>
Fa   |   Ar   |   En
   کنام سازی شناختی و بوطیقای باستان‌شناختی؛ درآمدی بر نظریه‌ی ماواگزینی در باستان‌شناسی  
   
نویسنده عسکرپور وحید
منبع پژوهش هاي باستان شناسي ايران - 1398 - دوره : 9 - شماره : 23 - صفحه:207 -227
چکیده    این پژوهش درآمدی به باستان‌شناسی ماواگزینی است و به طرح آن به ‌عنوان یک افق پژوهشی تازه با اصول موضوعی و مسئله‌شناختی مشخص و منحصر به‌خود اختصاص دارد. منظر ماواگزینی در باستان‌شناسی، محصول یک فقدان در اصول معرفت‌شناختی این رشته است؛ فقدان مطالعه و پژوهش در آن‌دسته پدیده‌هایی که به‌واقع شاخصه‌های شناختی/فرهنگی محسوب می‌شوند؛ پدیده‌هایی که نمی‌توان آن‌ها را در زمینه‌های بوم‌شناختیمحیطی، جغرافیایی و انسان‌شناختی توضیح داد. این ضعف معرفت‌شناختی از آنجا ناشی می‌شود که به‌طور سنتی باستان‌شناسی را ناتوان از پل زدن از جانب مادّیات به معانی دور از دسترس تلقّی می‌کرد. بنیان معرفت‌شناختی این پژوهش آن است که برعکس، معناهای انسانی مادّیت دارند و ذهن و مادّه را نمی‌توان در دو قطب مخالف یکدیگر جای داد. مسئله‌ی اصلی این پژوهش بازگرداندن نوعی از اعتبار به باستان‌شناسی است که ورای در اختیار گذاشتن شروح بوم‌شناختیمحیطی، جغرافیایی و انسان‌شناختی پیرامون مدارک و شواهد باستانی، بتواند بر مولفه‌هایی انگشت گذارد که به‌طور رایج خارج از حیطه‌ی سیطره‌ی آن به‌شمار آمده است؛ همچون مولفه‌های شناختی، متافیزیکی، نشانه‌شناختی و مفهومیزبانی. در این پژوهش ضمن تعریف و شرح ماواگزینی از سه منظر فلسفی، انسان‌شناختی و باستان‌شناختی، مفاهیم نظری و روش‌شناختی ویژه‌ای برای این منظر برساخته و پیشنهاد شد. برمبنای مفاهیم نظری مورد بحث، سطوح واقعیّات زیستی انسان از لحاظ باستان‌شناختی ترسیم و پیشنهاد شد. درنهایت، باستان‌شناسی ماواگزینی بر سطحی از واقعیّات مادّی انسانی اشاره می‌رود که تاکنون ذیل عباراتی همچون «ذهنی»، «دست‌نیافتنی» یا «فاقد شواهد مادّی» انکار، رد یا به‌شکلی سیستماتیک از نظرها پنهان می‌شد. برای نشان‌دادن کاربرد عملی این چارچوب، بررسی‌های باستان‌شناختی سرفیروزآباد کرمانشاه موردکاوی شد. موردکاوی نشان می‌دهد حتی بررسی‌های سطح‌الارضی نیز می‌توانند شواهدی را از واقعیّت‌های رده‌بالاتر یا چنان‌که در این مقاله مورد نظر است، واقعیّت‌های بوطیقایی در خود داشته‌باشند؛ تنها اگر پژوهشگر از پیش، خود را آماده‌ی پذیرش آن واقعیت‌ها کرده باشد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا می‌توان سطح مولفه‌های فرهنگی را به عنوان یک سطح مطالعاتی معنادار وارد مراحل مختلف پژوهش‌های باستان‌شناختی کرد؟ این مولفه‌ها کدام و بر چه مبانی معرفت‌شناختی استوار هستند؟ فرضیات عبارت‌ست از: شواهد مربوط به سطح مولفه‌های فرهنگی در همه‌ی سطوح پژوهش‌های باستان‌شناختی وجود دارد و تنها مانع درنظر گرفتن آن‌ها، پیش‌پنداشت‌ها و انگاره‌های معرفت‌شناختی نادرست است.
کلیدواژه الگواره، ماواگزینی، کنام‌سازی شناختی، بوطیقا، سرفیروزآباد
آدرس دانشگاه هنرِ اسلامیِ تبریز, دانشکده هنرهای کاربردی, گروه باستان شناسی و باستان سنجی, ایران
پست الکترونیکی v.askarpour@tabriziau.ac.ir
 
 

Copyright 2015
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved