>
Fa   |   Ar   |   En
   بدن اخروی از دیدگاه صدرالمتالهین و مقایسۀ آن با دیدگاه علامه طباطبایی  
   
نویسنده بطحائی حسن
منبع حكمت صدرايي - 1396 - دوره : 6 - شماره : 1 - صفحه:41 -51
چکیده    کیفیت بدن اخروی از مباحث مهم معاد جسمانی است. پرسش این است که آیا بدن محشور در آخرت، عنصری یا مثالی است و یا به‌طور کلی با بدن دنیوی و مثالی تفاوت دارد؟ ملاصدرا بر اساس مبانی عقلی، از جمله اصالت وجود، تشکیک در وجود، تشخص وجود، حرکت جوهری و تجرد خیال، درصدد اثبات عینیت بدن اخروی و دنیوی برآمده است ولی آنچه موفق به اثبات آن شده است بدن اخروی به وجود ملکوتی مثالی است. علامه طباطبایی که خود پیرو حکمت متعالیه است، با استناد به برخی از دلایل وحیانی و مبانی عقلی، از جمله قاعدۀ حکم الامثال، تلازم نفس و بدن، تبعیت جسد از نفس و اصیل بودن نفس در هویت آدمی، معتقد است آنچه در قیامت برای پاداش کیفر ضروری است همانندی در انسان بودن است که با وجود نفس محقق می‌شود و لازم نیست بدن اخروی در همۀ اجزا و صفات، عین بدن دنیوی باشد. از این‌رو بدن اخروی مثل بدن دنیوی است، اگرچه از نظر نفسانی، انسان محشور در قیامت عین انسان دنیوی است. پایبندی به مبانی حکمت متعالیه و استناد به دلایل نقلی از مشترکات این دو حکیم در تبیین بدن اخروی است ولی اعتماد بیشتر علامه به دلایل نقلی و حضور و تبعیت بدن از نفس در عالم آخرت، مطلبی است که دیدگاه علامه را از ملاصدرا متمایز می‌‌کند. در پژوهش حاضر این تمایز با توجه به آثار فلسفی و تفسیری این دوحکیم مورد تحلیل و نقد و ارزیابی قرار می‌گیرد.
کلیدواژه بدن اخروی، بدن دنیوی، بدن مثالی، علامه طباطبایی، صدرالمتالهین
آدرس دانشگاه پیام نور, ایران
پست الکترونیکی drbathayi@gmail.com
 
   Sadrolmote'allehin and Allameh Tabataba'ee on the Heavenly Body  
   
Authors bathayi seedhasan
Abstract    The quality of heavenly body is one of the significant issues within physical resurrection domain. The main question is that whether the resurrected body in hereafter is elemental or ideal? And also does it differ with worldly and ideal body? Based on rational concepts such as the principality of existence, gradation of existence, individuation of existence, substantial motion, abstraction of imagination, Mulla Sadra has tried to illustrate the objectivity of both worldly and heavenly bodies; however, he was only successful to conclude that heavenly body is considered as ideal, when it coexists with God's existence. On the other hand, Allameh Tabataba'ee has based his arguments on some revealed reasons and rational foundations such as the rules of the judgment of resembles, the necessity of soul and body, compliance of corpse from soul, the originality of soul in the identity of human. He believes that what is considered necessary in resurrection day for rewarding deeds, has some resemblances with humanity and is realized with the existence of soul. It's not necessary that heavenly body be worldly in all its components and characteristics. Therefore, heavenly body is very similar to worldly body; however, from the soul point of view, the resurrected human in resurrection day is very much similar to worldly human. Adherence to the foundations of transcendent wisdom and citation of anecdotal evidences are among the similarities of these two wises in defining heavenly body. Allameh Tabataba'ee believes more in anecdotal evidences and the existence of soul and the adherence of body to the soul; and these make him distinguished compared to Mollasadra. These two wises are compared, analyzed and criticized in this study considering their philosophical as well as interpretive works.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved