریبهپرستی)، «خرافهپرستی» و «مردسالاری» شناخت. اما برداشت نسل جدید این است که «خرافهپرستی» فقط مختص کرمانشاه نیست و «مردسالاری» مربوط به گذشته بوده و درحالحاضر تضعیف شده است.
|
کلیدواژه
|
هویت فردی، هویت جمعی، کرمانشاه، هویت کاوی، خلقیات
|
آدرس
|
دانشگاه بوعلیسینا, دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی, گروه جامعهشناسی, ایران, دانشگاه رازی, دانشکدۀ علوم اجتماعی, گروه جامعهشناسی, ایران, , ایران
|
پست الکترونیکی
|
m.sabzehei@basu.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Generational Perceptions of the Identitity by Kermanshahs’ Graduates
|
|
|
Authors
|
Sabzehei Mohammad Taghi ,Moradkhani Homayoun ,Mostafa Shima
|
Abstract
|
The primary goal of this paper is the qualitative analysis of two educated generations’ perceptions of kermanshah’s people about their identity. The conceptual framework of the research is referd to the theories of some classical and contemporary sociologists and social psychologists such as Jorge Herbert Mead, Charles Horton Cooley, Anthony Giddens and Stuart Hall about identity. The research is quantitative and based on purposeful and theoretical sampling methods, 15 professors and MA students of the Faculty of Social Sciences in Razi University are selected as a sample. The criterion for determining the sample size was theoretical saturation. The data are collected via openended questionnaire and indepth individual interview tools und analyzed through the technique of thematic Analysis. The results indicated that from the perspective of two educated generations, the identity of Kermanshah’s people is composed of two elements, namely individual and collective identities. As for the individual identity, there are common perceptions in terms of concepts like hospitality, cheerfulness, wholeheartedness, prodigality, luxuriousness and messiness in doing tasks and perceptional differences in concepts like heroism, sense of belonging to home, aggressiveness, laziness and selfindulgence. In regard of the collective identity, the two generations’ perception is that the people of Kermanshah can be recognized with such common collective properties as cultural diversity, ritualism, ethnocentrism, convergence, divergence, superstition and patriarchy. But the perception of the new generation is that &superstition& is not limited to Kermanshah, and &patriarchy& is a thing of the past and is now weakened.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|