>
Fa   |   Ar   |   En
   مقایسه تاثیر بازآموزی عملکردی با و بدون تمرینات دوگانه بر عملکرد، تون عضلات اندام فوقانی و فعالیت‌های روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی مزمن  
   
نویسنده خدابخشی زهرا ,نعیمی صدیقه سادات ,دریابر عالیه ,رهبر سولماز ,رضایی مهدی
منبع طب توانبخشي - 1402 - دوره : 12 - شماره : 5 - صفحه:972 -985
چکیده    مقدمه و اهداف سکته مغزی یکی از بیماری‌های شایع در جهان است و به‌عنوان پنجمین بیماری منجر به مرگ در جهان شناخته شده است که به‌شدت موجب ناتوانی اندام فوقانی می‌شود. یکی از اهداف اصلی توان‌بخشی در این بیماران، بهبود عملکرد اندام فوقانی آن‌هاست. بازآموزی همراه با تمرینات دوگانه، یکی از روش‌های توان‌بخشی در بیماران سکته مغزی است که همراه با اجرای وظایف حرکتی، تمرینات ذهنی نیز از بیمار خواسته می‌شود. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر بازآموزی به همراه تمرینات دوگانه برعملکرد اندام فوقانی بیماران سکته مغزی مزمن، شامل عملکرد اندام فوقانی، تون عضله خم‌کننده آرنج، دامنه حرکتی فعال بازکردن مچ دست و توانایی بیمار در انجام فعالیت روزمره است.مواد و روش‌ها در این مطالعه پایلوت، 16 بیمار خانم مبتلا به سکته مغزی مزمن (بیش از 6 ماه) با‌توجه‌به معیارهای ورود و خروج، برای درمان انتخاب شدند و به 2 گروه 8 نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برای هر 2 گروه، درمان روتین شامل تحریک الکتریکی عضلات چهارسر و دورسی فلکسورهای سمت درگیر، 10 دقیقه دوچرخه و انجام 3 وظیفه حرکتی برای اندام فوقانی انجام شد. در گروه آزمایش، بازآموزی حرکتی شامل انجام 3 وظیفه حرکتی بود: 1. روی هم چیدن بلوک‌های رنگی؛ 2. باز و بسته کردن درب بطری؛ 3. حرکت دادن لوبیاها با قاشق به سمت هدفی معین. هم‌زمان با انجام وظیفه شمارش معکوس اعداد نیز انجام شد. این درمان‌ها به مدت 12جلسه (3 جلسه در هفته و به‌مدت 4هفته) انجام شد. متغیرهای عملکرد اندام فوقانی تون عضلات خم‌کننده آرنج، دامنه حرکتی فعال اکستنشن مچ دست (با گونیامتری) و فعالیت‌های روزمره (شاخص بارتل)، قبل و بعد از درمان اندازه‌گیری شدند. یافته‌ها تفاوت معناداری در هیچ‌کدام از متغیرها بین 2 گروه یافت نشد (p>0/05). در مقایسه بین‌گروهی، هم در گروه کنترل و هم در گروه آزمایش بهبود معناداری در 3 متغیر عملکرد اندام فوقانی، اسپاستیسیتی و انجام فعالیت‌های روزانه بعد از 4 هفنه مداخله در مقایسه با شرایط بیس لاین داشت (p<0/05). هر‌چند برای متغیر دامنه حرکتی فعال اکستنشن مچ دست در هر 2 گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری بین 2 شرایط یافت نشد (p>0/05). نتیجه‌گیری نتایج نشان داد هر 2 نوع بازآموزی با و بدون تمرینات دوگانه موجب بهبود قابل‌ملاحظه در عملکرد، اسپاستیسیته و توانایی فرد در فعالیت‌های روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی مزمن می‌شود. اما بازآموزی دوگانه تاثیر بیشتری روی ایتن پارامترها نداشت.
کلیدواژه سکته مغزی مزمن، بازآموزی عملکردی همراه با تمرینات دوگانه، عملکرد اندام فوقانی، توان عضله، قدرت عضله
آدرس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی, دانشکده علوم توانبخشی, کمیته تحقیقات دانشجویی, ایران, دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی, مرکز تحقیقات فیزیوتراپی، دانشکده علوم توانبخشی, ایران, دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی, مرکز تحقیقات فیزیوتراپی، دانشکده علوم توانبخشی, ایران, دانشگاه علوم پزشکی همدان, دانشکده علوم توانبخشی, گروه فیزیوتراپی, ایران, دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی, مرکز تحقیقات فیزیوتراپی، دانشکده علوم توانبخشی, ایران
پست الکترونیکی rezaei.to@gmail.com
 
   effect of dual-task training on the upper limb functon, muscle tone, and actvites of daily living in women with chronic stroke  
   
Authors khodabakhshi zahra ,naimi sedighh sadat ,daryabar aliyeh ,rahbar soulmaz ,rezaei mehdi
Abstract    background and aims stroke is the fifth leading cause of death in the world; which can cause disability. one of the main goals of rehabilitation in these patients is to improve their upper limb function. dual-task training (dtt) is one of the rehabilitation methods in stroke patients, which include performing motor tasks along with mental exercises. this study aims to investigate the effect of dtt on upper limb function, elbow flexor muscle tone, wrist extension range of motion (rom), and the ability to perform activities of daily living (adl) in women with chronic stroke.methods in this pilot study, 16 female patients suffering from chronic stroke for more than 6 months were selected and divided into two groups of 8 including training and control. in both groups, the routine treatment included electrical stimulation of quadriceps and dorsiflexors of the affected hand, 10 minutes of bicycling, and performing three movement tasks for the upper limb (sorting colored blocks, opening and closing the bottle cap with the affected hand, and moving the beans with a spoon towards a determined point). in the training group, dtt included performing these three movement tasks simultaneously with performing mental task (counting down from 100). the training was performed for 4 weeks at 12 sessions, three sessions per week. the upper limb function was measured by the box & block test; elbow flexor muscle tone by the modified ashworth scale; active rom of wrist extension by a goniometer; and adl by the barthel index before and after the treatments. results no significant difference was found in any variables between the two groups (p>0.05). in both in groups, there was a significant improvement in the three variables of elbow flexor muscle tone, upper limb function, and the ability to perform adl after interventions compared to baseline (p<0.05). however, no significant difference was found in the active rom of wrist extension in any groups (p>0.05).conclusion training with and without dtt can lead to significant improvement in elbow flexor muscle tone, upper limb function, and the ability to perform adl in women with chronic stroke. the dtt has no superior effect on these variables.
Keywords chronic stroke ,dual-task training ,upper limb function ,muscle tone ,spasticity
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved