|
|
ارزیابی انتشارگرایی نو در معماری محوطه های اوروکی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
فرجی چشمه زنگی هادی ,مرتضوی مهدی ,موسی پور نگاری فریبا
|
منبع
|
پژوهش هاي باستان شناسي ايران - 1401 - دوره : 12 - شماره : 34 - صفحه:61 -86
|
چکیده
|
فرهنگ اوروک، یکی از شاخصترین فرهنگهای بینالنهرین است که ابتدا در جنوب بینالنهرین و سپس در مناطق دیگر، ازجمله بینالنهرین شمالی (تل براک و...)، ایران (زاگرسمرکزی، فلاتمرکزی و جنوبغرب)، جنوبشرق ترکیه (حاجینبی، هاسکهویوک و...)، شمال سوریه (تل حموکار، حبوبا کبیرا، جبلآرودا و...) تا مصر و لوانت گسترش پیدا نمود. «گیلرمو الغازه» اولین کسی بود که در مورد گسترش این فرهنگ فرضیاتی را ارائه داد. الغازه استدلال مینماید که سرزمینهای مجاور جنوب بینالنهرین در دورۀ اوروک تغییرات شگرفی را در جامعه، سیاست و سازمان اقتصادی تجربه نمودهاند که تحتتاثیر تحولاتی است که در سرزمینهای آبرفتی جنوبی رخداده است. البته نقش ظرفیتهای بومی نیز حائز اهمیت است بهنحویکه محیط طبیعی این مناطق در شکلگیری معماری دورۀ اوروک و ایجاد شاخصههای معماری مرتبط با محیط طبیعی نقش قابلتوجهی داشته است؛ ازجمله شاخصهها میتوان به نقشۀ سهبخشی (بهعنوان مهمترین شاخصۀ معماری مرتبط با محیط طبیعی) مخروطهای سفالی و طاقچههای تزئینی که از شاخصههای جنوب بینالنهرین هستند، اشاره نمود. در برخی از محوطهها مانند گودینتپه و هاسکهویوک یک حیاط بیضی شکل بهدست آمده است که بیانگر کاربری محوطه و همچنین استفاده از شاخصههای معماری اوروک براساس شرایط جغرافیایی خاص منطقه قرارگیری این دو محوطه است. این پژوهش با روش توصیفی-تاریخی بهدنبال ارزیابی این پرسش است که معماری تا چه اندازه میتواند بیانگر میزان نفوذ فرهنگ اوروک در مناطق همجوار باشد؟ با بررسی معماری در محوطههای اوروکی میتوان چنین بیان نمود که وجود شاخصههای معماری در کنار دیگر عناصر فرهنگی میتواند بیانگر نفوذ کامل فرهنگ اوروک بر یک محوطه باشد که پژوهشگران از آن تحت عناوینی مانند: کُلنی، مستعمره یا محاصرۀ کامل یاد مینمایند و محوطههایی که ازنظر معماری تاثیر کمتری از نفوذ فرهنگ اوروک را نشان میدهند، تنها درگیر در شبکۀ تجاری اوروک بوده و یا کاربری آنها یک ایستگاه و پایگاه تجاری (مانند گودین تپه) است و بیشتر ظرفیتهای بومی در شکلگیری نوع معماری آنها سهیم بوده است.
|
کلیدواژه
|
فرهنگ اوروک، معماری، نقشۀ سه بخشی، مخروط سفالی، کُلُنی، پایگاه تجاری
|
آدرس
|
دانشگاه سیستان وبلوچستان, گروه باستان شناسی, ایران, دانشگاه سیستان وبلوچستان, پژوهشکده ی علوم باستان شناسی, گروه باستان شناسی, ایران, دانشگاه سیستان وبلوچستان, پژوهشکده ی علوم باستان شناسی, گروه باستان شناسی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
negari293@yahoo.co.uk
|
|
|
|
|
|
|
|
|
evaluation of new diffusion in architecture of uruk sites
|
|
|
Authors
|
faraji cheshme zangi h. ,mortazavi m. ,mousapournegari f.
|
Abstract
|
the uruk culture is one of the most significant cultures in mesopotamia which first in the south of mesopotamia and spread to other regions, including northern mesopotamia (tel brak, etc.), iran (central zagros, central plateau and southwest), southeastern turkey (hacinebi, hassek höyük, etc.), northern syria (tel hamoukar, habuba kabira, jebel aruda, etc.) and even egypt and the levant. guillermo algaze was the first to make hypotheses about the spread of this culture. algaze argues that the lands adjacent to southern mesopotamia underwent dramatic changes in society, politics, and economic organization during the uruk period, which are influenced by developments in the alluvial lands of the south. however, the role of indigenous capacities is also important so that natural environment of these areas has played a significant role in formation the architecture of the uruk period and creating architectural features related to the natural environment. among the features, we can mention the triple plan (as the most important architectural feature related to the natural environment), clay cones and decorative niches, which are the features of southern mesopotamia. in some areas, such as godin and hassek höyük, an oval courtyard has been obtained which indicates the use of the site and also the use of uruk architectural features based on the specific geographical conditions of the area of the two sites. this research by descriptive-historical method seeks to assess the question that architecture to what extent can indicate the influence of uruk culture in neighboring areas? by examining the architecture in the uruk sites, it can be said the presence of architectural features along with other cultural elements can indicate the full influence of uruk culture on a site which researchers refer to as colony, enclave, or large enclave and sites that are less architecturally influenced by the influence of uruk culture; only involved in the uruk trade network or their use is a trade station (such as godin tepe) and most of the indigenous capacities have contributed to the formation of their type of architecture.
|
Keywords
|
uruk culture ,architecture ,triple plan ,pottery cone ,colony ,trade station
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|